| | |
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.


  چاپ        ارسال به دوست

تحلیل قرآنی سیره امام حسین(ع) و قیام عاشورا

محمد حسین اخلاقی
چکیده
تجزیه و تحلیل نمودن سیره که همان بررسی های دقیق از زاویه های مختلف سبک رفتار و نوعیت رفتار یک انسان بوده، آن هم سیره انسان های که تاریخ ساز می‌باشند، دارای اهمیت و جایگاه خاصی بوده است. مخصوصاً بررسی سیره‌ی پیشوایان معصوم ما در تاریخ سیاسی اجتماعی اسلامی اهمیت بی بدیلی دارد. چرا که هر انسانی با اقتدا کردن به سیره و روش آنان، به قله های از خوشبختی نایل خواهد شد.
حضرت ابی عبد الله الحسین(ع) که یکی از این پیشوایان و ادامه دهنده راه و سیره‌ی جد بزرگوار و پدر گرامی‌ و برادر ارجمندش، بوده، در یک برهه‌ی از تاریخ اسلام، با فراهم شدن شرایطی، دست به یک قیام و نهضتی زد که در تاریخ نظیر و مانندی ندارد.
این قیام و نهضت با آن اهمیت و جایگاهی که در بین همه جوامع بشری، مخصوصاً آزادگان، بر خوردارند، باید موشکافی و تجزیه و تحلیل شود، تا مبانی و خواستگاهش مشخص شود و بهترین مبنای این قیام عظیم و نهضت بی نظیر، قرآن عظیم الشأن است. قرآن که تفسیر آن سیره علمی و عملی پیامبر اکرم(ص) و اوصیای بعد از او است. حسین بن علی(ع) در این قیام برنامه هایش را بر اساس همان قرآن پایه‌گزاری کرده و علناً با رفتار و گفتارش بدان تأکید می‌کرد. در این قیام آنچه مهم به نظر می‌رسد و برای او ارزش می دهد، موضوعاتی مهم، مانند: تدبیر در حفظ جان تا فراهم شدن شرایط قیام، تبیین درست و روشن از هدف و ایمان راسخ به آن، استقامت در راه هدف تا مرز شهادت و عشق ورزیدن در راه یگانه معبود و محبوب لایتناهی، از موضع گریها و روش ها و سیره‌ی آن امام همام است که در این نهضت پیش رو گرفته است.
واژگان کلیدی: قیام و نهضت، سیره، عاشورا، هدف، استقامت و عشق ورزی.
دریچه
تحلیل و بررسی سیره‌های پیشوایان معصومعلیهم‌السلام) در زمینه های مختلف از زندگانی پر برکت و با ارزش‌شان، دارای اهمیت و جایگاه بس مهم در تاریخ سیاسی اجتماعی اسلام می‌باشد؛ بنحو که با الگو قرار دادن انسان معصومین(ع) را در عرصه های مختلف از زندگانی، به خیلی از مشکلات فایق آمده و با بهره گیری از رفتار و عمل‌کرد آنان، به قله‌های از خوش­بختی نایل خواهد شد.
بنابر عقیده حقه تشیع، گفتار، رفتار، عمل و سیره ائمه‌ی دوازده‌گانه اهلبیت(ع) همانند گفتار و سیره شخص رسول گرامی اسلام(ص) برای ما حجت و پیروی کردن از آن لازم و ضروری می‌باشد. با در نظر داشت این‌که در همه مراحل از زندگانی فردی و اجتماعی، از سوی حضرات معصومین(ع)، امر ونهی چه در قالب رفتار و چه در قالب گفتار برای ما رسیده است. که توجه به آنان انسان را از در یای جهل و نادانی به ساحل نجات و خوشبختی می‌کشاند. از جمله حادثاتی که در تاریخ اسلام منشأ تحول عظیم و روشن بینی و روشن گری، واقع شد، حادثه‌ی سر‌نوشت ساز عاشورای سال 61 ه.ق. بود. با توجه بر این که در یک طرف این قضیه امام معصوم و کسی قرار دارد و قیام را رهبری می کند، که مفسر واقعی کلام وحی و تبیین کننده گفتار و سیره‌ی رسول گرامی اسلام است. بنابر این با ابزار واقع بینانه به چنین حادثات نگرسته شود، این واقعه با این که یک رفتار عقلای و طبیعی به حساب می‌آمد، تجسم روشن از رفتار و گفتار یک شخص معصوم است و عمل امام معصوم را در عرصه‌اجتماعی سیاسی تبیین می کند. لذا توجه کردن به این قیام و این حادثه از ضروری ترین تکلیفی است که یک انسان آزادی خواه باید بدان ملتزم شود.
واقعه عاشورا را، از زاویه های مختلف می توان مورد بررسی و واکاوی قرار داد؛ اما در این نوشتار سعی بر آن است که سیره امام حسین(ع) در این نهضت، از منظر قرآنی مورد بحث و بررسی قرار داده شود، تا روشن شود که سیره و روش امامان معصوم جدای از قرآن نبوده بلکه آنان است که با گفتار و رفتار‌شان مفسر قرآن است و پیروان واقعی قرآن را در این مکتب و این مسیر باید جستجو کرد.
مبحث اول: واکاوی واژگان کار بردی
درک درست و روشن از عنوان و موضوع مورد پژوهش، به شناخت مفاهیم ضروری و ادبیات تحقیق وابسته می باشد؛ بنابر‌این ناگزیریم مفهوم واژگان کاربردی را تعریف و تثبیت نموده و در ادامه موضوع مورد نظر را مورد تحقیق و ارزیابی قرار خواهم داد.
تحلیل
این واژه که در لغت به معنای تجزیه کردن و حل کردن بوده، و مقصود ما در این‌جا به معنی تجزیه کردن نزدیک می باشد، بدین بیان که تحلیل کردن یک حادثه و یک قیام و یا یک جنبش، بدین معنا است که آن حادثه را از زاویه های مختلف تجزیه نموده و مورد بررسی قرار دهد، که غالباً تجزیه و تحلیل را به عنوان عطف تفسیری در کنار هم قرار می‌دهند. و یا به عبارت دیگر، تجزیه و تحلیل، تفکیک نمودن و جدا ساختن زاویه های مختلف یک جریان بوده که با بررسی دقیق و کارشناسانه بدان نگرسته می‌شود.
سیره
سیره کلمه عربی از نظر لغوی به معنای طریقه، روش، مذهب، خلق و خو وعادت و بر گرفته شده از سیر است. سیر یعنی حرکت، رفتن، راه رفتن و رفتار. سیره یعنی نوع راه رفتن و سبک رفتار. آنچه که برای انسان مهم است، نوع و سبک و اسلوب و متد رفتار است نه اصل سیر و رفتارش. بنابر این می توان سیره را به همان منطق عملی انسان معنا کرد، که علی رغم شرایط اجتماعی و اقتصادی و موقعیت های طبقاتی مختلف، انسان دارای یک منطق ثابتی باشد که سبک و روش و متدهای رفتار انسان در قالب همان سبک و روش مورد ارزیابی قرار داده شود. بنابر این مراد از سیره امام حسین(ع) در قیام عاشورا، همان نوع رفتار او است که بیانگر جهان بینی و طرز تفکر او در مسایل دینی و وظیفه شناختی می باشد. و این نوع رفتار او در قیام عاشورا، برای نکته دانان و ژرف اندیشان، همانند چراغ راهنمای است که هر لحظه سبب نجات آنان از ضلالت و گمراهی‌ها خواهد بود. و مراد از تحلیل قرآنی، این است که روش آن حضرت را با آیات قرآن کریم، مقایسه نموده و بررسی نماییم که به چه میزانی از رهنمود های قرآنی بهره مند می‌باشد.
سيره اخلاقي و رفتاري سيد الشهدا(ع) نشان دهنده روح بلند او و تربيت در دامان پيامبر و علي (ع ) و تجسم قرآن کريم در عمل و اخلاق اوست. خصلتهاي برجسته و سيره متعالي آن حضرت، در صحنه هاي مختلف نهضت عاشورا نيز جلوه داشت. قاطعانه بيعت با يزيد را رد کرد، در سخت ترين شرايط محاصره و سختي و تشنگي پيشنهاد تسليم شدن و بيعت را نپذيرفت و عزتمندانه به استقبال شهادت رفت، شب عاشورا را براي مناجات و تلاوت قرآن و عبادت مهلت خواست، تا آخرين لحظات حتي در قتلگاه هم حالت تسليم و رضا داشت، بر سختيها و شدايد کربلا و شهادت اصحاب صبوري کرد، روز عاشورا با آن همه داغی و مصيبت و تشنگي و تنهايي چون شير جنگيد و از انبوه دشمن نهراسيد، قيام خويش را با انگيزه امر به معروف و نهي از منکر دانست، بارها در طول سفر کربلا بي اعتباري دنيا را گوشزد کرد و زهد خويش را نشان داد، هتاکيهاي دشمنان را روز عاشورا حليمانه تحمل کرد. این ها همه حکایت از روح ملکوتی و تجسم قرآنی در رفتار آن حضرت حکایت دارد.
قیام
قیام که در لغت به معنای به پاه خواستن، ایستادن و کار بزرگ انجام دادن می‌باشد، مقصود از آن در اصطلاح سیاسی و مدنی ایستادن یک جریان و یک نیرو در مقابل نیرو و جریان دیگری خواهد بود. گذشته از این که جرایانات حق باشد یا باطل؛ که امروزه از آن تعبیر به نهضت و جنبش نیز می شود. حرکت امام حسین(ع) که بصورت امتناع از بیعت با یزید و هجرت به مکه و از آنجا به کربلا بود، یکی از با ارزش ترین نهضت‌ها و قیام‌ها در تاریخ بشریت ثبت شده که در آن بهترین خلقیات پسندیده، از قبیل: مروت و جوان مردی، سلطه نپذیری، عدالت خواهی، روشن فکری، آزادی خواهی، حق محوری، نفی استبداد و... در مقابل یک جریان کاملاً بدور از مروت و جوان مردی، دیده می‌شود. و توجه کردن به نقطه نقطه‌ی از این قیام، برای انسان‌های روشن‌گرا و آزادی‌خواه همانند چراغ راهنما و نور افگن عالم تاب خواهد‌بود که با شعاع فروزان خود مردگان را حيات مى‏بخشد و به ظلمتها نور مى‏افشاند.
عاشورا
عاشورا که بر گرفته از لفظ «عشر» یا عاشر به معنای ده و دهم بوده؛ اما در فرهنگ دینی و مذهبی اسلامی، روز دهم محرم الحرام، و روز شهادت سید الشهداء حضرت امام حسین(ع) و فرزندان و اصحاب او را روز عاشورا خوانند. در فرهنگ شيعى، به خاطر واقعه شهادت امام حسين(ع) در اين روز، عظيمترين روز سوگوارى و ماتم به حساب مى‏آيد و پيروان خاندان رسالت، به سوگ و عزا مى‏نشينند و بر كشتگان اين روز مى‏گريند. چرا كه بزرگترين فاجعه و ستم در مورد خاندان پيامبر انجام گرفته‏ است. این فرهنگ برگرفته از سیره امامان معصوم خاندان رسالت بوده است، که این روز را، روز عزا و روز اندوهشان قرار داده بودند. علاوه بر این، همواره به شیعیان و دوستداران خاندان وحی، به زنده نگهداشتن عاشورا سفارش می‌نمودند. در مقابل این بینش و ارزش گزاری به عاشورا جریان ضد دینی و استکباری منافقان بنی امیه، این روز را روز شادی و سرور شان قرار داده و بخاطر کشته شدن یگانه حامی دین پیامبر خاتم(ص) در زمان خودش، مجالس از جشن و سرور را بر گزار می کردند. « اللهم إن هذا يوم تبركت‏ به‏ بنو أمية و ابن آكلة الأكباد». عاشورا بخاطر اهمیت که دارد، کم در جوامع شیعی، از روز دهم محرم تجاوز کرده، بلکه به روز های اول تا دهم این ماه، به عنوان ده عاشورا، اطلاق می‌گردد.
از قرنها پيش، «عاشورا» بعنوان تجلّى روز درگيرى حق و باطل و روز فداكارى و جانبازى در راه دين و عقيده، شناخته شده است. حسين بن على(ع) در اين روز، با يارانى اندك ولى با ايمان و صلابت و عزّتى بزرگ و شكوهمند، با سپاه سنگدل و بى‏دين حكومت ستم يزيدى به مقابله برخاست و كربلا را به صحنه هميشه زنده عشق خدايى و آزادگى و حرّيت مبدّل ساخت. عاشورا گرچه يك روز بود، امّا دامنه تاثير آن تا ابديّت كشيده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته كه همه‏ساله دهه محرم و بويژه عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلّم حرّيت و اسوه جهاد و شهادت، حسين بن على(ع) مى‏گردد و همه، حتى غير شيعه، در مقابل عظمت روح آن آزاد مردان تعظيم مى‏كنند. عاشورا، نشان دهنده معناى «حسين منّى و انا من حسين» بود كه دين رسول خدا با خون سيد الشهدا آبيارى و احيا شد. امروزه عناوین، مثل: جنبش اسلامی، انقلاب اسلامی، اخوت اسلامی، تقریب مذاهب اسلامی، ریشه در عاشورای حسینی دارد و محور اصلی، عاشورا واقع شده است.
مبحث دوم: تحلیل قرآنی سیره امام حسین(ع) در نهضیت عاشورا
حال که با برخی واژگان از باب تذکر(و الا این واژگان امروزه در فرهنگ شیعی و اسلامی از ضروریات به شمار می‌آید)، آشنای پیدا کردیم، وارد موضوع اصلی شده و سیره حضرت ابی عبد الله(ع) را بر مبنای قرآن کریم، طی چند گفتار، تجزیه و تحلیل خواهیم کرد.
الف ) اتدبیر در حفظ جان
امام حسين(عليه السلام) با توجه به نامناسب بودن شرايط مدينه براى اظهار مخالفت علنى و قيام و نيز در خطر بودن جان خود در اين شهر بدون امكان حركتى مؤثر، تصميم به ترك مدینه و هجرت جانب مکه گرفت، این تدبیر و انتخاب ترک مدینه بخاطر آن بود که جانش در معرض خطر و خونش در آستانه به هدر رفتن بود. گواه بر این مطلب، آیات است که حضرت ابی عبد الله(ع) هنگام خارج شدن از مدینه قرائت می‌کرد: "فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ" این آیات قرآن که از جریان مبارزه حضرت موسی(ع) با طاغوت زمان و حفظ جانش از شر دشمن او حکایت می‌کند، بیانگر استراتیژی امام در مقابل دستگاه استکباری بنی امیه نیز می‌باشد. همانگونه که حضرت موسی(ع) میدانیست که رسالت بزرگی را به عهده دارد، برای تحقق و بر آورده شدن آن اهداف و به انجام رسانیدن رسالتش، میý‌ÈÇیÓÊ ÇÒ شهر مصر خارج شود، حسین بن علی(علیهما السلام) نیز از وظیفه دینی و انسانی خویش، آگاهی کامل داشته، نجات جانش را از شر طاغوت زمان و به مبارزه بر خواستن علیه آن و در نتیجه نجات دادن دین از معرض سقوط را وظیفه دینی و ایمانی خویش دانسته و برای برآورده شدن چنین هدف باید از مدینه خارج می‌شد. آیات قرآن زیاد است؛ اما امام آن آیات که مربوط یک مبارز علیه طاغوت زمان خود بوده، قرائت می‌کرد، این شعار بیانگر راه و روش آن حضرت است که رسالت دینی و ایمانی برزگی را به عهده دارد. انتخاب چنین آیات در هنگام قیام، بیانگر آن است که: «نهضت عاشورا، الهام گرفته از راه انبيا و مبارزات حق جويان تاريخ و در همان راستا است‏»، و این پیام را می‌دهد که قیام من همانند مبارزه موسی کلیم می‌تواند الگوی خوبی در راستای مشاركت پيروان امامت در مبارزه با حكومت يزيد باشد، مبارزه‏اى كه ريشه در جهاد همه پيامبران ربّانى و همه جهادهاى مقدّس مسلمانان صدر اسلام در ركاب حضرت رسالت داشت. حضرت ابی عبد الله(ع) برای مردم فهمانید که در قدم اول، مراقب باشد که غفلتاً بدام دشمن نیافتد، تا بتواند در آینده راه مقصود را بپیماید.
ب ) ایمان به هدف
یکی از پیروزی های مردان بزرگ برای نیل به هدف، ایمان و باور داشتن به آن هدف می‌باشد. سیر در تاریخ بشریت و تعمق در رفتار بزرگان رجال دینی و اشخاص متعهد، این امر را ثابت و مسجل می سازد. پیشوای سوم جهان تشیع و رهبر آزادگان جهان، با پشتبانی سیره رسول خدا(ص) و پدر بزرگوارش، از ایمان به اصل هدف و تقدس آن، در حد اعلی بر خوردار بود. این مدعا از طرز رفتار و شیوه‌ی بیاناتش در طول سفر از مدینه تا مکه از آنجا تا بشام مشخص می‌شود، چنانکه در مورد پیشنهاد بیراهه رفتن را از مدینه بسوی مکه رد کرد و قضای الهی را راهنما و دلیل خویش خواند. این شیوه بیانگر آن است که آن حضرت در راه خدا حرکت کرده، و میداند که هدفش جز رضای حضرت حق(ج) نیست و به این هدف ایمان کامل نیز دارد و سر انجام کار به دست خداوند است. آیات که در وقتی داخل شدن به مکه تلاوت می‌کرد، از هدف راسخ و ایمان کامل او در راستای مبارزه با ظلم و طاغوت زمان حکایت‌گر است، «و لما توجه تلقاء مدين قال‏ عسى ربي أن يهديني سواء السبيل» این آیه تتمه داستان موسی کلیم است که از مصر خارج شده و داخل مدین می‌شود «با اینکه ظاهراً راه مدینه را بلد نبوده» ولی آنچه که برای او سر مایه به حساب می‌آمد و وسیله، «ایمان و توکل به خداوند بود» و فرمود: امید وارم(یقین دارم) اینکه پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند.
ج) تبیین اهداف قیام
برای مشخص ساختن سرنوشت استراتژی و هدف یک مبارز، تبیین درست و شناسانیدن دقیق برنامه‌ها و راه و روش، از اهمیت ویژه و اساسی بر‌خور‌دار می‌باشد. حضرت ابی عبد الله(ع) نیز هدف و مقصودش از قیام و بر‌خواستن در مقابل یزید بن معاویه و سردمدارانش و دست بیعت ندادن به چنین اشخاصی، را با سیره عملی گفتاری‌اش در مسیر این راه و جریان همین مبارزه بار‌ها بیان نموده است. و بهتر از همه سخنان خود آن حضرت است که مفسر اهداف سیاسی قیام جهانی آن حضرت خواهد بود. آن حضرت در وصیت نامه اش که به برادرش محمد بن حنفیه مرقوم فرمود، راه و روش خودش را همان راه و روش جد بزرگوار و پدر گرامی اش، و مسأله امر به معروف و نهی از منکر بیان می‌کند.
1- سیره رسول خدا(ص) و امیر المؤمنین(ع)
حال برای اینکه روش آنها را بررسی کرده و درک کنیم بهترین منبع ما قرآن کریم است که در آیات مختلف سیره رسول خدا و حضرت امیر المؤمنین را بیان می‌کند.
1-1) سیره پیامبر اکرم(ص)
خداوند در قرآن کریم پیامبر اکرم را یگانه اسوه و الگو برای بشریت معرفی می‌کند. این پیامبر در تمام عرصه های زندگانی الگو می باشد، چه در میدان جنگ و چه در عرصه‌های مختلف دیگر، روحيات عالى او، استقامت و شكيبايى او، هوشيارى و درايت و اخلاص و توجه به خدا و تسلط او بر حوادث، و زانو نزدن در برابر سختيها و مشكلات، هر كدام مى‏تواند الگو و سرمشقى براى همه مسلمين باشد. اين ناخداى بزرگ به هنگامى كه سفينه‏اش گرفتار سخت‏ترين طوفانها، مى‏شود كمترين ضعف و سستى و دستپاچگى به خود راه نمى‏دهد، او هم ناخدا است هم لنگر مطمئن اين كشتى، هم چراغ هدايت است، و هم مايه آرامش و راحت روح و جان سرنشينان. از بهترین کسانی که از این الگو پیروی کرده و سیره و روش اورا سر لوحه زندگانی خود قرار داده شخص ابی عبد الله(ع) است. او است که در برابر تهدید دشمن به کمال جرئت بیان داشت که سیره رسول خدا(ص) در صدر برنامه های زندگانی‌اش قرار دارد.
قرآن در آيه فوق اين اسوه حسنه را مخصوص كسانى مى‏داند كه داراى سه ويژگى هستند، اميد به اللَّه و اميد به روز قيامت دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند.
در حقيقت ايمان به مبدء و معاد انگيزه اين حركت است، و ذكر خداوند تداوم بخش آن، زيرا بدون شك كسى كه از چنين ايمانى قلبش سرشار نباشد، قادر به قدم گذاشتن در جاى قدمهاى پيامبر نيست و در ادامه اين راه نيز اگر پيوسته ذكر خدا نكند و شياطين را از خود نراند، قادر به ادامه تاسى و اقتدا نخواهد بود. حسین بن علی(ع) نمونه بارز چنین کسانی هستند که قدم جای قدم های رسول خدا گذاشته و همواره با ایمان کامل به برنامه‌ها و تقدس هدفش و با کمک خواستن از ذات اقدس الهی (ج) ادامه دهنده این راه و سیره بوده است. او بود که با تأسی به سول خدا(ص) در تمام جهان به امیر آزادگان معروف شده و قیام و نهضت او، سرنوشت بشریت را دگرگون ساخت.
1-2) سیره علی بن ابی طالب(ع)
سالار شهیدان(ع) در تبیین و تشریح برنامه‌های خود، به علاوه سیره جدش رسول خدا(ص) سیره و روش پدر بزرگوارش را نیز متذکر شده و مرقوم می‌فرماید که روش من چیزی جدید و تازه نیست، بلکه در زمان رسول خدا و وصی بلا فصلش علی بن ابی‌طالب(ع) پایه گذاری و اساس بندی شده است. ببینیم علی بن ابی‌طالب (ع) چه شیوه و روشی داشته و چه موضوع های در نزد او دارای اهمیت بوده و در راه تحصیل هدف، از چه نوع ابزاری استفاده می‌کرد.
از جمله آیت قرآنی که سیره آن حضرت را برای بشریت به تصویر کشیده داستان لیلة المبیت است، در این واقعه آنجناب برای تحصیل هدف و برآورده شدن مقصود(نجات جان پیامبر(ص) که توسط او بشریت نجات پیدا می‌کند)، چنان از خود گذشتگی و ایثار گری نشان داد که در تاریخ بشریت؛ مخصوصاً تاریخ سیاسی الهی اسلام، همانند خورشید درخشش دارد. تا جای که خداوند در آیه‌ی از قرآن کریم از این خود گذشتگی با اعلام رضایت مندی، و جمله زیبای «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‏» یاد آوری و ستایش نموده است. از این آیه فهمیده می شود که در صدر اسلام مردى وجود داشته كه جز به پروردگار خود نمى‏باليده، و جز به دست آوردن رضاى خداى تعالى هيچ هدفى را دنبال نمى‏كرده، مردى بوده كه رفتارش امر دين و دنيا را اصلاح مى‏كرده، و به وسيله او حق احقاق مى‏شده، و عيش انسانها پاكيزه مى‏شده، و بشر از بركات اسلام برخوردار مى‏شد. و او علی(ع) بود که در رکاب رسول خدا(ص) بار‌ها برای احیای مکتب انسان ساز اسلام، از جان خود گذشت، چنانکه ایثار گری و خود گذشتگی‌هایش در میدان جهاد از قضایای متواتر تاریخ اسلام است. این است روش علی بن ابیطالب پدر بزرگوار ابی عبد الله (ع) که آیه‌ی فوق، با سیره و روش او قابل انطباق می باشد.
بنابر این اگر حسین بن علی(علیهما ‌السلام) می‌گوید من راهم سیره جد و پدرم است، بدین معنا است که در راه هدف و تحصیل مقصود (که همان اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منکر، بلکه بالا‌تر زنده کردن دوباره دین مقدس اسلام باشد)، حاضرم که هرگونه مشقتی‌ها و سختی را، حتی تا مرز شهادت پذیرا باشم. و این سخن او حق است و ریشه قرآنی دارد و در حقیقت یکی از مصادیق بارز «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‏» خواهد می‌باشد.
معلوم شد که سیره پیامبر اکرم(ص) و علی بن ابی‌طالب(علیهما السلام) چه بوده و حسین بن علی(ع) ادامه دهند همان راه است. اوست که بر خود لازم می داند، در این برهه‌ی از زمان، جز با خون دادن من درخت اسلام شاخ و برگ نخواهد کشید. و لکه های که در دامن اسلام نمایان شده، جز با ریختن خون از بین نخواهد رفت. و این در حقیقت همان سیره پدرش بود که در دوران خلافت در مقابل جریانات باطل شمشیر کشید و جنگید و سیره علی بن ابی‌طالب سیره و روش پیامبر است چراکه تربیت یافته‌ی دامان اوست. لذا است که وقتی مردم میخواهد با شرط و شروط عمل به سیره شیخین با او بیعت کند، سر باز می‌زند و قرآن و سیره رسول خدا(ص) را محور اساسی قرار و می‌فرماید: « من به دانش خود، كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله رفتار خواهم كرد».
2- امر به معروف و نهی از منکر
یکی از مسایل اساسی و بنیادین برای پیشرفت بشریت و نجات آنان از ضلالت و گمراهی مسأله امر به معروف و نهی از منکر می‌باشد. این موضوع گذشته از احادیث نبوی و ائیمه معصومین(ع) و فتاوی فقهاء و مراجع دینی، بعد از ائیمه، تنها با مراجعه به قرآن کریم، اهمیت بس مهم مهم آن برای انسان معلوم و هویدا می‌شود. در آیات قرآن است که هم بدبختی و سر نوشت شوم ملت های گذشته مستند به این مسأله شده و هم خوش‌بختی آنان و کسانی که به آن باور و اعتقاد دارد. در حقیقت «تنها چنين امتى كه در ميان آنها دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر وجود دارد مى‏تواند رستگار، سرفراز، سعادتمند و مستقل باشد، صلاح و رستگارى داشته باشد». بخاطر همین امر به معروف و نهی از منکر که بین مسلمانان وجود دارد و برای آن اهمیت قایل می‌شوند که خداوند(ج) آنان را بهترین امت خوانده است. «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُون‏ بالله» شما گروه مسلمانان بهترين امتى هستيد كه خداى تعالى آن را براى مردم و براى هدايت مردم پديد آورده و ظاهر ساخت. چون شما مسلمانان همگى ايمان به خدا داريد، و دو تا از فريضه‏هاى دينى خود يعنى امر به معروف و نهى از منكر را انجام مى‏دهيد. و معلوم است كه كليت و گستردگى اين شرافت بر امت اسلام، از اين جهت است كه بعضى از افرادش متصف به حقيقت ايمان، و قائم به حق امر به معروف و نهى از منكرند. از این آیه مبارکه این فهمیده می‌شود که « اصلاح جامعه بشرى بدون ايمان و دعوت بحق و مبارزه با فساد ممكن نيست، و ضمنا از آن استفاده مى‏شود كه اين دو وظيفه بزرگ(امر به معروف و نهی از منکر) با وسعتى كه در اسلام دارد در آئينه هاى پيشين نبوده است». ديگر اينكه «در اينجا امر به معروف و نهى از منكر بر ايمان بخدا مقدم داشته شده و اين نشانه اهميت و عظمت اين دو فريضه بزرگ الهى است، به علاوه انجام اين دو فريضه ضامن گسترش ايمان و اجراى همه قوانين فردى و اجتماعى مى‏باشد و ضامن اجرا عملا بر خود قانون مقدم است».
از همه گذشته «اگر اين دو وظيفه اجرا نگردد ريشه‏هاى ايمان در دلها نيز سست مى‏گردد، و پايه‏هاى آن فرو مى‏ريزد، و بهمين جهات بر ايمان مقدم داشته شده است». از اين بيان نيز روشن مى‏شود «مسلمانان تا زمانى يك" امت ممتاز" محسوب مى‏گردند كه دعوت به سوى نيكيها و مبارزه با فساد را فراموش نكنند، و آن روز كه اين دو وظيفه فراموش شد نه بهترين امتند و نه به سود جامعه بشريت خواهند بود».
بخاطر همین اهمیت و جایگاه این مسأله بود که سالار شهیدان دست به جهاد علیه مستکبران وقت و نافیان دین اسلام زد. این قیام و نهضت او گرچه برای برخی امر به معروف به حساب نمی‌آمد ولی امام میخواهد که عموم مردم از وجود او بهره مند شده باشد. و بواسطه امر به معروف همین مردم و آگاه ساختن آنان از معارف اسلامی، امید آن بود که کشور اصلاح و احکام اسلامی در جامعه پیاده شود.
الف ) استقامت در راه هدف تا مرز شهادت
كلمه استقامت در اصل به معنای اعتدال یا به معنای طريقى به كار مى‏رفته كه به‏ خط مستقيم كشيده شده باشد. و در راه تحصیل هدف از موضوعات ارزشی و عقلای می‌باشد. استقامت و پايدارى در حوادث مهمّ سياسى و نظامى، رمز برخوردارى از مددهاى غيبى است. پيروزى شگفت‏انگيز مسلمانان صدر اسلام در جنگ‏هاى نابرابر(با دشمنان قسم خورده آنان)، اين حقيقت را عيان مى‏سازد و امير مؤمنان عليه السلام نيز بدان اشاره دارد:
چون خداوند راستى و درستى ما را ديد، خوارى و رسوايى را به د شمن ما و پيروزى را براى ما فرود آورد. تا اينكه، اسلام در حالى كه جلو گردن خود را بر زمين افكنده و به قرارگاههاى خود فرود آمده بود، استقرار يافت به جان خودم سوگند اگر ما مثل شما عمل مى‏كرديم، براى دين، ستون، بر پا نمى‏شد و شاخه‏اى براى درخت ايمان، سبز نمى‏گرديد.
برای حرمت هدف فرمود: «اگر جای برای زیست من نباشد من دست از این هدف بر نمی دارم». اگر همه مردم دنیا یک سخن بگویند، و مرا از این مبارزه باز دارند، می‌فهمم همه مردم دنیا اشتباه می‌کنند و حق با من است این طرز تفکر جز با وحی الهی استناد ندارد. ممکن نیست یک خرد مند بتواند بگوید، آن چه را من فهمیدم صحیح است و آنچه را که مردم روی زمین فهمیده اند باطل است. این شهامت برای یک اندیشمند بشری میسر نیست ولی یک معصوم می تواند بفرماید اگر همه مردم روی زمین مرا تخطئه کنند، میدانم حق با من است و همه در اشتباه اند. «فمن قبلني بقبول الحق فالله أولى بالحق، و من رد علي هذا أصبر حتى يقضي اللّه بيني و بين القوم بالحق و هو خير الحاكمين». هر کس سخنان مرا پذیرفت، حق اولی بالقبول است و هرکس سخنان مرا رد کرد، من صبر می کنم. صبر به معنای سکوت نیست، آن که ساکت است ساکن است نه صابر. سکون فضیلت نیست بلکه صبر است که فضیلت است. سخن آغا بدین معنا است که «اگر کسی حرف مرا رد کرد این چنین نیست که من از تنهای حریم بگیرم و دست از قیام بر دارم بلکه صابرم یعنی استقامت و پایداری می‌کنم تا مرز شهادت. آن که ساکت است صابر نیست. بر عکس آن که اهل قیام است و تا مرز شهادت می کوشد صابر است. بنا براین حسین بن علی اگر می فرماید، من صبر می‌کنم بدین معنا است که من در راه تحصیل هدف استقامت و پایداری را از دست نمی دهم.
از طرف دیگر، وظیفه حسین بن علی‌(ع) چنانچه از کلمات آن هویدا است، سیره رسول گرامی اسلام و امیر مؤمنان بوده باید جامعه را نورانی ساخته و در سایه جامعه نورانی، تشکیل حکومت اسلامی از وظایف مهم و اساسی آن حضرت می باشد. امر که همواره رسول خدا و بعد از آن امیر مؤمنان برای شکل‌گری آن تلاش ها کرد. و این خود سر مایه گزاری لازم دارد، و سر مایه اش این است که «انسان بايد هم محبّت دنيا را از دل خويش بيرون ببرد، هم عشق به حيات جاودانه را در خود زنده كند تا در هيچ سانحه‏اي نلرزد و همچنان استوار و همچنان مستقيم باشد. از اين رو، سالار شهيدان در نامه‏ها و خطبه‏هاي خود علاقه به دنيا را از مردم مي‏زدود و اشتياق به شهادت و جاودانه شدن را در دل‏هاي آن‏ها زنده مي‏كرد تا آنان بتوانند صبّار و شكور باشند و بر ضد امويان عصر خود قيام كنند و با براندازي نظام سلطه، زمينه تأسيس نظام قسط و عدل را فراهم آورند تا هدف برين، يعني نوراني شدن جامعه بشري تأمين گردد.
گاهي آن حضرت (عليه‏السلام) اين آيه را قراءت مي‏فرمودند: (أينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم في بروج مشيّدة) «هر جا باشيد مرگ خواه ناخواه شما را در مي‏يابد و مي‏ميريد». اگر با مرگ شرافتمندانه نميريد، با بيماري‏هاي غير شرافت‏مندانه رخت بر مي‏بنديد و اگر طيّب و طاهر نشديد، مردار مي‏شويد.
انسان بايد ميوه شاداب خود را به مهمانش اهدا كند؛ وگرنه مي‏پوسد. ميوه روي درخت يا چيده شده از آن، براي ابد نمي‏ماند و امكان خلود در اين مرحله، محال است. از اين رو، هر انساني كه در اين دنياست، بايد خود را در راه خدا صرف كند و اگر در اين راه يعني في سبيل الله مصرف نشود، مي‏پوسد. عمر انسان، ميوه شاخسار طبيعت است. وقتي اين ميوه رسيد و خون و آبروي شخص ارزشي پيدا كرد و دين در وضعيتي بود كه براي حمايت آن بايد نثار و ايثار نمود، حيف است كه از اين ميوه باارزش استفاده نكنيم و آن را به خداوند اهداء ننماييم و رايگان بگذاريم و بگذريم تا بپوسد. (لذا است که) امام حسين (عليه‏السلام) فرمود: اگر جان را نثار نكرديد، سرانجام مي‏پوسد؛ گرچه در خانه‏هاي مستحكم و گچكاري و گچبري شده و سُربي به سر ببريد. بهتر است قبل از پوسيدن، جانتان را به مهمانتان و در حقيقت، به صاحب اصلي‏اش اهدا كنيد.
این است پایداری که سالار شهیدان برای تحصیل هدف، تا مرز شهادت ایستاد و استقامت و پایداری را از دست نداد. این مرحله‌ی از استقامت را بالاتر از صبر بلکه صبار می‌خوانند.
أ‌- عشق ورزی در راه خدا(ج)
در مكتب وحى، آنچه بيشترين و بالاترين جايگاه ارزشى را دارد، «عشق به خدا» است. اين محبّت، از معرفت سرچشمه مى‏گيرد و آن كه خدا را شناخت، در او فانى مى‏شود و محبّت آن محبوب ازلى و ابدى، سلطان اقليم وجودش مى‏شود و اوست كه فرمان مى‏راند و عبد، عاشقانه و مشتاقانه اطاعت و امتثال مى‏كند. از والاترين و زلال‏ترين حالات جان آدمى، عشق به كمال مطلق و معبود حقيقى است. پيشوايان الهى اين عشق را در بالاترين درجه‏اش داشتند. نحوه حيات و شهادتشان نيز گوياى آن است. صاحبان چنين عشق‏هايى، براى خود، تعيّنى نمى‏بينند و پيوسته در انتظار لحظه رهايى از قفس تن و زندان خاك و پيوستن به خداوندند.
چنين عشقى «فناى فى الله» را هم در پى دارد و اين فنا و جذبه، سبب مى‏شود كه جز ذاتِ احدى و جز رضاى خالق، چيزى را به حساب نياورد و از هرچه كه مانع اين وصال گردد، بگذرد. گذشتن از همه چيز براى خدا، يكى از جلوه‏هاى همين عشق عرفانى به خدا است. فداكردن جسم براى تعالى جان، جلوه ديگر آن است. لذا است که سید جوانان اهل بهشت در هنگام جان دادن، با اینکه بدنش پاره پاره است و خون فواره دارد، و از طرف دیگر، دشمن قصد تاراج خیمه‌ها را بر سر می‌پرورانند، اما او فقط توجه بخدا نموده: و می‌خواند: «تركت الخلق طرا فى هواكا و أيتمت العيال لكى أراكا»
این بالا ترین مقام عشق است و مقام سِلم و رضا نيز ثمره همين عشق و مجذوبيّت نسبت به آن يگانه محبوب است. برافروخته‏تر شدن چهره امام حسين (عليه السلام) هرچه كه به لحظه شهادت نزديك مى‏شد، نشانه ديگرى از اين عشق برين است. این عشق او بر گرفته از عشق جد و پدر بزرگوارش(ع) نسبت به ذات اقدس الهی است و ریشه در معرف الهی و قرآنی دارد. خداوند در مورد چنین عاشقان و دلباختگان کوی معشوق فرمود: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُون‏» خدا از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريده به اين (بهاء) كه بهشت از آن آنها باشد (در عوض) در راه خدا كارزار كنند، بكشند و كشته شوند.
خداوند(ج) با آن عظمت لایتناهی که دارد، به انسانهای که در راه او گام بر می‌دارد و به عشق رسیدن به او از جان و مالش می‌گذرد عشق می‌ورزد و خریدار اوست. و برای این که از این عاشق به وجه احسن پذیرای شود، بهشت برین را به عنوان خان پذیرای او آماده می‌سازد. این از مطالب قطعی قرآنی است که بشارت برای مؤمنین و تهنیت برای رستگاری عظیمی آنان است.
و از این گونه افراد به عنوان انسان های عاشق و دلباخته کوی معشوق نام برده که جز رضای پروردگار هدفی ندارند و جز رسیدن به کوی دوست مقصودی: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‏». بزرگ‏ترين سود آن است كه انسان بهترين متاع را كه جان اوست به خالق خودبفروشد، آن هم نه براى بهشت و يا نجات از دوزخ، بلكه فقط براى كسب‏ رضاى او.
سراسر عاشورا و صحنه‏هاى رزم فرزندان و ياران، جلوه‏اى از اين جذبه معنوى و عشق برين است و شهادت ياران و عزيزان، هركدام‏ «هديه» اى به درگاه دوست است، تا رضاى او تأمين شود و به بزم قرب، بار دهد.
هرچه بودت داده‌ای در راه ما مرحبا صد مرحبا خود هم بیا
و
ندا آمد بهای خون تو من باشم ای عاشق بگفتا من به شوقت دیدگان از خون تری دارم
نتیجه گری
آنچه که تا حالا بیان گردید، شمه‌ی از سیره و روش حضرت ابی‌عبد الله الحسین(ع) در جریان و نهضت عاشورا بود که تا حد توان، بدان اشاره گردید و نتیجه اش این است که آن حضرت با در نظر داشت این که ادامه دهنده راه و روش جد بزرگوار و پدر گرامی و همچنین برادر ارجمندش می‌باشد، سیره و روش او همان سیره و روش آنان بوده و ریشه‌ی قرآنی دارد. چه اینکه این بزرگواران هستند که مفسر علمی و عملی قرآن است. اگر پیغمبرخدا وظیفه اش هدایت گری و رهبری جامعه است، مبنای روش او دستورات الهی و وحیانی می‌باشد که در قالب یک سند محکم و غیر قابل تغییر و تبدل به عنوان قرآن در بین بشریت انتشار یافته است. و همچنین ائیمه‌ی معصومین (ع) بعد از آن حضرت همین هدایت گری و رهبری را به عهده دارد. و امام حسین(ع) یکی از این رهبران و هادیان راه استکمال بسوی حق است که بر مبنای سیره علمی و عملی رسول اکرم(ص) و قرآن عظیم الشأن برنامه ریزی نموده و نهضت عاشورا را پی‌ریزی می‌نماید.
فهرست منابع
1- قرآن کریم
2- نهج البلاغه.
3- جمعی از نویسندگان: علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، قم، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه، چ1، بی‌تا.
4- جوادی آملی: عبد الله، شکوفای عقل در پرتو نهضت حسینی.
5- حسینی، مظاهر: پیامبر اعظم تندیس ارزشها، قم، دفتر نشر معارف، چ1، 1386.
6- طباطبای، محمد حسین: تفسیر المیزان/ ترجمه، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ5، 1374، ج2، 16،17.
7- قرائتی، محسن: تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهای از قرآن، 1388.
8- قمی، عباس: منتهی الآمال، قم، دلیل، چ1، 1379، ج2.
9- قمی، عباس: نفس المهموم، نجف، مکتبة الحیدریة، چ1، بی‌تا.
10- مجلسی، محمد باقر: بحار الانوار، بیروت، دار احیاء تراث العربی، چ2، 14403ق.، ج‏44و98.
11- محدثی، جواد: پیام های عاشورا، قم، زمزم هدایت، چ7، 1385، ص245.
12- محدثی، جواد: فرهنگ عاشورا،قم، معروف، چ2، 1376.
13- مطهری، مرتضی: مجموعه آثار، تهران، صدرا، چ13، 1387، ج17.
14- مفید، محمد: الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، چ1، 1413ق.، ج2.
15- مکارم شیرازی، ناصر: تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چ32، 1374، ج3، 16و17.
16- نصیری رضی، محمد: تاریخ تحلیلی صدر اسلام، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.


١١:١٣ - 1395/01/23    /    شماره : ٧٢٣٢٥    /    تعداد نمایش : ٣٧٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج