| | |
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.


  چاپ        ارسال به دوست

خلاصه مقاله "ارزشهای تمدن ساز در سیره و سنت نبوی"


محمد علی توحیدی
استاد دانشگاه

پیشینه و اهداف
بحث از چگونگی آغاز حرکت قافله تمدن و همچنین عوامل تأثیرگذار در زایش و شکلگیری آن، به گونه کسترده مورد توجه اندیشمندان و محققان بودهاست. افزون بر آن، رابطه دین و تمدن و نقش دین در زایش و شکلگیری آن، مورد بررسی واقع شده و دیدگاههای گوناگونی در این زمینه شکل گرفتهاند؛ برخی با فروکاستن دین در حوزه ذهنی و فردی، ارتباطی میان دین و تمدن نمیبیند. اما کسانی که برای دین نقش حد اکثری قایل هستند و آن را مقوله فرانهادی میدانند، برای دین نقش تمدنسازی قایل هستند.
در زمینه تمدن اسلامی کارهای قابل توجهی صورت گرفته و برخی از آنها متضمن اشاره به این نکته نیز هستند که دین اسلام تمدنساز میباشد. اما در موضوع نقش تمدنسازی دین اسلام، کار مستقلی انجام نشدهاست و مهمترین مورد، تحقیقات اندیشمند الجزایری "مالک بن نبی" را میتوان برشمرد که در باره رابطه دین و تمدن و نقش دین اسلام در تمدنسازی انجام شدهاست، ولی این کار، محصول دیدگاههای کلی و برایند نظریهپردازی نویسنده میباشد که به مصادیق ارزشهای تمدنساز دین اسلام کمتر پرداختهاست.
در حوزه زبان فارسی، بنا به جستجوی نگارنده، کتابی که به طور مستقیم در موضوع نقش تمدنسازی دین اسلام و یا ارزشهای تمدنساز در سیره و سنت نبوی نگارش یافتهباشد، به دست نیامد. اما تعداد اندکی از کتُب و مقالات مرتبط با این موضوع، وجود دارند. مانند؛ کتاب "سیره پیامبر اعظم در گذر از جامعه جاهلی به جامعه اسلامی" نوشته نجف لکزایی؛ کتاب "ارزش‎ها و توسعه" نوشته؛ محمد نقی نظرپور؛ مقاله "بررسی بنیاد تمدن اسلامی و ارزشهای آن برای پیشرفت امروز ملل مسلمان"1 نوشته ابوالقاسم توحیدینیا؛ مقاله "عناصر تمدن‌ساز دین اسلام"2 نوشته حمزه علی وحیدی منش. آثار ذکر شده هرچند ارزشمند و قابل ارج هستند، ولی در ارتباط با موضوع مورد بحث، کارهای قابل قبولی نیستند. نوشتار حاضر با توجه به ظرفیت خود، در صدد آن است که ضمن بررسی تمدن نبوی با رویکرد فرهنگی، برخی ارزشهای تمدنساز در سیره و سنت نبوی را بیان کند تا از این طریق، قطرهای از اقیانوس فرهنگ حیاتبخش و انسانساز نبوی را بنمایاند.
مفاهیم
در این بخش از مقاله، مفاهیم کلماتی چون؛ سنت نبوی، سیره نبوی، ارزش و تمدن مورد بررسی قرار گرفتهاست؛ مراد از سنت نبوی، مجموعه اقوال و نصوص نبوی است که یا عینا بخشی از شریعت اسلامی و یا بستر و مواد خامی برای تبیین و تحلیل مسائل شریعت اسلامی می‎باشد. البته با توجه به موضوع بحث، تأکید عمده در این مقاله بر آن بخش از سنت نبوی که صبغه تمدنی دارد، خواهد بود. در مورد سیره، به درستی گفته شده که اصولی پایدار است که تعیین کننده سبک رفتار در یک حوزه معین باشد؛ به عبارت دیگر، سیره منطق عملی است که نوع رفتن و سبک رفتار را دربر میگیرد، چون که سیره، مصدر نوعی بر وزن فِعله است.3
ارزش، واژه فارسی است که به معنای؛ بها، ارج، قیمت، قدر، قابلیت و استحقاق می‎باشد4 و معادل آن در زبان انگلیسی، "value" است که در معانیّ چون؛ رتبه، قدر، گرامی داشتن و اهمیت دادن کاربرد دارد.5 مفهوم و معنای اصطلاحی ارزش از مفاهیم پیچیده‎ای است که در حوزههای گوناگون علوم انسانی معانی متنوع دارد و تعریف‎های متعددی از آن صورت گرفتهاست.6 از مجموع این تعاریف به دست می‎آید؛ ارزش، شیوه‎ای از بودن و عمل است که افراد و گروه‎های اجتماعی آن را به عنوان آرمان می‎شناسند و برای تشخیص مطلوبیت، شایستگی و خوب بودن و هم‎چنین بد بودن، ناشایستگی و عدم مطلوبیت به آن مراجعه می‎کنند. ارزش‎ها در نظام فرهنگی لایه و سطح میانی عناصر فرهنگی را تشکیل می‎دهند و هدایتگر کنش و رفتارهای انسانی هستند.7 در فرهنگ دینی، نظام ارزش‎ها بر پایه اعتقادات و باورهای بنیادین بنا گردیده است و نظام هنجارها بر آموزه‎های ارزشی تکیه دارد.8
تمدن، واژه‎ای عربی است که به ریشه "مدن" و "مدنیت" به معنی شهر و شهرنشینی برمی‎گردد و معادل انگلیسی آن، "civilization" به معنی استقرار یافتن یا شهرنشین شدن است.9 برای تمدن تعریفی که مورد وفاق باشد، شکل نگرفته‎است. از میان تعاریف متعدد، آنچه مناسب‎تر به نظر می‎رسد، این‎که؛ تمدن مجموعه بزرگی از نظام‎های اجتماعی (سیاسی، اقتصادی، حقوقی، تربیتی، مناسکی و...)، هنری، صنعتی و فنّاوری در زمینه‎‎های گوناگون است که از نظر جغرافیایی، واحد کلانی را در یک قلمرو پهناور در برمی‎گیرد و فرهنگ واحد بر تمامی آن سیطره دارد،10 چراکه فرهنگ در تمام تار و پود تمدن حضور دارد و می‎توان آن را بعد نرم افزاری تمدن به شمار آورد.
عوامل مؤثر در زایش و شکلگیری تمدن
یکی از بحث‎های مهم در موضوع تمدن، عوامل زایش و شکل‎گیری آن می‎باشد که از سوی اندیشمندان مورد مداقه قرار گرفته‎است. مرور سیر تحولات جوامع و تمدن‎ها نشان می‎دهد که در جوامع انسانی با یک دینامیسم اجتماعی مواجه هستیم و جوامع در درون خود به طور مداوم در حال تغییر و دگرگونی هستند. دانشمندان با مطالعه سیر تحول جوامع و تمدن‎ها، کوشیده‎اند به قوانین واصول ثابتی در خصوص عوامل زایش و شکلگیری تمدنها دست‎ یابند که بر همه جوامع و تمدن‎ها حاکم است.
از مجموع آنچه به عنوان عوامل زایش و شکل‎گیری تمدن مطرح شده‎اند، به این موارد می‎توان اشاره کرد؛ 1- امنیت و آرامش؛ 2- همبستگی و انسجام اجتماعی؛ 3- بسط عدالت؛ 4- شکل‎گیری رفاه نسبی؛ 5- توسعه دانش و خردگرایی؛ 6- نظم و انضباط؛ 7- قانون‎گرایی؛ 8- دین؛ 9- تسامح و بردباری؛ 10-فشار اقتصادی و 11- وحدت و یک‎پارچگی.11 اما واقعیت آن است که عامل اصلی زایش و شکل‎گیری تمدن به سه مقوله؛ انسان، خاک و زمان12 بر می‎گردد و انسان مهم‎ترین این سه عامل می‎باشد، چرا که انسان سازنده تمدن است و ویژگی‎های تأثیرگذار در زایش و شکل‎گیری تمدن، بر محور انسان می‎چرخند. به بیان دیگر، اگر انسان دچار تحول مثبت گردد و خصوصیات تمدن‎سازی در وجود او محقق شود، تمدن شکل می‎گیرد. آنچه موجب تغییر و تحول انسان می‎گردد، تغییر و تحول فرهنگی است.
رابطه دین و تمدن
در خصوص رابطه دین‌ با تمدن، این پرسش مطرح است که دین به عنوان یک امرالهی، با تمدن که یک پدیده بشری است، چه رابطه‌ای دارد؟ هرچند در مورد رابطه دین و تمدن نظریات گوناگونی ابراز شده‎است،13 ولی به دلیل اینکه دین سازنده فرهنگ جامعه انسانی است، در زایش و شکل‎گیری تمدن نیز می‎تواند نقش داشته‎باشد. به دلیل جامعیت دین اسلام، تردیدی وجود ندارد که این دین، فرانهادی است و بنا به سابقه درخشان تاریخی خود توانایی تولید تمدن را دارد و تمدن اسلامی که با الهام از فرهنگ تمدنساز دین اسلام شکل گرفتهبود، به دلیل فاصله گرفتن از آموزهها و ارزشهای اسلامی دچار انحطاط و سراشیبی شد.
تمدن اسلامی در سیره و سنت نبوی
تمدنی که تحت عنوان تمدن اسلامی در سدههای اولیه هجری شکل گرفت، هرچند منسوب به اسلام است و به یمن الهام از فرهنگ اسلامی به وجود آمد. با این وصف، نمیتوان آن را تمدن ناب و ایدآل اسلامی به شمار آورد.14 تمدن امروزی جهان که تحت سیطره فرهنگ سکولار و مادیگرا قرار دارد، فاقد استعداد و توانایی تأمین آسایش و رستگاری همه جانبه بشر است. در این میان، دین اسلام به عنوان آخرین و کامل‎ترین دین آسمانی ظرفیت و "پتانسیل" آن را دارد که با تولید تمدن ناب اسلامی، سعادت همه جانبه و حیات طیبه را برای بشریت به ارمغان آورد.
اگر تمدن را از زمینه های ملحدانه فکری و معرفتی و فرهنگ سکولار و مادیگرا تجرید نماییم و آن را با نیازهای انسانی گره زده ومقولهای بدانیم که در آن، بهبود شرایط برآوردن نیازهای انسانی در چارچوب ضوابط وحیانی و در قالب ارتباطات چهارگانه انسان با خدا، با خویشتن، با همنوعان و با طبیعت شکل می‎گیرد و به وسیله ایمان و عمل صالح و سپس تحقق حیات طیبه، زمینه تعالی و فلاح واقعی انسان فراهم می‎شود، چنین تمدنی در سیره و سنت نبوی قابل ترسیم است.
بنا بر آنچه که از سیره رسول خدا (ص) به دست می‎آید، در مراحل آغازین دعوت آسمانی، هیچ یک از مسائل سیاسی و اقتصادی مد نظر آن حضرت قرار نداشت و با طرح مسأله توحید و یکتاپرستی،15 به گونه مستقیم تفکر و اندیشه انسان را نشانه گرفت و به اصلاح نگرش انسان نسبت به خدا، جهان و خود پرداخت. پس از ایجاد تغییر در باورهای بنیادین افراد جامعه، ارزش‎های متناظر با آن‎ها متحول گردید و به جای ارزش‎های موهوم، "تقوا" و انسانیت انسان ملاک برتری و فضیلت قرار گرفت16 و استحقاق‎ها بر پایه سعی و تلاش استوار شد.17
در واقع، تولید و شکلگیری تمدن در سیره و سنت نبوی بر پایه تئوری تحول انسانی امکانپذیر است؛ یعنی، همه پیامبران الهی و به‎ویژه پیامبر اعظم (ص) در صدد هدایت و ساختن انسان بودند18 و اگر چنانچه انسان متحول گردد و به گونه درست ساخته شود، به تبع آن، مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز دچار تحول گردیده و سامان پیدا می‎کند. تمدنی که در سیره و سنت نبوی قابل تحقق است دارای ویژگیهایی میباشد که آن را از سایر تمدنها متمایز میکنند. این شاخص‎ها عبارتند از؛ محور بودن انسان؛ تحقق مرحله‎ای؛ پوشش تمام نیازهای انسانی؛ گستردگی و تعدد ابعاد؛ حاکمیت قوانین و ظوابط وحیانی؛ هدف‎گذاری تعالی و رستگاری انسان.
ارزشهای تمدنساز نبوی
آنچه به عنوان مهمترین عامل زایش و شکلگیری تمدن در این تحقیق مد نظر قرار گرفتهاست، فرهنگ میباشد؛ چرا که تحول لایههای سهگانه نظام فرهنگی (باورها، ارزشها و هنجارها) موجب تحول انسان میگردد. در این قسمت، به بیان بعضی از ارزشهای تمدنساز در سیره و سنت نبوی به عنوان لایه دوم نظام فرهنگی پرداخته میشود.
1. جمعیت و جمع‎گرایی: در سیره رسول خدا (ص) جمعیت از اهمیت خاصی برخورداربود و آن حضرت از آغاز دعوت، اندیشه سازماندهی جمعیت انسانی را هرچند در مقیاس کوچک در ذهن داشت؛ به همین دلیل از گروندگان به اسلام بیعت می‎گرفت؛ بعیت گرفتن از گروهای چند نفره در مکه19 و پیمان‎های عقبه اولی و عبقه ثانیه قبل از هجرت به مدینه از آن جمله بود.20
2. وحدت و همگرایی: وحدت و همگرایی از ارزش‎هایی است که در سیره رسول خدا از اهمیتی فراوان برخوردار می‎باشد. آن حضرت ضمن هشدار به خطرات تفرقه و پراکندگی،21 در باره جامعه اسلامی و نبوی چنین فرمود: "مثل المؤمنين فى تواددهم وتراحمهم وتعاطفهم كمثل جسد واحد اذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الاعضاء بالسهر والحمى"‏.22
3. عملگرایی: منظور از "عمل گرایی" آن است که دین اسلام به "عمل" و "تلاش"، ارزش زیادی قایل شده و رسول خدا (ص) "عمل" را در کنار رحمت الهی، وسیله نجات انسان در روز واپسین دانستهاست.23 "کار" برای امرار معاش و تحصیل ارزش اقتصادی نیز مشمول عملگرایی می‎باشد. واژه "عمل" نوزده بار در قرآن کریم آمده که شانزده بار با کلمه "صالحاً"، یک بار با کلمه "صالحات" و دو بار با واژه های "سوء" و "سیئه" قرین گشته‎است.24 کثرت ورود واژه "عمل" در قرآن کریم، نشان دهنده اهمیت "عمل" و "عمل‎گرایی" در دین اسلام است. هرچند از حیث گونه شناسی، "عمل" به دو گروه "صالحه" و "سیّئه" قابل دسته‎بندی است ولی عمل‎گرایی در مکتب اسلام، اعمال "سیّئه" را شامل نمی‎شود.
4. عقلگرایی: عقل و عقلگرایی از اموری است که در فرهنگ نبوی از جایگاهی والا برخوردار است. از رسول خدا (ص) نقل شده که خطاب به حضرت علی علیه‌السلامفرمود: "ای علی! شدیدترین فقر جهالت و بزرگ‌ترین سرمایه عقل است."25
5. امنیت فراگیر: هرچند پیامبر و مسلمانان تا پیش از هجرت امنیت نداشتند و از سوی مکیان همواره مورد تهدید قرار داشتند، ولی رسول خدا (ص) پس از هجرت به مدینه، گام‎های مهمی برای حصول و تعمیق امنیت برداشت؛ با قریش صلح حدیبیه را به امضا رسانید و با یهودیان داخل مدینه پیمان زندگی مسالمت آمیز را منعقد ساخت.26
6. قانون‎مداری: قانون‎مداری از ارزش‎هایی است که در سیره رسول خدا شاهد اهمیت آن هستیم. در فتح مکه یکی از اشراف قریش مرتکب سرقتی شد، آنگاه که جرمش محرز گردید، پیامبر دستور داد تا حد الهی بدون انعطاف در باره او اجرا شود و در پاسخ به اصرار اشراف قریش که این حکم را توهین به خود و مایه خفّت می‎دانستند، چنین فرمود: "اقوام و ملل پیشین که دچار سقوط و انقراض شدند، به آن سبب بود که در اجرای حدود الهی تبعیض روا داشتند، حدود را بر بینوایان جاری ساختند و توانمندان را به حال خود وانهادند.".27
7. دانش گستری و جهل ستیزی: رسول خدا (ص) برای بالا بردن سطح سواد در میان مسلمانان از هر موقعیتی استفاده کرد و در این جهت، هم به علم آموزی سفارش نمود و آن را امری واجب، حسنه، صدقه، تسبیح و جهاد معرفی کرد و اعلام داشت که ارجمندترین انسان‎ها عالم‎ترین آنان است، و هم از کوتاهی در این امر هشدار داد و قلب تهی از دانش و حکمت را به خانه‎ای ویران شده تشبیه کرد.28
8. مداومت و پایداری: در شکلگیری تمدن هرچند عوامل مختلف دخالت دارد، ولی مداومت و پایداری در کارها از اهمیت بالایی برخواردار است و تمدنهای درخشان و قوی توسط سلسلهها و دولتهایی شکل گرفتهاست که از عمر طولانی برخوردار بوده و به برنامههای تمدنی شان مداومت داشتهاند. در سیره رسول خدا (ص) مداومت و پایداری، ارزش مهم تلقی میگردد؛ "بهترین کارها نزد خداوند، دوامدارتر آن است اگرچه کم باشد"؛29 "کارها و اعمال را باید به کمال و سرانجام رسانید".30
9. اتقان و استحکام در کارها: نسنجیدهکاری یا بیدقتی در کارها، در هر عرصه کاری، از آفات بزرگ میباشد. رسول خدا (ص) از سرسری انجام دادن کارها و سهلانگاری به شدت بیزار بود و نسبت به اتقان و استحکام کار سفارش میکرد.31 رسول خدا (ص) به عبدالله بن مسعود چنین فرمود: "يا ابن‏ مسعود إذا عملت‏ عملا فاعمل بعلم و عقل و إياك و أن تعمل عملا بغير تدبير و علم فإنه جل جلاله يقول‏ وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثا"؛ ای ابن مسعود، هرگاه کاری انجام دادی، با دانش و درایت انجام بده و آن را بدون علم و تدبیر انجام مده که خداوند فرمودهاست: مانندآن زن مباشيدكه رشته خود را بعد از تابيدن واتابید و پنبه کرد.32
10. عدالت محوری: عدالت یکی از ارزشهای مهم در سیره نبوی می‎باشد و بدون برپایی عدالت اجتماعی، تمدن نبوی قابل تصور نیست؛ یعنی، مهم‎ترین ویژگی تمدن اسلامی، استقرار عدالت اجتماعی به معنای قرآنی و اسلامی آن است. امام باقر (ع) در روایتی، شیوه و هدف اصلی رسول خدا (ص) از ایجاد دولت اسلامی را، نابود ساختن ساختار اجتماعی ظالمانه عصر جاهلی و تأسیس جامعه عادلانه اسلامی می‎داند. هدف پیامبر اعظم این بود که ساختار‎های اجتماعی عصر جاهلی را که مبتنی بر ستم‎گری و عدالت‎ستیزی بود، براندازد و بر ویرانه‎های آن، جامعه‎ای مبتنی بر عدل و احسان تأسیس نماید.33
11. جهانگرایی: یکی از متغیرهایی که در شکلگیری تمدن بیتأثیر نیست، جهانگرایی میباشد و تمدنهای بزرگ ضمن پوشش جوامع متعدد، در پهنه وسیعی از جغرافیای جهان شکل گرفتهاند. یکی از ویژگیهای مهم دین اسلام جهانگرایی است که از منابع آن به خوبی استفاده میشود. قرآن کریم در آیاتی متعدد پیامبر اعظم را رسول و پیامبر برای همه جهانیان دانستهاست34 و بعضی از خطابات قرآن کریم عام است و همه بشریت را شامل میشود.35 رسول خدا (ص) خود نیز خویشتن را پیامبر جهانی دانسته و بر جهانی بودن رسالتش تأکید داشت.36
12. شایسته سالاری: شایسته سالاری و رعایت اهلیت در مدیریت های اجتماعی و مسئولیت های مختلفی که به افراد واگذار می شود، جزء سنت های الهی محسوب می‎گردد که قرآن کریم به بیان آن پرداخته‎است37 شایسته سالاری، یکی از اصول مسلم در سیره رسول خدا (ص) به شمار می‎رود که آن حضرت به این مهم توجهی خاصی داشت؛ پس از فتح مکه در انتصاب "عتاب بن اسید" به عنوان فرماندار این شهر38 و همچنین هنگام انتصاب عمروبن حزم به فرمانداری نجران، به شایستهسالاری و لیاقت افراد تأکید نمود.39 آن حضرت، واگذاری "نقش" را به غیر اهلش، خیانت به خدا و رسول خدا و نیز جامعه اسلامی برشمرده40 و جامعهای را که شایستهسالاری در آن رعایت نمیگردد، جامعهای توصیف نموده که پیوسته در حال سقوط و انحطاط قرار دارد.41
13. پیوستگی دنیا و آخرت: ادیان جهانی را میتوان در کلی ترین وضعیت در دو گونه "تجزّی‎گرا" و "اندماجی" از همدیگر بازشناخت.42 "اندماجی" بودن، صفت آن دسته از ادیانی است که میان دنیا و آخرت، جدایی نمی‎بیند و نسبت نقیض میان آن دو برقرار نمی‎سازد؛ بلکه آن ها را دو بخش مکمل از حیات انسان و دو "نشئه" متفاهم از عالم هستی برمی‎شمارد. ادیان "تجزی‎گرا" به تقابل دنیا و آخرت قایل هستند و بهای درک یکی را، ترک دیگری میدانند.43
دین اسلام در آن دسته قرار میگیرد که میان دنیا و آخرت، پیوند ناگسستنی برقرار می‎نماید؛ از نظر اسلام، رابطه دنیا و آخرت، رابطه "عمل" و "عکس‎العمل" است و حیات دنیوی انسان، سازنده حیات اخروی اوست. پیامبر اعظم پس از آنکه با نزول آیه شریفه "و انذر عشیرتک الاقربین" به دعوت علنی مأموریت یافت، در جمع عشیره خود اولین سخنی که ایراد نمود، این بود؛ "انی جئتکم بخیر الدنیا و الآخره"؛44 خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده‎ام. در حدیث دیگری که از آن حضرت نقل شدهاست، چنین فرمود: "کان اخی موسی عینه الیمنی عمیا و اخی عیسی عینه الیسری عمیا و انا ذوالعینین"،45 این حدیث شریف به گستره قلمرو دین اسلام اشاره دارد که نسبت به دو دین ابراهیمی دیگر، فراگیر و وسیع است و منظور از عین "یسری"، طبیعت و دنیا می‎باشد و منظور از عین "یمنی" معنویات و عالم آخرت است.46
14. سایر ارزشهای تمدنساز نبوی: علاوه بر موارد ذکر شده، ارزش های زیادی در سیره و سنت نبوی وجود دارند که می توانند در زایش و شکلگیری تمدن ناب اسلامی نقش داشته باشند. در این قسمت، به برخی از آنها اشاره میگردد: 1- صداقت (سورهاحزاب،آیه 70)؛ 2- وفاداری (سورهبقره،آیه 177)؛ 3- امانتداری (بحارالانوار، ج77، ص 275)؛ 4- دعوت به خیر (آل عمران، آیه 104)؛ 5- مردم آمیزی (بحارالانوار، ج75، ص265)؛ 6- رعایت حقوق دیگران (میزان الحکمه، ج1، ص45)؛ 7- میانهروی در معیشت (سوره فرقان، آیه 67)؛ 8- مسئولیتپذیری (میزان الحکمه، ج4، ص327)؛ 9-کمک به مستمندان (بحارالانوار،ج67،آیه 307)؛ 10- تقوی (سوره آل عمران، آیه 102)؛ 11-توبه (سوره نور، آیه 31)؛ 12- محاسبه اعمال (سوره حشر، آیه 18)؛ 13- صبر و پایداری (بقره،آیه 155/بحار، ج2، ص137)؛ 14- تعدیل غرایز (سوره اعراف، آیه 31)؛ 15- خوش‎رفتاری (کافی، ج2، ص 99)؛ 16- پرهیز از آزار دیگران (سوره‎حجرات، آیات11و12)؛ 17- سعی و تلاش (سوره نجم، آیه 39)؛ 18-کسب حلال (سوره نساء، آیه 29).
1. فصلنامه صدرا، شماره 10، زمستان 1393، ص 195-211.
2. ماهنامه معرفت، شماره 123، اسفند 1383، ص 15-34.
3. مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص 11.
4. محمد معین، فرهنگ معین، ج1، ص 199.
5. محمد حسین پوریانی، تبیین مفهوم ارزش با رویکرد جامعه‎شناختی، فصلنامه تخصصی علوم اجتماعی، ص 52.
6. مهدی محسنیان راد، انقلات، مطبوعات و ارزشها، ص 4.
7. گی روشه، کنش اجتماعی، ترجمه هما زنجانی زاده، ص 77.
8- میرچا الیاده، فرهنگ و دین، ترجمه هیأت مترجمان، ص 472-490.
9.Oxford AdvanCed Learners Dictionary, pp. 203 & 290-291.
10. داریوش آشوری، تعریف‎ها و مفهوم فرهنگ، ص 26.
11. علی اکبر ولایتی، پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ج1، ص 24.
12. جیرار جهامی، موسوعه مصطلحات الفكر العربی و الاسلامی المعاصر و الحدیث، ج3، ص 701.
13. محسن الویری و سید رضا مهدی نژاد، رابطه دین و تمدن در اندیشه مالک بن نبی، مجله تاریخ و تمدن اسلامی، ص 164.
14. مالک بن نبی، مشکله الافکار فی العالم الاسلامی، ص 47-48.
15- محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج2، ص 307.
16- "ياأَيُّهَاالنَّاسُ إِنَّاخَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍوَأُنْثى‏وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباًوَقَبائِلَ لِتَعارَفُواإِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ"، سوره حجرات، آیه 13.
17- "لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ماسَعی"، سوره نجم، آیه 39.
18- سید محمد حسین حسینی همدانی، انوار درخشان، ج14، ص 41.
19. عبدالملک ابن هشام، پیشین، ج2، ص 73؛ عزالدین ابن اثیر، پیشین، صص 95-98.
20. ابن هشام، پیشین، ص 150.
21. من فارق جماعه المسلمین فقد خلع ربقه الاسلام عن عنقه. (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج27، ص 27.)
22- متقی هندی،کنزالعمال، جلد 1، ص‏149
23- [قال رسول الله]؛ "وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَا يُنْجِي‏ إِلَّا عَمَلٌ‏ مَعَ‏ رَحْمَة"، (محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج1، ص 182).
24- رضا وطن دوست، عمل در قرآن، ص39.
25. محمّدبن یعقوب کلینى، پیشین، ج 1، ص 10.
26. ابن هشام، پیشین، ج1، ص 503.
27. میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج18، ص 7.
28. قلب لیس فیه شیء من الحکمه کبیت خرب فتعلّموا و علّموا و تفقهوا و لا تموتوا جهّالا فانّ الله لایعذر علی الجهل. (محمد تقی هندی، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال، ج10، ص 147، حدیث 28750.)
29. انّ احبّ الاعمال الی الله ادومها و ان قلّ. ( رکن الدین عبدالعظیم بن عبدالقوی المنذری، الترغیب و الترهیب، ج4، ص 130.)
30. الامور بتمامها و الاعمال بخواتمها. (محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج77، ص 165.)
31. اِذا عمل احدکم عملا فلیتقن. (ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ج3، ص 263.)
32. محسن فیض کاشانی، الوافی، ج26، ص 222.
33- قال محمّد بن مسلم: سألت أبا جعفر (ع): ... و ما كانت سيرة رسول اللَّه (ص)؟ قال: "أبطل‏ ما كان‏ في‏ الجاهليّة، و استقبل النّاس بالعدل‏."، (محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج15، ص 77).
34. قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا (سوره حجرات، آیه 13.)؛ و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین (سوره انبیا، آیه 107.)؛ و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا و لکن اکثر الناس لا یعلمون (سوره سبأ، آیه 28.)
35. مانند این آیه شریفه: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر واثنی ..." (سوره اعراف، آیه 158.)
36. انی رسول الله الیکم خاصه و الی الناس کافه ( صحیح بخاری، حدیث شماره 4770.).
37- سوره بقره، آیه 124.
38- محمد باقر مجلسی، پیشین، ج21، ص 123.
39- تقی الدین احمد بن علی مقریزی،إمتاع الأسماع، ج2، ص 123.
40- "من استعمل عاملا من المسلمين وهويعلم أنّ فيهم أولى بذلك منه وأعلم بكتاب‏اللّه وسنّة نبيّه فقدخان اللّه ورسوله وجميع المسلمين."، (متقی هندی، پیشین، ج6، ص 79)؛ "من استعمل رجلا من عصابة و في تلك العصابة من هوأرضى للّه منه فقد خان اللّه وخان رسوله وخان المؤمنين."، (مستدرک الحاکم، ج4، ص 92-93).
41- "ماولّت امه امرها رجلا قط و فیهم من هو اعلم منه الا لم یزل امرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا"، (محمد باقر مجلسی، پیشین، ج10، ص143).
42- علیرضا شجاعی زند، جستارهایی در جامعه شناسی دین، ص322.
43- کارل یاسپرس، مسیح، ترجمه؛ احمد سمیعی، ص15.
44- محمد بن جریر طبری، پیشین، ج2، ص320-321.
45- صحیفه امام خمینی، ج3، ص226-227.
46- همان.


١٠:١٧ - 1394/12/25    /    شماره : ٧١٧٢٨    /    تعداد نمایش : ٥٤٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج