| | |
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.


  چاپ        ارسال به دوست

رسول اکرم (ص) الگویی تمام عیار برای روحانیت

محمدجواد سلطانی

مقدمه
بشر همواره در رفتار فردی و اجتماعی خود نیازمند الگوهایی بوده تا با تأسی به آنها، مسیر درست را از نادرست و صواب را از خطا تشخیص دهد. الگوهایی که از ویژگیهایی ارزندهای برخوردار بوده و بتوانند راهنمای خوبی فرا روی زندگی انسانها باشند؛ هر چند تعداد الگوهای ارزشمند در تاریخ کم نیست. اما بررسی ابعاد گوناگون زندگی پیامبر گرامی(ص) با توجه به کمال، جامعیت و جهانشمولی دین اسلام، گویای این حقیقت است که اگر کسانی در زندگی خود به دنبال الگویی مطمئن هستند، نمیتوانند الگویی مناسبتر از پیامبر اعظم(ص) برای زندگی خود بیابند، این الگو میتواند در دستیابی به حیات طیّبه در رفتارهای فردی و اجتماعی رهنمون شود و الگوی تربیتی بیبدیلی برای ارتباط ما با جامعه به شمار آید، چرا که قرآن کریم محمد مصطفی (ص) را بهترین الگو و اسوه اخلاق و رفتار انسانها معرفی کرده است که همگان باید به آن حضرت تأسّی کنند. انسان برای یک زندگی سعادتمند و خداپسند، نیازمند الگو و سرمشقی مطمئن است و در این مسیر طلاب و روحانیون که خود داعیهدار خداگرایی در عالم میباشند، به چنین الگویی سزاوارترند. مطابق آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان دینی و ائمه معصومین(ع)، نیکوترین و مناسبترین الگو «رسول گرامی اسلام است. به یقین، تبعیت از آن حضرت میتواند روحانیون را اولاً برای دست یابی به حیات طیبه در رفتارهای فردی و اجتماعی دنیوی و سعادت اخروی خود و ثانیاً برای راهنمایی دیگران در این مسیر رهنمون سازد.
پیامبر اعظم(ص) به دلیل داشتن «خُلقٍ عَظیم» و «رحمت برای عالمیان»، نمونه و الگوی مکارم اخلاقى براى تمام انسانها در تمام دورانها به ویژه هادیان جامعه است. آن حضرت به عنوان بهترین و کاملترین اسوه راستین بشریت، نسبت به تمام مردم بسیار دلسوز، صمیمی و مهربان بود. در به جهت همین متخلق بودن به اخلاق و کردار کریمانه بود که حضرت در طول 23 سال نبوت توانست، دلهای گمراه بسیاری را شیفته مکتب اسلام کند. در بیان عظمت پیامبر اکرم(ص) میتوان گفت که خداوند برای تکریم و تجلیل مقام آن حضرت، در قرآن با لقبهای بیهمتایی، مانند؛ «یا ایها الرَّسول» و «یا ایها النَّبی»، از ایشان یاد میکند. خداوند در قرآن، به پیروی از عمل و سیرة رسول خدا امر فرموده است، و آن بزرگوار را بی هیچ قید و شرطی و همراه با تأکیدات فراوان، اسوه و میزان برای مسلمانان و بلکه تمامی انسان ها قرار داده است. در این مقاله در صددبررسی نمونه‏های از سیره پیامبر اعظم(ص) مورد بررسی قرار می­گیرد که امروزه برای طلاب و علما به عنوان پیام رسان و وارث انبیاء ومخصوصا نبی مکرم اسلام، مفید و ضروری است. تا آن موارد را الگوی خویش در رفتار اجتماعی، تبلیغی وسیاسی خودش قراردهند.



پرهیز از تکلّف
ابن عباس می گوید: رسول خدا(ص)، آنچنان بی تکلّف و بی آلایش بود که وقتی وارد مجلسی می شد، در نزدیک ترین جای به محل ورود خود می نشست و کراهت داشت که کسی برای وی به پاخیزد و مردم نیز از این جهت، جلوی پای آن حضرت، بلند نمی شدند .
امام علی(ع) فرمود: روزی رسول اکرم(ص) بر گروهی از اصحاب خود وارد شد . آنان با گشاده رویی و خوش آمد گویی، حضرت را سید و مولای خود خواندند .
پیامبر خدا، سختْ خشمگین شد و به آنان فرمود: « این طور سخن نگویید و مرا سید و مولا نخوانید ؛ بلکه بگویید پیامبر ما و فرستادة خدای ما ! سخن، به راستی و حقیقت بگویید و در گفتار خود زیاده روی و غلو نکنید که گرفتار گمراهی خواهید شد».
همرنگی با مردم
همین که رسول اکرم(ص) و مسلمانان از مرکب ها فرود آمدند و بارها را بر زمین نهادند، تصمیم جمعیت بر این شد که برای غذا، گوسفندی ذبح و آماده کنند . یکی از اصحاب گفت: «سر بریدن گوسفند با من» . دیگری گفت: «کندن پوست آن با من» . سومی گفت: «پختن گوشت آن با من» . چهارمی . . . رسول خدا(ص) نیز فرمود: «جمع کردن هیزم از صحرا با من» . اصحاب گفتند: «یا رسول الله ! شما زحمت نکشید و راحت بنشینید. ما خودمان با کمال افتخار، همة این کارها را انجام می دهیم» . پیامبر فرمود: « می دانم که شما همة کارها را انجام می دهید ؛ ولی خداوند دوست نمی دارد که بنده اش را در میان یارانش با وضعی متمایز ببیند که برای خودش نسبت به دیگران، امتیازی قائل شده باشد!». سپس به صحرارفت و به مقدار لازم، خار و خاشاکْ جمع کرد و آورد.
پرهیز از اسراف
روزی پیامبر اکرم(ص) از راهی عبور می کرد . یکی از یارانش به نام «سعد»، مشغول وضو گرفتن بود و آب زیادی می ریخت .
پیامبر فرمود: «ای سعد! چرا اسراف می کنی؟». عرض کرد: «ایا در وضو نیز اسراف است؟«پیامبر فرمود: «بله، حتی اگر در کنار نهر آب باشی!».
مبارزه با تجمّل پرستی
روزی گروهی از مسیحیان نجران، به محضر پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شدند، در حالی که لباس های ابریشمی و گران بهایی که تا آن زمان بر اندام عرب ها دیده نشده بود، بر تن داشتند . هنگامی که به خدمت پیامبر رسیدند، سلام کردند. رسول خدا(ص) پاسخ آنان را نفرمود و حتی حاضر نشد که یک کلمه با آنان سخن بگوید .
هیئت مسیحیان نجران، به تکاپو و جستجوی علت برآمدند و سبب رو گردانی حضرت را از علی(ع) جویا شدند . علی(ع) فرمود: «من چنین می اندیشم که شما باید این لباس های زربفت و انگشترهای گران قیمت را از تن بیرون کنید و سپس نزد پیامبر بروید»
آنان وقتی به دستور علی(ع) عمل کردند و با لباس های ساده و بی آلایش نزد رسول خدا(ص) رفتند، حضرت، سلام آنها را پاسخ داد و با آنان به گفتگو پرداخت . سپس فرمود: » سوگند به خدایی که مرا به حقْ فرستاده است، نخستین بار که اینان بر من وارد شدند، دیدم شیطان نیز همراه آنهاست!».
تجلیل از شهید و خانواده شهید
در سال هشتم هجری، در جریان جنگ موته، جعفر بن ابی طالب -که فرمانده سپاه اسلام بود - ، نبرد سختی در برابر دشمن کرد تا آن که دست راست و چپ او قطع شد و در حالی که زخم های بسیاری بر بدن او وارد شده بود، به شهادت رسید .
پس از جنگ، هنگامی که لشگر اسلام، به طرف مدینه می آمدند، رسول خدا(ص) همراه با مسلمانان به استقبال آنان رفتند و گروهی از کودکان، در حالی که سرود می خواندند، در میان استقبال کنندگان بودند . رسول خدا(ص) که سوار بر مرکبی در حرکت بود، فرمود: « کودکان را سوار کنید و فرزند جعفر را به من بدهید » . آن گاه عبدالله بن جعفر را - که پدرش به شهادت رسیده بود - جلوی خود سوار کردند . عبدالله می گوید: رسول خدا(ص مرا نوازش کرد و به من فرمود: « به تو تبریک می گویم که پدرت همراه با ملائکه، در آسمان ها پرواز می کند».
احترام به شخصیت مردم
هر کس بر پیامبر(ص) وارد می شد، حضرت به او احترام می نمود. چه بسا عبای خود را به جای فرش، زیر او می گسترانید و بالشی که تکیه گاه خودش بود، به او می داد. روزی رسول خدا(ص)، تنها در مسجد نشسته بود . مردی وارد شد و به طرف پیامبر آمد . حضرت از جا حرکت کرد و به احترام او، قدری عقب رفت و جا باز کرد . آن مرد عرض کرد : «یا رسول الله ! جا که وسیع بود . چرا به عقب رفتید؟». پیامبر فرمود : « از حقوق مسلمانان برای وارد شدگان، احترام کردن و قدمی در عقب رفتن و جا باز کردن است».
هر گاه یکی از اصحاب، به دیدن پیامبر می آمد، حضرت، به احترام او آن قدر می نشست تا خود آن مرد از مجلس خارج شود و چون کسی به ملاقات رسول اکرم(ص) می آمد و می خواست مصافحه کند و با او دست می داد، حضرت، دست خود را نمی کشید تا وقتی که آن مرد، دست خود را بکشد . برای حفظ احترام تمام مردم، رسول اکرم، در مجالس عمومی، نگاه های مهرآمیز خود را به طور مساوی متوجّه همة حاضران می فرمود.
رعایت احترام سالمندان
روزی پیرمردی نزد رسول اکرم(ص) شرفیاب گردید . کسانی که در حضور آن حضرت نشسته بودند، به آن پیرمرد احترام نکردند و در جای دادن به وی، تنبلی و سهل انگاری نمودند .
پیامبر خدا(ص) از این رفتار بی ادبانه ناراحت شد و به آنان فرمود: «کسی که به خردسالان، ترحّم و مهربانی نکند و سالمندان را مورد تکریم و احترام قرار ندهد، از ما نیست و با ما بستگی و پیوستگی ندارد».
رفتار با جوانان
هـنـگـامـی کـه رسـول اعـظم (ص ) دعوت خود را در مکه آشکارا آغاز کرد، جوانان با صفای بـاطـن و لطـافـت روحـشـان اولیـن کـسـانـی بودند که به ندای روحبخش آن حضرت لبیک گـفـتـند. رفتار و سیره اخلاقی و سخنان هدایتگر پیامبر برای همه طبقات مؤ ثر بود، اما در جوانان که به ملکوت نزدیک تراند تاءثیر عمیقی به وجود آورده بود.
هنگامی که مصعب بن عمیر نماینده مخصوص پیامبر برای آموزش قرآن و نشر معارف دینی بـه مـدیـنـه آمـد، در مـنـزل اسـعـد بـن زراره سـکـونـت یـافـت . وی روزهـا بـه مـحـل تـجمع قبایل خزرج می رفت و آنان را به دین اسلام دعوت می کرد، و جوانان بیش از بزرگسالان دعوت او را می پذیرفتند.
عـلاوه بـر حـضرت علی (ع ) که صفات و فضایل منحصر به فرد داشت ، سعد بن مالک ، جـعـفـر بـن ابـیـطـالب ، عـمـر بـن حـزم ، مـصـعـب بـن عـمـیـر، عـتـاب بـن اسـیـد، مـعـاذ بـن جبل ، اسامة بن زید، جوانانی دلاور، برومند، و پرشوری بودند که در مکتب سیره اخلاقی و مـدیـریـتـی پـیـامـبـر تـربـیت یافته بودند و پیامبر هر کدام را برای مسئولیت های مهم برگزید و این جوانان در عرصه مدیریت اجتماعی و فرماندهی نظامی لیاقت و شایستگی هـای خـاصـی داشـتـنـد وهـرکـدام کـارنامه درخشانی از خدمتگزاری بر جای گذاشتند و نزد پیامبر دارای جایگاه و احترام خاصی بودند.
نـکـتـه مـهـم دیـگـر، نـوع رفتار دقیق و جالب پیامبر با جوانانی است که به سوی گناه سوق داده شده بودند. از نظر روان شناسی جوانان ، این رفتار درسی برای بزرگان و والدیـن مـحـسـوب مـی شـود کـه یـک نـمـونـه را یـاد آور می شویم . امام باقر(ع ) فرمود: فـضـل بن عباس که جوانی خوش سیما بود در روز عید قربان در کنار پیامبر(ص) سوار شـده بـود. در ایـن هـنـگام زن زیبارویی از قبیله خثعم همراه برادرش برای پرسیدن احکام شـرعـی نـزد رسـول خـدا(ص ) آمـد. بـرادر آن زن مـسـائل دیـنـی را مـی پـرسـیـد و فـضـل بـن عـبـاس بـه آن زن نـگـاه مـی کـرد. رسـول خـدا، چـانـه فضل را گرفت و صورت او را از سوی آن زن برگردانید تا به او نـگـاه نـکـنـد. هـنـگـامـی کـه رسـول خـدا(ص ) از پـاسـخ دادن بـه مـسائل آن مرد عرب فارغ شد، شانه فضل بن عباس را گرفت و به او فرمود: ((آیا نمی دانـی کـه روزگـار می گذرد؟ اگر کسی چشم و زبان خود را حفظ کند، خداوند پاداش حج قـبـول شـده را در نـامـه عـمل او ثبت خواهد کرد! )ایـن بـرخورد پیامبر با یک جوان خلافکار بهترین الگو برای مسلمانان است تا با تـوجـه بـه روحـیـات و خصوصیات و لطافت روحی و اخلاقی جوانان برای جلوگیری از گناهان آنان و ناهنجاری های اجتماعی به شیوه دقیق صحیح و مؤ ثر امر به معروف و نهی از منکر نمایند.


مناجات پیامبر
شبی پیامبر(ص) در خانه اُمّ سلمه بود . اندکی از شب نگذشته بود که ام سلمه، دید که رسول خدا(ص) در بستر نیست . ام سلمه برخاست و دنبال او گشت. ناگهان متوجّه شد که حضرت، کنار اتاق ایستاده، دست ها را بلند کرده، اشک از دیدگانش جاری است و این چنین با خدا راز و نیاز می کند: «خدایا، نیکی هایی که به من عطا فرموده ای، از من مگیر! خدایا، دشمنان و حسودان مرا شاد مگردان! خدایا، مرا به بدی هایی که از آنها نجات دادی باز مگردان! خدایا، یک لحظه، مرا به خودم وامگذار!»
ام سلمه گریست. پیامبر اکرم(ص) فرمود : «ام سلمه، چرا می گریی؟». ام سلمه گفت : «پدر و مادرم فدایت، چرا گریه نکنم ؟ تو با آن مقام بلندی که نزد خدا داری و با آن که خداوند، گناه گذشته و اینده ات را بخشیده است، این چنین با خدا راز و نیاز می کنی، در حالی که ما به ترسیدن از خدا و گریه سزاوارتریم».
پیامبر(ص) فرمود: «چگونه در امان باشم در حالی که یونس پیامبر، یک لحظه به خودش واگذار شد و بر سرش آمد آنچه آمد».
مناجات نیمه شب پیامبر(ص)
پیغمبر اکرم(ص) در شب نیمه شعبان، نزد عایشه بود. چون شب، به نیمه رسید، پیغمبر از جا برخاست . عایشه بیدار شد و پیغمبر را نیافت. گمان کرد نزد بعضی از همسران دیگر رفته است . پس برخاست و چادر را بر خود پیچید . چادر او از پشم و پنبه نبود، بلکه از کرک شتر بود . عایشه در حجره های هَووهای خویش، پیغمبر را جستجو می نمود . ناگاه متوجّه شد که پیغمبر اکرم(ص) در کنار بقیع، در سجده است، مثل جامه ای که بر زمین چسبیده باشد . پس نزدیک رفت و شنید که در سجده می گوید : «جسم و جانم، تو را سجده کرد و قلبم به تو ایمان آورد. این من و این جنایت هایی که بر خود روا داشته ام، ای بزرگوار! از تو امید بخشش از گناهان بزرگم را دارم؛ چرا که گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمی بخشد».
پس از سجده، سر برداشت و به سجده برگشت و ذکر دعا را انجام داد و آن گاه دو طرف صورت خود را بر خاک نهاد و گفت : « خداوندا ! چهره بر خاک ساییدن، بر منْ لازم است و تو را سجده کردن».
همین که رسول اکرم(ص) خواست برگردد، عایشه به سوی خانة خود شتافت . پس رسول اکرم(ص) آمد و شنید که عایشه نَفَس نَفَس می زند و فرمود : «این نفسْ نفسْ زدن، برای چیست ؟ ایا ندانسته ای که امشب چه شبی است؟». آن گاه فضیلت شب نیمه شعبان را بیان فرمود .
علاوه بر آن، قرآن کریم، رسول گرامی اسلام(ص) را به عنوان اسوهای نیکو یاد نموده است که همگان باید به آن حضرت تاسّی نمایند: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِالله اُسْوَهٌ حَسَنَهٌ؛ به یقین برای شما، در زندگی رسول خدا الگوی نیکویی است». همچنین خداوند درباره آن رسول گرامی میفرماید: «وَاِنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم»؛ به یقین تو اخلاق عظیم و بزرگی داری. همچنین در آیهای دیگر، خداوند مومنان را امر کرده است که از دستورات نبی اکرم(ص) پیروی کرده، فرامین او را به جای آورند و آنچه را از آن باز داشته است، رها ساز- ند: «وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا.» در آیه دیگری اشاره نموده است: «وَ اَطِیعُواْالله و َالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»؛ و از خدا و رسول اطاعت کنید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.
همچنین، علی(ع) پیامبر خدا را الگوی شایسته پیروی معرفی میکند و الگوپذیری از ایشان را برای همگان بسنده میداند، چنان که میفرماید: «روش نبی خدا (ص) برای الگو بودن تو کافی است و پیامبر در نکوهش دنیا و کاستیهای و رسواییها و بدیهای فراوان آن راهنمای تو میباشد. پس، به پیامبر پاک و پاکیزه تمسک جوی که راه و رسم او الگویی برای همه الگوخواهان و مایه بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد. دوستترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام بر جای پای او نهد.
امام صادق(ع) هم در بیان اهمیت الگو گیری از پیامبراکرم(ص) فرمودند: «اِنّی لاََکْرَهُ لِلرَّجُلِ اَنْ یمُوتَ وَقَدْ بَقِیتْ عَلَیهِ خَلَّهٌ مِنْ خِلالِ رَسُولِالله لَمْ یاْتِها؛ دوست ندارم مسلمانی بمیرد، مگر اینکه تمام آداب و سنتهای رسول خدا(ص)، را [اگر چه یکبار] انجام دهد.
تربیت در سیره عملی پیامبر (ص)
جذابیت روحانی، عرفانی و معنوی فرستادگان الهی به قدری والاست که امروزه هرگاه اندیشمندان اسلام شناس، قطرهای از سیره تربیتی و اخلاقی آن بزرگواران را در کام تشنگان راه حقیقت میریزند، آنان را مجذوب ساخته و جویندگان حق و حقیقت را گرد انبیا و اولیاالله جمع مینمایند. افزون بر این، محبّت و ارادت به انبیا و اولیای الهی اختصاص به مسلمانان ندارد. در میان سایر ادیان هم، اندیشمندان زیادی هستند که احادیث و روایات فراوانی در زمینه سیره علمی و عملی و فضایل فرستادگان خدا و ائمه اطهار(ع) و به خصوص پیامبر اکرم(ص) را گردآوری و بررسی نموده و منتشر ساختهاند. به این لحاظ، در ذیل سه ویژگی از خصوصیات و فضائل اخلاقی- عملی و سیره تربیتی پیامبر اکرم(ص) که بیش از همه برای روحانیان و راهنمایان جامعه دینی لازم است بررسی میشود:
الف) تربیت معنوی
تربیت، دارای زمینهها و ابعاد مختلفى، چون؛ معنوی، عاطفى، اجتماعى، فردی و... است. از مهمترین ابعاد تربیت؛ تربیت معنوى است که به‏ عقیده اکثر اندیشمندان تربیتی، پرورش این بعد پایه و اساسی بر همه ابعاد دیگراست. این ویژگی جوهره اساسی رفتار و منش فرد دیندار به ویژه راهنمای معنوی مردم را تشکیل میدهد و به عنوان مهمترین عامل در ایجاد تمایز تربیت دینی از دیگر حوزههای تربیتی مطرح میگردد. محور اصلی در تربیت معنوی، «خدا» است و منظور از خدامحوری، جهت گیری همه اعمال و رفتارهای انسان در راستای ملاکها و معیارهای الهی است. این نوع تربیت که شامل پرورش بعد معنوى انسان و فراهم‏نمودن زمینه ارتباط انسان با خداوند و در نهایت پرورش انسان ‏براى رسیدن به قرب الهى است، بسیارمورد تاکید انبیا و ائمه اطهار(ع) بوده است و آن بزرگواران‏ در تمام صحنه‏هاى زندگى بیشترین اهمیت را به پرورش بعد معنوی انسان مى‏دادند.
از بزرگترین ثمرات ایمان و تربیت معنوی، دستیابی به آرامش دل و روان آدمی است: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِاللّهِ. اَلاَ بِذِکْرِاللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ آنان که ایمان آوردهاند دلهایشان به یاد خداوند آرام گیرد. همانا با یاد خداوند دلها آرام مى گیرد»
با بررسی دیدگاه پیامبر اکرم (ص)، میتوان استنباط نمود که قبل آموزش آداب و رفتارهای اجتماعی و اخلاقى، باید انسانها با نکات معنوى و تربیت دینى آشنا شوند. این شیوه علاوه بر این که آدمیان را با مبدا حقیقى جهان آفرینش مرتبط میسازد؛ در آنان روحیه اعتماد به نفس و نیروى استقامت و پایدارى در مقابل مشکلات فراوان زندگى نیز ایجاد خواهد کرد.
ب) فراگیری علم و دانش
بنا به شواهد قطعی تاریخ و مطابق آیات قرآن کریم، ضمیر باطنی رسول اکرم (ص)، از تعلیم و فراگیری دانش بشری، پاک بوده است. او انسانی است که مکتبی، جز مکتب تعلیم الهی ندیده و جز از حق، دانش نیاموخته است. با این حال او معلم بشر و پدید آورندهدار العلمها و دانشگاهها است. و همگان را به فراگیری هر چه بیشتر دانش فرامی خوانده است.
احادیث فراوانی از آن حضرت در باب فراگیری علم و دانش و جایگاه و اهمیت آن روایت شده است. در اینجا به روایتی اشاره میشود که به خوبی بیانگر جایگاه و عظمت علم و عالم از دیدگاه پیامبر اکرم(ص) است. یکی از انصار نزد پیامبر (ص) آمد و گفت اگر بنا باشد جنازهای را تشییع کنم یا در مجلس مرد دانشمندی حاضر شوم حضور مرا در کدامیک از این دو دوستتر میدارید. حضرت فرمودند: «اگر کسانی باشند که در پی جنازه روان شوند و آن را به خاک سپارند حاضر شدن در مجلس عالمی که علوم و احادیث و آیات الهی را بیان مینماید از حضور در تشییع هزار جنازه و عیادت نمودن از هزار بیمار و برپا ایستادن برای عبادت خدا در هزار شب و روزه داشتن در هزار روز و صدقه دادن هزار دینار به فقیر و گذاراندن هزار حج و حضور در هزار جنگ در راه خدا فضیلت بیشتری دارد. اینها کجا به پای حضور در مجلس علم الهی میرسد!؟ آیا ندانستهای که حیات و زنده بودن قلب به آموختن علم الهی است و مرگ و نابودی قلب آدمی به جهل و نادانی است!؟»
پیامبر اعظم(ص) ارزش و جایگاه طالبان علوم دینی و الهی را چنین وصف میکند: «کسی که به دنبال یادگیری علوم الهی و مسائل دینیاش اقدام کند مانند کسی است که روزها را روزه و شبها را به شب زندهداری تا صبح پرداخته و آموختن یک مساله شرعی برای شخص بهتر از این است که به اندازه کوه ابوقبیس در راه خدا طلا انفاق نماید.
پیامبر اعظم(ص)، وجود فرد دانا و عالم را در میان مردم نادان چنین توصیف میفرماید: «شخص دانا و فهمیده نسبت به مسائل و احکام دینی در میان مردم نادان همچون زندهای است در میان مردگان و هر چیزی حتی ماهیان دریا و گزندگان و درندگان و چهار پایان برای دانشجوی علوم الهی طلب آمرزش میکنند، پس دانش دینی را بجوئید که آن و سیله پیوند میان شما و خدای عزوجل است و همانا طلب دانش دینی بر هر مسلمانی واجب است.
آن حضرت حسرت خورندگان به علم در قیامت را دو دسته معرفی کرده و میفرماید: «دو کس در قیامت از همه مردم بیشتر حسرت میخورند؛ 1- مردی که در دنیا برای طلب علم دین فرصت داشته ولی به خاطر تنبلی به جستجوی آن نرفته، 2- مردی است که دانش دین را به دیگران آموخته و آنها به آن عمل نموده و به بهشت رفته اند، ولی خود عمل به آن دانش نکرده و باید به جهنم برود.
همچنین آن حضرت ارزش دانش مومن را با تعبیری زیبا چنین وصف میکند: «هر مومنی بمیرد و یک ورق کاغذ از او بماند که دانشی بر آن باشد آن ورقه روز قیامت میان او و دوزخ حائل و مانع شود و خدای تبارک و تعالی به هرحرفی که در آن کاغذ نوشته شهری در بهشت به او دهد که هفت برابر دنیا باشد») مهربانی و محبت از مجموع نیازهای آدمی، «نیاز عاطفی» از مهمترین آنها به شمار می‏آید. بدون محبت می‏توان زنده بود؛ ولی نمی‏توان زندگی کرد. دین اسلام به محبت، خوش خلقی و برخورد نیکو با مومنان اهمیت زیادی داده است و آن را یکی از ارزشهای والای اخلاقی میداند.
ابراز محبت و مهربانی با بندگان خدا از ویژگیهای بارز پیامبر اکرم(ص)، بوده است. سیره عملی و رفتار و معاشرتهای فردی و اجتماعی پیامبر اکرم(ص)، مملو از مهر و رحمت و عطوفت است. آن حضرت نسبت به همه مردم، حتی نسبت به کودکان دلسوز و مهربان بود.
خداوند در آیه 128 سوره توبه، مهربانی پیامبر اکرم(ص) را در برابر مومنان، چنین بیان میکند: «عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکُم بِالْمُوْمِنِینَ رَوُوفٌ رَحِیمٌ»؛ به رنج افتادنتان بر او گران و دشوار است، به شما دلبسته است و به مومنان دلسوز و مهربان.
در مقابل در آیه دیگری جدیت و سرسختی آن حضرت را در برابر کافران ذکر میکند: «مُحَمَّدٌ رَسُولُالله وَالَّذِینَ مَعَهُ اَشِدَّاء عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَینَهُمْ؛ محمّد فرستاده خداست و کسانی که با اویند بر کافران سرسخت و در میان خود مهربانند.
گرچه خوش خلقی در هر جا و هر زمانی مورد ستایش و از سفارشهای حضرت رسول(ص) است، اما رفتار نیکو در خانه و خوش رفتاری با اعضای خانواده سفارش ویژه پیامبر اکرم (ص) بوده، به گونهای که یکی از شاخصهای افراد نیک، برخورد مناسب و نیکو با خانواده است. آن حضرت در روایتی فرمودند: بهترین مردم از نظر ایمان، کسی است که دارای نیکوترین اخلاق باشد و لطیفترین رفتار را با خانوادهاش داشته باشد و من لطیفترین شما نسبت به خانوادهام هستم.
در روایت دیگری، به نقل از یکی از همسران آن حضرت آمده است: کسی خوش خلقتر از پیامبر(ص) نبود. هیچ کس از اصحاب و خانوادهاش او را صدا نمیکرد، مگر اینکه آن حضرت در پاسخ او لبّیک میگفت.
رحمت و محبت پیامبراکرم (ص) به نحوی وسیع و بیپایان بوده است تا آنجا که عملاً به دوستان و پیروان خود در سطحی بسیار وسیع، درس احسان و محبت را میآموخت.
نتیجه گیری
آنـچـه مـرور کردیم بخشی از گنجینه عظیم فضایل انسانی و قطره ای از دریای بیکران اخـلاق نـبوی بود، پیامبر توسط هدایت های خاص و عام الهی تربیت یافت به گونه ای که خود فرمود: ((اَدَّبنی رَبّی وَ اَحْسنَ تَاءْدیبی )) خـدایـم مـرا ادب آمـوخـت و چـه نـیـکـو مـرا ادب آموخته است . از این رو خداوند در قرآن کریم رسـول گـرامـی را در طـول تاریخ تا پایان خلقت ، بزرگترین سرمشق بشریت معرفی کـرده اسـت . زیرا شـخـصـیـت پـیـامـبـر(ص ) نـمـونـه ای بـرای یـک روزگـار، یـک نـسـل ، یـک مـلت ، یـک مـذهـب و یـک مـکـان خـاص نـمـی بـاشـد، بـلکـه یـک سمبل جهانی و همیشگی برای تمام مردم در همه زمان هاست
با بررسی کوتاهی در سیره و تاریخ پیامبر اکرم (ص) میتوان به این نتیجه رسید که راز موفقیت آن سرور کائنات در انجام رسالت خطیر خویش، بیش از هر عاملی، حُسن خلق و رفتار نیک آن حضرت بود که سبب گسترش و نفوذ آیین وی در اعماق جانها و در نقاط مختلف جهان شده است. رسول مکرم اسلام(ص) با این راهکار که از کلام وحی آموخته بود، نه تنها انسانهای مستعد و آماده هدایت را جذب میکرد، بلکه دشمنان قسم خوردهاش را نیز تبدیل به دوستان صمیمی مینمود هر فرد و نهادی بخواهد این را بپیماید باید چنین کند.
با بررسی دیدگاه پیامبر اکرم (ص)، میتوان استنباط نمود که قبل از آموزش آداب و رفتارهای اجتماعی و اخلاقى، باید انسان‏ها با نکات معنوى و تربیت دینى آشنا شوندپیامبر (ص) مکتبی، جز مکتب تعلیم الهی ندیده و جز از حق، دانش نیاموخته است، با این حال او معلم بشر و پدید آورندهدار العلمها و دانشگاهها است و همگان را به فراگیری هر چه بیشتر دانش فرامی خوانده است.
راز موفقیت آن سرور کائنات در انجام رسالت خطیر خویش، بیش از هر عاملی، حُسن خلق و رفتار نیک آن حضرت بود که سبب گسترش و نفوذ آیین وی در اعماق جانها و در نقاط مختلف جهان شده است.


١١:٣٤ - 1394/09/18    /    شماره : ٦٦٨٧٠    /    تعداد نمایش : ٧٨٠


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج