| | |
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.


  چاپ        ارسال به دوست

امام خميني و باز سازي تفكر سياسي اسلام

امام خميني و باز سازي تفكر سياسي اسلام
محمد آصف طيبي
در آمد
در تاريخ سياسي اسلام، علماي ديني همواره، )به منظور عدالت‌خواهي و ظلم‌ستيزي)، رهبري بسياري از حركت‌ها و جنبش‌هاي انقلابي را بر عهده داشته و همواره با مبارزات استعمار ستيز خويش، توانسته اند رگه هاي از اميد به رهايي بخشي ملت ها را در دل مردم تحت استعمار و ظلم زنده نمايند؛ ولي در بيشتر اين مبارزات انحراف از مسير اصلي باعث شده است كه اين حركت ها به سر انجام نرسند و در نتيجه مورد سوء استفاده قرارگرفته است. پيروزي انقلاب اسلامي ايران، آن هم با رهبري يك عالم ديني، موجب شد جايگاه علما، به عنوان كانوني‌ترين و اصلي‌ترين نيروي سياسي موثر در اين نهضت، بيش از پيش مورد توجه صاحب‌نظران و تحليل گران قرار گيرد.
هرچند مبارزات آزادي‌خواهانه، استقلال‌طلبانه و استعمار ستيز علما، سابقه‌اي بس طولاني داشته است، اما انقلاب اسلامي ايران را مي‌توان نخستين حركتي دانست كه ضمن پيروزي، براساس آرمان و اهداف مورد نظر علما و با رهبري مرجعي ديني، توانست زمينه ساز تحولات و خيزش هاي تحول ساز در سطح جهاني(اسلامي و حتي غير اسلامي) گردد و به تعبير ميشل فوكو، منادي معنويت و روحي جديد براي جهان بي‌روح در عصر حاضر گرديد.
اهميت اين انقلاب از آن جا ناشي مي گردد كه در آن دوران بدليل تبليغات مسموم دشمنان دين و قدرت هاي استعماري، چنان بود كه علماي دين از هر نوع دخالت در امور سياسي و اجتماعي پرهيز نموده و وارد شدن در آن را براي خود عيب وعار مي دانستند.
نفوذ استعمار در حوزه‌هاي اسلامي، فشار حكومت‌هاي جائر و ضعف‌ها و كاستي‌هاي حوزه‌ها و علماي ديني باعث گرديده بود كه مشاركت و سهم گيري علما در مسايل سياسي مورد مذمت قرار گيرد.
تلاشها و مجاهدت خستگي‌ناپذير امام، ميراث گرانبهايي براي مسلمانان برجا گذاشت و سنت نو و مكتب اصيل براي احياي ارزش‌ها و اصول اسلامي در جهان امروز ارایه كرد. مكتب مبتني بر اصول و اركان بنيادين دین. آرا و انديشه‌هاي امام در باب تفکر سیاسی اسلام، راهنماي انديشه و تفكر اصيل اسلامي است.
علل ركود حوزه هاي ديني قبل از انقلاب امام
تا قبل از انقلاب امام خميني، حكومت‌هاي جور همواره سعي داشته‌اند با تهديد و تطميع و به‌كارگيري افراد مرموز در داخل حوزه‌ها، آن‌ها را از داخل تخريب كنند و با القائاتي از جمله "جدايي دين از سياست"، "ناقص بودن دين و نداشتن برنامه براي اداره جامعه"، "دين تنها به تنظيم روابط فردي مي پرادزد" و"خشن بودن احكام ديني"، موفق شده بودند تا علماي ديني را به كنج خانه‌ها و مساجد بفرستند و منزوي نمايند. امام خمینی در این مورد می‏فرمایند: "تبليغ كردند كه اسلام دين جامعي نيست، دين زندگي نيست، براي جامعه نظام و قوانين ندارد، طرز حكومت و قوانين حكومتي نياورده است".1 و یا اینکه "اسلام آمريكايي اين بود كه ملاها بايد بروند درسشان را بخوانند، چه كار دارند به سياست، با صراحت لهجه مي‌گفتند ...".2
در اين ميان جمعي دنيا طلب و وابسته نيز در لباس عالم ديني، با تاويل شخصي از بعضي روايات و با تمسك به تقيّه عافيت‌طلبانه، مبارزه سياسي با جائران را مذمّت نمودند، حتي به علماي اصيل دين انواع تهمت‌ها و فشارها را وارد آوردند.
بحث درباره علل ركود و انفعال سياسي حوزه‌هاي علميه فرصتي وسيع مي‌طلبد؛ در اينجا به اختصار، به بعضي از آن‌ها اشاره می شود:
1‌- عدم توجه عالمان دين به موضوع حكومت اسلامي: با وجود آنكه آيات و روايات زیادی درباره مسایل سياسي ــ اجتماعي وجود دارد، اكثر كتاب‌هاي فقهي فاقد بحث مستقلي درباب حكومت اسلامي و پايه‌هاي علمي و فقهي آن است؛ در مقابل، در مورد صدها فرع فقهي با مضمون عبادات، معاملات و ... بحث شده است. يكي از دلايل اين امر، يأس فقها از برقراري حكومت اسلامي بوده است. مسلما اين يأس از ديرباز تا پيروزي انقلاب اسلامي به بسياري از علما سرايت كرده بود، بدين ترتيب آن‌ها يا از مبارزه قهرآميز براي تاسيس حكومت خودداري مي‌ورزيدند يا اساسا با آن مخالف بودند.
حضرت امام با درک این موضوع، تلاش نمود تا بحث حکومت اسلامی را در حوزه و در متون دینی دوباره جا بیاندازد و برای این منظور ضمن مطرح نمودن تئوری حکومت اسلامی عملا بحث از حکومت اسلامی را در حوزه به راه انداخت و دوری از بحث حکومت اسلامی را بیگانه با اسلام اصیل و از شاخصه های اسلام تبلیغ شده از سوی دشمنان می خواند و خود نیز در این مورد می فرمایند: "این را كه "دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نكنند" استعمارگران گفته و شایع كرده اند. این را بی دینها می گویند. مگر زمان پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ سیاست از دیانت جدا بود؟...".3
و یا در مورد دیگر فرموده اند: "لزوم حكومت برای گسترش عدالت، تعلیم و تربیت، حفظ نظم، رفع ظلم... از واضحترین احكام عقول است".4
2‌- محدود نمودن رشته‌هاي تحصيلي علوم ديني و پويا نبودن آن: سال ها بود كه در حوزه فقط به دو رشته فقه و اصول پرداخته مي شد و از فقه نيز فقط بحث هاي مربوط به احوال شخصيه افراد مورد توجه بود.
تعبير شهيد مطهري در سال 1340.ش در اين‌باره چنين است: "رشته‌هاي تحصيلي علوم ديني اخيرا بسيار به محدوديت‌ گراييده و همه رشته‌ها در فقاهت هضم شده و خود رشته فقه هم در مجرايي افتاده كه از صد سال پيش به اين طرف از تكامل باز ايستاده است".5
اين مشكل به گونه اي بود كه در چند دهه پيش اگر مباحث حكومت اسلامي مطرح مي شد، با مخالفت شديد عده ای مواجه مي گرديد. چنانچه امام خميني در اين مورد مي فرمايند: "این دسیسه ها و نقشه های است که دامنه آن حتی به حوزه ها نیز رسیده و نفوذ کرده است به گونه ای که اگر امروزه کسی بخواهد از حکومت اسلامی صحبت نماید، باید با تقیه صحبت کند".6
3- انزواي روحانيت به سبب ناكامي‌هاي سياسي در قضيه مشروطه: مشروطه به رهبري بخشي از علماي ديني به پا گرديد، ولي اختلاف و تشتت آراي علما در اين‌باره و شكست و انحراف اين نهضت و بر سر دار رفتن شيخ‌فضل‌الله نوري و ترور مرموز مرحوم طباطبايي باعث شد تا تفكر عدم توانمندي دين در اداره جامعه بيش از پيش تقويه گردد و انزواي حوزه‌هاي علميه را موجب شود.
4- تبليغات شديد حكومت ها بر عليه عالمان ديني: چنين اقداماتي باعث روي‌آوري روزافزون بعضي از عالمان ديني به انزوا گرايي و گوشه گيري از مردم مي‌گشت. دوران سركوب رضاخاني دوران تلخي براي علماي متعهد و امام بوده است، به تعبير سيداحمد خميني: "ايشان (حضرت امام) با تلخي از آن دوران ياد مي‌كردند و متذكر مي‌شدند كه دوران بسيار سختي بر ما گذشت، حتي نقل مي‌كردند من و چند نفر ديگر براي اينكه مورد هجوم حمله رضاخان قرار نگيريم، روزها قبل از طلوع آفتاب به محلي بيرون از شهر قم مي‌رفتيم و وقتي هوا تاريك مي‌شد، دوباره به خانه برمي‌گشتيم، تا بتوانيم به درس و مباحثه برسيم و در عين حال دست از لباسمان نكشيم."7
ايشان در مورد تبليغات بر ضد عالمان ديني رضاخان اظهار ‌كرده است: "تبليغات به گونه اي بود كه مردم آخوند را سوار ماشین نمي‌كردند، خدا مي‌داند، مرحوم آشيخ عباس تهراني(ره) گفت كه من مي‌خواستم در اراك سوار ماشین؛ راننده گفت: ما دو طايفه را سوار نمي‌كنيم، يكي آخوند را و يكي فاحشه را ! وضع آخوند اين گونه بود آن روز؛ يعني اين گونه كرده بودند، جدا كردند اين‌ها را از ملت، رضاخان هم هركاري خواست كرد.".8 البته حضرت امام در این راه تنها دشمنان را مقصر نمی دانند؛ بلکه از نظر ایشان مقصر اصلی در این مسئله، خود علما می باشند که هیچ گاه در صدد آن نبوده اند تا اسلام راستین را به مردم معرفی نمایند و در این زمینه می‏فرمایند: "حق هم همین است وقتی روحانیت خود به فکر معرفی نظریات، نظام و جهان بینی اسلام نباشند، دیگران باید به آنها حمله کنند".9
4- بدنامي سياست و حكومت: جناياتي كه حكومت‌هاي مستبد (اعم از اسلامی و غیر اسلامی) طي ساليان متمادي به اسم سياست انجام مي‌دادند، موجب شده بود كه اصولاً سياست و حكومت در بين حوزه‌ها و عامه مردم بدنام گردد و این شعار که قدرت فساد آور است، در بین علمای دین تبدیل به یک اصل شده بود و به همین دلیل افراد صالح از آن پرهيز مي‏نمودند.
امام خمینی نه تنها سیاست بما هو سیاست را زشت و دخالت عالمان دینی در آن را نا پسند نمی‏پنداشتند که دخالت علما را در سیاست لازم و ضروری دانسته و کناره گیری آنان را از مسایل سیاسی، آفتی برای جامعه اسلامی می دانستند و در این زمینه حتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مي‌فرمايد: "از آن توطئه‌ها و مفاسدي كه از انزواي متدينين پيش آمد و سيلي‌اي كه اسلام و مسلمين خوردند، عبرت بگيريم و بدانيم و بفهميم كه نظام اسلام و اجراي احكام آسماني آن و مصالح ملت و كشور اسلامي و حفظ آن از دستبرد اجانب، بستگي به دخالت اقشار ملت و به‌ ويژه روحانيون محترم و مراجع معظم دارد و اگر خداي نخواسته بر اسلام يا كشور اسلامي از ناحيه عدم دخالت در سرنوشت جامعه، لطمه و صدمه‌اي وارد شود، يك يك تمام ملت در پيشگاه خداي قهار و توانا مسئول خواهيم بود و نسل‌هاي آينده ممكن است از كناره‌گيري‌هاي كنوني مورد هزارگونه تجاوز واقع شوند و ما را نبخشند".10
البته این بدان معنی نیست که علمای دینی قبل از امام، هیچ به مسایل سیاسی و اجتماعی توجه نداشته اند؛ بلکه اگر بخواهيم در نيم‌قرن قبل از انقلاب امام، رفتار سياسي مراجع شيعي را مدنظر قرار دهيم، اين واقعيت به وضوح مشخص مي‌گردد كه اكثر مراجع و علما، براساس تكليف شرعي و در راه دفاع از اصول اسلام و مصالح امت اسلامي، با شيوه‌هاي مختلف با رژيم‌هاي غاصب و جائر مقابله كرده‌اند و می توان گفت که همین حرکت ها را در واقع می شود به عنوان ریشه ها و بستر های تاریخی انقلاب امام مطرح ساخت.
همواره چنين بوده است كه عالمان دینی، براي مقابله با بيدادگري رژيم‌هاي مستبد، گاهی راه پند و اندرز و تاكتيك رخنه و ارتباط را در پيش مي‌گرفتند و بدين‌گونه تا جاي ممكن از ستم‌پيشگي آن‌ها به اسلام و حقوق مردم ممانعت مي‌كردند و گاهی نیز، به مبارزه منفي و حتي قيام قهرآميز دست مي‌زدند؛ بدين‌سان حوزه‌هاي علميه و علماي اعلام هميشه حافظ استقلال و تماميت ممالك اسلامي بوده‌اند.
ولی باید گفت که این حرکت ها بدلایلی، آنچنان که لازم به نظر می رسد کار ساز نبوده اند چنانچه این واقعیت را در گفته های مرجع وقت شیعه حضرت آیت الله بروجردی به خوبی می توان احساس نمود: "من خودم از اول مرجعيت عامه گمان مي‌كردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم، مردم عمل مي‌كنند، ولي در جريان بعضي فتواها (كه برخلاف ذوق و سليقه عوام بود) ديدم مطلب اين طور نيست."11
5- ترس از شکست: شکست های که در دوره های قبلی دخالت علما در امور سیاسی و اجتماعی گردیده بود، یکی دیگر از علل کناره گیری علما از سیاست بود. علمای دینی که در ادوار مختلف به مبارزه علیه حاکمیت های زمان خویش برخواسته بودند، تجربه های تلخی را به یاد داشتند؛ زیرا در مقاطع مختلف علما نتوانسته بودند تا در مقابل توطئه ها و دسایس دشمنان ایستادگی نمایند و درنهایت از عرصه اجتماع بیرون رفته بودند و همین تجربه ها این نگرانی را در علما تقویت می نمود که مبادا بار دیگر در این میدان شکست خورده و ادعای دیگران که دین برنامه ای برای اداره جامعه ندارد را تأیید نمایند. به همين دليل در اين مقطع، شعار حوزه‌هاي علميه و بخش اعظمي از مراجع، حفظ و نگه‌داري دين و حوزه در برابر بي‌ثباتي و تشنج بود. از ديد آن‌ها با مبارزه منفي بدون خشونت، بهتر مي‌شد كيان اسلام را محافظت نمود؛ زيرا با مبارزه سياسي قهرآميز ممكن بود اساس اسلام و حوزه‌ها بر باد رود.
شیوه امام خمینی در احیای تفکر سیاسی
عوامل فوق باعث شده بود که بسیاری از تحلیل گران حتی بسیاری از علمای همسو با امام با نگاه تردید آمیز به موفقیت حرکت امام نگاه کنند که این مسئله را می توان از اظهار نظر بعضی از مراجع که از حکومت استبدادی رضا شاه راضی نبودند، درک نمود که در مواقعی به توصیه می نمودند تا از ادامه مبارزه دست بردارند. امام در اين باره اظهار كرده است: "بعضي از آقايان از قم به من نوشتند كه آقا ديگر بس است؛ اين شاه ماندني است؛ ديگر بس است، خوب، اين‌ها نمي‌دانستند قضيه را و معذور بودند و خيرخواه، معذور هم بودند".12
امام با درک درست از این چالش ها، با شیوه ها و میکانیزم اصولی به طرح تفکر سیاسی اسلام پرداخت که برخی این شیوه ها را چنین می توان بر شمرد:
1- مقابله امام با تحجر: از ديد امام، خطرناك‌ترين دشمنان اسلام و تفکر سیاسی اسلام، متحجرین بودند و به همين دليل اولين اقدام ایشان درجهت باز سازی تفکر سیاسی دینی، شكستن جوّ تحجر و مبارزه با مقدس‌مآبي بود؛ زيرا اگر سد متحجرين كه نه تنها به پیوند دين و سياست اعتقادي نداشتند که حتی ورد دین به عرصه سیاست را گناه و غیر مجاز می پنداشتند، شكسته نمي‌شد، امام هرگز نمي‌توانستند قدم بعدي مبارزه را، كه بسيار طولاني بود، با قوت و استحكام بردارند و هر لحظه امکان داشت با مشکل تراشی این عده همراه گردد؛ لذا به خوبي تشخيص داده بودند كه روشنگري صاحبان انديشه، ابتدا بايد از حوزه شروع شود و سپس توقع تحول را در بيرون حوزه‌ها داشت.
امام در ابتداي مبارزات، در نشستي با علما و مراجع، اين خطر را اين‌گونه يادآور گشت: "ما پيش از هر كاري لازم است تكليف خود را با روحاني‌نماها كه امروز خطرناك‌ترين دشمن براي اسلام و مسلمين محسوب مي‌شوند و به دست آن‌ها نقشه‌هاي شوم دشمنان ديرينه اسلام و دست‌نشاندگان استعمار، پياده و اجرا مي‌گردد، روشن سازيم و دست آن‌ها را از حوزه‌هاي علميه، مساجد و محافل اسلامي كوتاه بكنيم، تا بتوانيم دست تجاوزكار استعمار و مخالفين اسلام و قرآن كريم را قطع كرده، از استقلال و صيانت كشورهاي اسلامي و ملت اسلام دفاع كنيم".13
2- ارایه تفسیر درست از اسلام: یکی دیگر از کارها و برنامه های امام شناختن و شناساندن درست احکام دینی بود. امام معتقد بود که احکام دین حتی در میان حوزیان نیز بدرستی جا نیافتاده و به همین جهت امروزه تصور بر این است که دین نمی تواند در مسایل سیاسی و اجتماعی دخالت نماید. آن حضرت در یکی از مجالس درس خویش در نجف که مبانی حکومت اسلامی را تدریس می نمود چنین می فرماید: "اسلام در میان مردم دنیا غریب است به گونه ای که اگر کسی بخواهد اسلام را درست معرفی نماید به این زودیها مردم باور نمی کنند حتی تحصیل کرده حوزه هم اسلام را درست نمی شناسند."14
3- توجه به شرایط زمان و مکان در احکام دین: یکی دیگر از مشکلات و ایرادها، عدم پاسخگویی دست آوردهای فقهی در مسایل روز بود که به دسیسه های دشمنان دین مبنی بر ناقص بودن و کهنگی احکام کمک زیادی می نمود که امام اين شيوه را، به دليل توجه كافي نكردن به عامل زمان و مكان ناكافي می‏دانستند. مهم‌ترين ويژگي شيوه امام، لحاظ نمودن عامل زمان و مكان در اجتهاد مي‌باشد و به همين خاطر در بعضي از سخنان امام(ره) از آن تحت عنوان "نقش زمان و مكان در اجتهاد " ياد شده است. چنين شيوه‌اي در حل مسایل فقهي و حكومتي بسيار بالنده و راه‌گشاست.
امام به شدت اين شيوه اجتهادي را براي رفع معضلات به فقها و علما پيشنهاد مي‌نمود و خصوصا در ماه‌هاي آخر حيات، بر اين مساله بيشتر پاي مي‌فشرد. ايشان در يكي از همين بيانات، ضمن طرح موضوعات مختلف اقتصادي، سياسي و اجتماعي كه مورد مباحث فقهي قرار نگرفته، اذعان ‌كرده است: "... همه اين‌ها گوشه‌اي از هزاران مساله مورد ابتلاي مردم و حكومت است كه فقهاي بزرگ در مورد آن‌ها بحث كرده‌اند و نظراتشان با يكديگر مختلف است و اگر بعضي از مسائل در زمان‌هاي گذشته مطرح نبوده است و يا موضوع نداشته است، فقها بايد براي آن فكري بنمايند."15
پي نوشت ها:
1- امام خميني، ولايت فقيه، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، چاپ دوم، 1373، ص4.
2ــ صحيفه نور، ج 18، ص 36.
3 - امام خمینی، ولایت فقیه، همان، ص 16.
4- امام خمینی، البیع، جلد 2، ص 471.
5- مرتضي مطهري، مشكل اساسي سازمان روحانيت، رك: بحثي درباره مرجعيت و روحانيت، تهران، شركت سهامي انتشار، 1341، ص175.
6- امام خميني، ولايت فقيه، همان، ص12.
7- سيداحمد خميني، امام، حوزه و سياست، حضور، ش 1 (جوزا 1370)، ص8
8- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر هشتم؛ روحانيت، تهران، اميركبير، 1362، ص213.
9- امام خميني، ولايت فقيه، همان، ص6.
10- امام‌خميني، وصيتنامه سياسي ــ الهي، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، خرداد 1368، ص21.
11- علي دواني، زندگاني زعيم بزرگ عالم تشيع آيت‌الله العظمي بروجردي، تهران، نشر مطهر، چاپ دوم، پاييز 1371، ص425.
12- محمدحسن رجبي، زندگينامه سياسي امام‌خميني از آغاز تا تبعيد، ج1، تهران، كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، بهار 1371، ص153.
13- سيدحميد روحاني، نهضت امام‌خميني، ج1، تهران، واحد فرهنگي بنياد شهيد با همكاري سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ اول، خرداد 1364، ص6
14- امام خميني، ولايت فقيه، همان، ص5.
15- صحيفه نور، ج 21، ص47 ـ 46
معرفت ديني/ ش43


١٠:١٨ - 1393/03/17    /    شماره : ٥٠٤٦٦    /    تعداد نمایش : ٥٥٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج