| | |
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.


  چاپ        ارسال به دوست

ویژگی های شخصیتی امام(ره)

ویژگی های شخصیتی امام(ره)
ادوار زندگی علمی‏ و سیاسی
زندگی با برکت و درس آموز علمی امام خمینی(ره) را می توان به چند دوره تقسیم نمود:
با بهره گیری از هوش سرشاری که داشت، علوم مقدماتی دینی را در سنین كودكی و نوجوانی به سرعت، به پایان رساند و برای ادامه تحصیل راه حوزه علمیه قم را در پیش گرفت و علوم اسلامی را در زمینه های گوناگون به سرعت طی کرد.
دوره دوم زندگی روح‌الله (از 1300ش-1320) با هجرت به قم آغاز شده است، در این دوره روح‌الله مشغول تحصیل و تدریس و تألیف کتاب و آشنایی با علمای برجسته مبارز همچون حاج آقا نورالله اصفهانی و مرحوم مدرس و برخی دیگر می باشد.
دوره سوم (از1320-1340)زندگی امام از 40 سالگی آغاز می‌شود و مصادف است با دو حادثه مهم، یعنی بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران، خروج رضاخان از ایران و آغاز سلطنت محمدرضا.
امام در این دوره عالِمی است کامل و جامع الشرایط، رهبری است هوشیار با پشتوانه دانش و بینش سیاسی با کوله‌باری از تجربه های سیاسی دوران 20 ساله رضاخانی، که شناخت کاملی از اوضاع ایران و جهان با خود دارد، لذا با صدور بیانیه‌ای در 11 جمادی‌الثانی 1363ق/1323ش زمان مناسب قیام را یادآوری می‌کند: امروز، روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است، اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزه‌گرد و شهوتران بر شما چیره و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.
دوره چهارم زندگی امام (از1340-1368) با دو حادثه ناگوار آغاز می‌شود یکی رحلت آیت‌الله بروجردی (10 فروردین 1340) که ضایعه‌ای برای جهان اسلام بود. دیگری رحلت آیت‌الله کاشانی قهرمان مبازره با استعمار انگلیس که روزگاری نامش لرزه بر اندام دشمنان ایران و اسلام می‌انداخت.
همزمان با تسلط امریکا بر امور مملکت، فشار بر رژیم برای اجرای اصلاحات آمریکایی افزایش یافت و در قالب اصلاحات ارضی و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی با چشم‌اندازی ظاهراً مردم فریب رخ نمود ولی در باطن از اتحاد شومی خبر می داد و تسلط آمریکا و اسرائیل و عوامل آنها را بر کلیه شئون مملکت فراهم می‌کرد. در این زمان امام در برابر اصلاحات آمریکایی به شدت ایستاد و رژیم شاه به تلافی، در دوم فروردین 1342 که مصادف بود با شهادت امام جعفر صادق (ع) به مدرسه فیضیه یورش برد.
امام در پیامی به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه دست به افشاگری زد و گفت : من مصمم هستم که از پای ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم. امام نطق تاریخی خود را در 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه ایراد کرد و شاه فرمان خاموش کردن فریاد امام را صادر کرد. امام را دستگیر و به زندان قصر روانه کرد. خبر این رویداد مردم ایران را در تمام شهر ها به خیابان ها کشاند و حوادثی چون حادثه 15 خرداد 42 را موجب شد و آن گاه تبعید امام به ترکیه و سپس عراق را به دنبال داشت.
چاپ مقاله‌ای توهین‌آمیز به امام و روحانیت در 17 دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات اعتراض شدید جامعه مذهبی را برانگیخت و اوج گیری قیام های مردم ایران را شدت و دامنه بیشتر بخشید و سر انجام در سایه رهنمود های پیامبرگونه امام و جانفشانی بی نظیر مردم ایران، حوادث و تحولات زیادی در جهان و ایران رخ داد. در تمامی این رویداد ها و تحولات، نقش امام خمینی در نوع خود بی بدیل بود. این حوادث آن قدر گسترده و سنگین بوده است که در این مختصر نمی‌گنجد، تنها در یک جمله می‌توان گفت که هر یک از آن حوادث به تنهایی می‌توانست مسیر انقلاب را منحرف سازد اما رهبری خردمندانه امام خمینی(ره) با ویژگی ها شخصیتی و علمی و مدیریتی که داشت، توانست کشتی انقلاب اسلامی را از خطرات سهمگین نجات دهد و نهضت خونین خود را در زمستان57 با فداکاری های مردم به پیروزی برساند.
با پیروزی نهضت امام، پنجمین دوره زندگی اسرار آمیز آن رهبر فقید آغاز شد؛ او در این دوره فرصت یافت که به تحقق آرمان های دینی و جهانی خود بیندیشد. حضور سیاسی و مقتدرانه امام آن هم به عنوان یک مرجع دینی، در عرصه های دورن کشوری و جهانی، دنیا را به حیرت انداخت و نهضت او در همان روز های حیاتش مرز های ایران را درنوردید، صدای انقلابش در اقصی نقاط جهان پیچید و تمام مستضعفین عالم را بیدار کرد و سر انجام او بود که به سران ابرقدرت شوروی پیام دعوت داد تا راه خرد ورزی بر گیرند و راهی را تا کنون رفته اند ادامه ندهند و دیدیم که از این رهگذر توانست معادله جهانی را به نفع نهضت خود در سطح دنیا تغییر دهد.
ویژگی های شخصیتی
امام خمینی از نظر شخصیتی و خصوصیات فردی و هم از نظر ویژگی های علمی و اجتماعی و سیاسی، شخصیت ممتاز و منحصر به فردی محسوب می شد، ایشان به پشتوانه ای این ویژگی های برتر و عالی بود که توانست انقلاب و بیداری اسلامی و انسانی را پایه گذاری نمایند که در گوشه وکنار جهان، سیاست های استعماری کشورهای سلطه طلب را با چالش مواجه کرده است.از همین رو، به اختصار به تعدادی از این خصوصیات بارز هم در بعد شخصیتی وهم در بعد عملی اشاره خواهد شد.
محبت خاص به اهل بیت پیامبری گرامی اسلام(ص)
یکی از ویژگی های امام خمینی عشق و محبت خاص به شخص پیامبری عظیم الشأن اسلام و اهل بیت آن حضرت بود. ایشان اساس حرکت و نهضت اسلامی خود را بر پایه تأثیر پذیری از مکتب و معارف اهل بیت پایه ریزی کرد و پیروز های خود را مدیون محرم و صفر می دانست. از این رو، وی به حوزه ها و مردم اعلام داشت که نهضت امام حسین را گرامی بدارند.
نظم در زندگی
نظم و قانونگرایی در زندگی فردی و اجتماعی از اهمیت خاص و حیاتی برخوردار است به گونه ای که می توان گفت اساس زندگی انسان بر نظام مندی رفتار فردی و اجتماعی استوار است. به عبارت دیگر، بی اعتنایی به نظم و قانون و عمل به تکلیف در زندگی به معنای آن است که فرد، هویت و مبنا و فلسفه زندگی خود را از دست داده و در عوض، سایه شوم پوچی بر آن زندگی گسترده باشد.
زندگی پربار و برکت امام بیانگر حکومت نظم و ترتیب بر زندگی ایشان است، این نکته ای است که تمام افرادی که به نحوی با ایشان رابطه داشتند، شاخصه نظم در زندگی امام خمینی را تأیید می کنند به گونه ای که گفته اند اطرافیان امام گاه امور مهم کاری شان را بر اساس نظم رفتاری و کاری ایشان تنظیم می کردند.
اقتدار در زندگی
ویژگی دیگری که در زندگی امام خمینی، قابل توجه است، اقتدار شخصیتی اوست؛ اقتدار و شخصیت الهی ایشان از دو بعد مهم تشکیل شده است، بندگی و تواضع در مقابل خدای متعال و نبود ترس و واهمه از قدرت های غیر خدایی. خود وی در این زمینه چنین تصریح دارد: ""با خدای خود پیمان بسته ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم. اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی دارم، من کار به تاریخ و آن چه اتفاق می افتد ندارم. من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم."1. همین اقتدار در سایه بندگی و توکل از خدا باعث شده بود که امام در تمام تحولات انقلاب اسلامی به عنوان ستون محکم و تکیه گاه مطمئن در مقابل حوادث گوناگون قرار داشته باشد.
ساده زیستی
می شود گفت که ساده زیستی و عدم دلبستگی شخص به امور دنیایی، ناشی از معرفت واقعی و حقیقی او به حقیقت حیات و کمال انسانی می باشد. چنانکه در مقابل این امر، دلبستگی به زرق و برق دنیایی و ارائه شخصیت خود ساخته نمودار جهل شخص به حقیقت حیات و کمال انسانی محسوب می شود.
بر همین اساس، ما در طول تاریخ هیچ شخصیت رشد یافته ای را سراغ نداریم که در صدد برآید به وسیله تصنع در زندگی، شخصیت خود را برای دیگران بنمایاند؛ حس استغنای ذات، آدمی را در مرتبه ای از رشد قرار می‏دهد که هرگز به آراستن خویشتن با پدیده های خیره کننده و چشمگیر برای اهل دنیا تن نمی‏دهد. خنده طبیعی، گریه طبیعی، نگاه طبیعی، رفتار طبیعی، رویارویی ساده و ناب با انسان های دیگر، همه و همه کشف از استغنای شخصیت آدمی می نماید. این حالت روحی در امام(س) مورد اتفاق نظر همه کسانی بود که ایشان را دیده بودند.
ابعاد شخصیتی و ژرف اندیشی
يكي از برجسته‏ ترين خصائص شخصيتهاي معنوي، بالاخص انبياء و امامان معصوم عليهم‏السلام، اجتماع صفات متضاد در آنها و به تعبيري ديگر وحدت كثرتها يا جمعي شدن فردي است
اين كه كثرتها بتوانند در عين كثرت واحد باشند و در نتيجه تضاد و تقابل صفات از ميان برداشته شود، خصوصيت مردان خداست كه در اثر فنا در اراده و خواست خداي متعال، شخصيت آنان وصل به نامتناهي محض شود. اين عدم تناهي كه در اثر فناي در اراده حق حاصل مي‏شود، اين امكان را فراهم مي‏كند تا صفات متضاد در يك جا جمع شوند و شخصيتي واحد، مجمع صفات متضاد شود
شخصيت رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و سپس حضرت علی عليه‏السلام بارزترين نمونه اين دسته از شخصيت ها است. كثرتها در شخصيت آنها وحدت يافته و صفات بظاهر متضاد، در وجود آنها يك جا جمع شده است. از يك سو علم بي انتها و از سوي ديگر فروتني بي حد و تواضع کامل؛ از يك طرف شجاعت بي نظير و از طرف ديگر رقت قلب بي مانند و خاكساري؛ از يك سو فرمانده پر صلابت و پيروز جنگ و از سوي ديگر بنده بیدار در دل شب برای خلوت کردن با خالق خود؛ از يك طرف در اوج اقتدار و امکان بهره جستن از امکانات پیرامون و از طرف ديگر زهد و قناعت و ساده زیستی و همطراز با فقراء و توده های پایین جامعه و در اندیشه آبادی بلاد و تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر، آنچنان كه از اميرالمومنين عليه‏السلام و ساير ائمه اطهار عليهم‏السلام در تاريخ به ثبت رسيده است.
همين جامعيت شخصيت است كه در معيار عقل و ميزان شرع به اين بزرگ‏مردان صلاحيت و شايستگي رهبري انسانها را بخشيده است؛ زيرا حقيقت رهبري، تجلي كثرت جامعه در وحدت رهبر است. شخصيتي مي‏تواند رهبر شايسته‏اي باشد كه مظهر خوبيها و تواناييهاي جامعه‏اي باشد كه مي‏خواهد آن را رهبري كند. رهبر لايق، جلوه گاه كمالات پراكنده افراد جامعه است. افراد هر جامعه‏اي جلوه كثرت آن جامعه هستند و رهبر، جلوه وحدت آن. رهبر، مركز اجتماع كثرتهاست و رهبر شايسته جلوه گاه خوبيها و كمالات و فضايل افراد جامعه است كه در وجود يك شخصيت، كه تجسم عالي آن فضيلتهاست ظهور و بروز پيدا مي‏كند.
در عصر ما امام خميني، مصداق بارز چنين شخصيتي بود و به همين دليل، مي‏توان ايشان را به حق وارث انبيا و امامان معصوم عليهم‏السلام لقب داد. شخصیت چند بعدی و در همه ابعاد سر آمد و الگو و به ویژه در بعد علمي. او عالمي بود كه توانست عالی ترین افکار را در عرصه های گوناگون به کرسی بنشاند و نه تنها در سطح حوزه ها بلکه در سطح دنیا تأثیر گذار باشد از این رو می توان او را در این عصر بي نظير و يا كم نظير دانست. بسياري از فقها او را برترين فقيه عصر مي‏دانستند. او فلسفه را در وقتی که از مدت ها قبل کنار گذاشته شده بود بار دیگر وارد حوزه کرد و در ترویج آن از هر راهی بهره جست تا آنکه در ادامه، راه او را کسانی چون علامه طباطبايي و مرتظی مطهری رفتند و فلسفه را وارد فهم بسیاری از دانشهای دینی کرده و زمینه تحول عمیقی را در حوزه های شیعه به وجود آوردند. امام را در دانش عرفان، نه تنها می توان شخصيت ممتاز حوزه علميه قم در قرن حاضر به شمار آورد بلکه وی در زمينه عرفان نظري و عرفان عملي، بي‏ترديد از نادر ترين شخصيتهاي تاريخ اسلام است. تسلط ايشان در عرفان نظري، از نوشته‏هاي ايشان كه از بالاترين مضامين عرفاني برخوردار هست آشكار است. شرح بر فصوص الحكم ابن عربي كه يكي از مهمترين شروح بر فصوص ابن عربي است، گواه روشني بر بلند پايگي امام خميني، در زمينه عرفان نظريست. شرح دعاي سحر و چهل حديث حضرت امام، علاوه بر آن كه احاطه ايشان را بر عرفان نظري نشان مي‏دهد؛ حكايت از اوج مرتبه عرفان عملي حضرت امام نيز دارد. جامعیت و قدرت امام خمینی در جمع بين علم و سياست از يك سو و عرفان و سياست از سوي ديگر، از درخشانترين جلوه‏هاي جامعيت شخصيت حضرت امام است؛ كه نه تنها از عظمت شخصيت ايشان؛ بلكه علاوه بر آن، از جامعيت اسلام و كمال شريعت محمدي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله كه در شخصيت آن امام بزرگ تجلي يافته بود، حكايت دارد.
اين كه يك انسان بتواند در زمينه پيچيده‏ترين مسائل عميق علمي، به بالاترين سطح دست يابد و در رشته‏هاي گوناگون علمي، نظريات برجسته و مورد توجه عالمان و انديشمندان آن فن را ارائه دهد و در عين حال، رهبر سياسي و اجتماعي فعال و دگرگون‏سازي باشد، كه بتواند بزرگترين انقلاب سياسي و اجتماعي عصر خود را رهبري كند، و در همه مسائل سياسي و اجتماعي در هرگامي، مردم را رهبري نماید و آنان را طي يك دوره طولاني انقلاب، به مرحله پيروزي برساند و پس از آن نيز در سخت ترين شرايط اجتماعي و سياسي بتواند با موفقيت قابل تحسين اداره امور كشور را از مسير سخت توطئه‏ها و محاصره‏هاي سياسي، نظامي و اقتصادي، عبور دهد و در تمام اين زمينه بتواند با توفيق كم نظيري همراه باشد.
اين حقيقت، بي‏شك يكي از شگفت انگيزترين حقايق تاريخ به شمار مي‏آيد و از اصالت و استواري دين و مكتبي حكايت مي‏كند كه چنين شخصيتي با تمام وجودش انعكاسي از تعاليم، آرمانها و ارزشهاي آن بود.
مجتهد عملگرا و سیاسی
در بعد عملي نيز جامعيت شگفت‏انگيز حضرت امام، شخصيت او را به الگوي بي نظير كمال و وارستگي تبديل كرده بود. از يك سو در زمينه زهد و دنياگريزي پيشتاز بود. زهد ايشان چيزي نيست كه بر كسي پنهان باشد. او در اوج رياست و قدرت، همچون فقيري تهيدست زندگي مي‏كرد. خوراك و پوشاك و مسكن او از افراد عادي مردم ساده‏تر بود و اصرار بسيار زيادي بر ساده‏زيستي و زهد و قناعت مي‏ورزيد؛ كه در اين زمينه مطالب بسيار از ايشان مشاهده و نقل شده است.
در عين زهد و دنياگريزي هميشه از احوال جامعه خويش و ساير جوامع با خبر و بر مشكلات اجتماعي و سياسي مردم خويش و ساير ملتها، بخوبي واقف و آگاه بود. همواره در انديشه مستضعفان و محرومان بود و از مشكلاتي كه براي مظلومين و محرومان، در سراسر جهان توسط مستكبران و ستمكاران به وجود مي‏آمد، احساس رنج و درد مي‏كرد. تصميم‏گيريهاي سياسي بموقع، سخنرانيهاي موثر و شورآفرين و اعلاميه‏هاي حساب شده و پر نفوذ ايشان، همگي نشانه‏اي از تشخيص دقيق شرايط سياسي و اجتماعي و آشنايي دقيق ايشان با روحيه‏ها و نيازها و مشكلات اجتماعي و سياسي و فرهنگي جامعه بود. در عين خويشتنداري و شكيبايي كم نظيري كه در جريان حوادث سخت و فشارهاي هولناك سياسي و امنيتي كه بر ايشان وارد مي‏شد، از خود نشان مي‏داد. در مواقع مقتضي و شرايط مناسب، در نقش يك رهبر خروشنده، حماسي و خشمگين؛ نيرومندترين و كارسازترين ضربات را بر پيكر دشمن فرود مي‏آورد و در همه صحنه‏ها، رويارويي با دشمنان گوناگون؛ اين امام خميني بود كه با ياري خداوند و عزم آهنين و اراده پولادينش، فاتح صحنه نبرد بود.
در حاليكه در برابر قدرت پولادينش، قدرت نظامی وقت در کشورش، همانند كوه برف در زير آفتاب داغ تابستاني ذوب مي‏شد؛ در همان حال، خود را در برابر مردم و در برابر قدرت لايزال حق متعال، حقير و ناچيز مي‏دانست.
جلوه‏هاي شگفت آور كمالات انساني و ابعاد گوناگون شخصيت امام خميني بسيار بيش از آن است كه بتوان در اين گفتار كوتاه، حتي فهرستي از آن ارائه كرد. آنچه اشاره شد، تنها شمه ای از ویژگی های شخصیتی و علمی ایشان بود. بحث و بررسی در خصوص شخصیت ممتاز امام خمینی به عنوان الگوی جامع، برای تمام کسان و بخصوص برای مسلمانان که به الگوی انسانی در زندگی امروزی نیاز دارند، مفید است. بدان امید که بتوانند با اقتدا به شخصیت ممتاز امام، گام های بلندی را در مسیر دست یابی به اهداف ایشان دنبال کنند.
این مختصر را با نقل اظهار نظر دو تن از برجسته ترین رهبران وقت جهان به پایان برده می شود،
ميخائيل گورباچف رهبر وقت شوری در باره امام اظهار نظر کرده و چنین گفته است:"او[امام خمینی] فراتر از زمان مي‌انديشيد و در بعد مكان نمي‌گنجيد. او توانست اثر بزرگي در تاريخ جهان برجاي بگذارد".2
هنري كسينجر، استراتژيست و مشاور يهودي الأصل رئيس جمهور سابق آمريكا گفته است: "آيت‌الله خميني، غرب را با بحران جدي برنامه ريزي مواجه كرد، تصميمات او آنچنان رعدآسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ريزي را از سياستمداران و نظريه پردازان سياسي مي‌گرفت. هيچ كس نمي‌توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند، او با معيارهاي ديگري، غير از معيارهاي شناخته شده در دنيا، سخن مي‌گفت و عمل مي‌كرد. گويي از جايي ديگر الهام مي‌گرفت، دشمني آيت الله خميني(ره) با غرب، برگرفته از تعاليم الهي او بود. او در دشمني خود نيز خلوص نيت داشت".3
1 - روز نامه کیهان،16447.
2 - به نقل از سایت امام خمینی.
3 -همان.
3


١٠:٠٥ - 1393/03/17    /    شماره : ٥٠٤٦٣    /    تعداد نمایش : ٦٢٨


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج