| | |
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.


  چاپ        ارسال به دوست

ابن اعثم کوفی و کتاب "الفتوح"

ابن اعثم کوفی و کتاب "الفتوح"
محمد علی توحیدی

ابن اعثم کوفی به عنوان مورخ مسلمان، کمتر شناخته شده و بیشتر منابع تراجم نگاری نسبت به آن ساکت هستند و اگر کسانی به معرفی ابن اعثم پرداخته، اطلاعات دقیقی در باره زندگی وی به دست نمیدهد، به همین جهت حتی مشخصات این اعثم مورد اتفاق نبوده و اقوال مختلفی در باره آن وجود دارد؛ بعضی گفتهاند که مشخصات ابن اعثم، " محمد بن علی بن اعثم کوفی" است1، برخی معتقدند که مشخصات واقعی ابن اعثم "احمد بن اعثم الکوفی" است2، قول سوّم دچار تردید شده و هردو اسم (محمد و احمد) را به این شکل ذکر کرده؛ " محمد بن علی ( ابومحمد احمدبن علی) المعروف به ابن اعثم الکوفی، و یا ابومحمد احمد ( محمد) فرزند علی کوفی3، قول چهارم مشخصات ابن اعثم را" احمد بن محمد بن علی بن اعثم الکوفی" دانسته و کنیه وی را " ابومحمد" ذکر کرده است4. آنچه از مجموع اقوال به دست میآید، " اعثم " اسم و یا لقب پدر ابن اعثم و جد اول و دوم وی بوده است. بر اساس گفته یا قوت حموی در "معجم الأدبا" اسم ابن اعثم " احمد" است و اقوال دیگر غیر از بروکلمان در تاریخ ادب العربی5 و علی اکبر دهخدا در لغت نامه دهخدا6، آن را تأیید میکند و سخن یاقوت میتواند قول صحیح باشد؛ چه این که از نظر زمانی به دوره ابن اعثم نزدیک تر است و او اولین کسی است که متوجه ابن اعثم شده و او را در " معجم الادبا" ذکر کرده است. به علاوه، این احتمال وجود دارد که محمد، تصحیف " ابومحمد" باشد و " ابومحمد" کنیه ابن اعثم است7. ابن اعثم کوفی همچنان که از کلمه الکوفی به دست میآید، اهل کوفه بوده و باتوجه به ستایش وی از قبیله ازد، میتوان او را "ازدی النسب" دانست8.
از زندگی و بیوگرافی ابن اعثم، چیزی گزارش نشده و تاریخ تولد وی معلوم نیست آنچه که در منابع با تفاوتهایی مورد اشاره قرار گرفته، تاریخ وفات ابن اعثم است؛ برخی او را متوفای 214ﻫ . دانسته9 و بعضی دیگر تاریخ وفات ابن اعثم را 314 نوشته است10. با توجه به گستره زمانی محتوای کتاب " الفتوح" که از آغاز خلافت ابوبکر تا دوره مقتدر عباسی را در برمیگیرد، تاریخ وفات ابن اعثم، قطعاً 214 نیست. از آنجا که یاقوت حموی برای ابن اعثم دو کتاب ذکر کرده؛ یکی " الفتوح" که تا ایام هارون الّرشید را در بر میگیرد و دیگری کتاب " التاریخ" که از ایام مأمون تا آخر دوره مقتدر را پوشش میدهد11، نمیتوان تاریخ وفات ابن اعثم را 314ﻫ . دانست؛ چه اینکه مقتدر عباسی در 320ﻫ . ق. به قتل رسیده است، بدین ترتیب ابن اعثم باید بعد از 320ﻫ .ق. وفات یافته باشد12.
آثار ابن اعثم کوفی:
برای ابن اعثم کوفی، سه اثر ذکر کردهاند؛ " الفتوح" ، " المألوف" و " التاریخ"13، آنچه که فعلاً در دسترس قرار دارد، کتاب " الفتوح" است و در معجم الأدباء آمده است که ابن اعثم بیش از دو کتاب نداشته و هر دوی آن را یاقوت حموی دیده که کتاب " الفتوح" تا ایام هارون الرشید را در بر داشته و کتاب " التاریخ" از دوره مأمون آغاز میگردیده و تا آخر دوره مقتدر ادامه داشته14 اما نکته ای که باقی میماند، حجم و گستره شمول کتاب " الفتوح" است که از خلافت ابوبکر آغاز میگردد و تا حکومت مستعین ادامه دارد. این در حالی است که بنا به گفته یاقوت، کتاب الفتوح تنها تا دورههارون الرشید را در بر میگرفته است.
کتاب "الفتوح"
تاریخ نگاری اسلامی دارای شاخههای گوناگون و شیوه های مختلف است، که یکی از مهمترین آنها را فتوح نگاری، تشکیل میدهد، فتوح جمع فتح که در اصطلاح تاریخ نگاری اسلامی، به شاخهای اطلاق میشود که به بیان چگونگی و نحوة گشودن و یا تصرف سرزمینهای غیر مسلمان به واسطه مسلمانان میپردازد15. گرچه کتاب الفتوح ابن اعثم موضوع فتح سرزمینها را نیز در خود جای داده اما ضمن آنکه شامل فتح سرزمینها در عصر خلفای اولیه و اندکی پس از آن است، مانند کتاب هایی چون تاریخ طبری، اخبار الطوال، کامل ابن اثیر و غیر اینها، نوعی تاریخ اسلام عمومی به حساب میآید.
کتاب " الفتوح" در بعضی از منابع، " فتوح الاسلام" نامیده شده16 و در برخی دیگر "فتوح الشام" ذکر گردیده17 و در بحار آن را تاریخ الفتوح گفته18 و یاقوت حموی " کتاب الفتوح " آورده و افزوده که کتاب الفتوح معروف و مشهور است19. نسخه خطی " کتاب الفتوح" در دو جلد در کتابخانه استانبول، ذیل احمد3 به شماره 2956 نگهداری میشود20. این کتاب در سال 1411ﻫ . ق. /1991م با تحقیق علی شیری، توسط دار الاضواء بیروت در نه مجلد منتشر گردید که جلد نهم به فهرستها اختصاص یافته و هشت جلد دیگر، بدنه کتاب را تشکیل میدهد و هرکدام به ترتیب، حاوی مطالب خاص تاریخی است.
جلد اول از سقیفه بنیساعده آغاز میشود و در برگرنده خلافت ابوبکر، جنگهای ردّه، خلافت عمر و رخدادهای دوران خلافت وی است؛ جلد دوم به تتمه خلافت عمر و سپس خلافت عثمان و آغاز دوره امیر المؤمنین علی(ع) اختصاص یافته است؛ جلد سوم به خلافت امام علی(ع) و حوادث این دوره پرداخته؛ جلد چهارم ضمن بیان تتمه خلافت امام علی(ع) خلافت امام حسن(ع) و جریان صلح ایشان با معاویه تا آغاز قیام امام حسین(ع) را ذکر کرده است؛ جلد پنجم به قیام امام حسین و واقعه شهادت آن حضرت پرداخته و قسمتی را به ذکر عبدالله بن زبیر و خلافت مروان بن حکم اختصاص داده است؛ جلد ششم، وقایع ریز و درشت گوناگونی چون؛ اخبار "ازارقه" جریان " مهلب" قیام توابین، قیام مختارثقفی، اخبار محمد حنفیه و بخشی از خلافت عبد الملک بن مروان را در برادارد؛ جلد هفتم؛ به خلافت سه تن از خلفای اموی؛ عبدالملک بن مروان، سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز، اختصاص یافته است و نهایتاً جلد هشتم کتاب از خلافت یزید بن عبد الملک آغاز میکند و سپس به بیان خلافت هشام بن عبد الملک، امارت ولید بن یزید بن عبد الملک، خروج عباسیان بر مروانیان، شکل گیری خلافت عباسی، خلافت منصور، خلافت مهدی، خلافت هادی، خلافت هارون الرشید، خلافت امین، خلافت مأمون و خلافت معتصم میپردازد و ایشاراتی نیز به هارون واثق، متوکل و منتصر دارد و با به خلافت رسیدن مستعین، پایان میپذیرد.
براساس گزارش یاقوت حموی کتاب الفتوح تا ایام هارون الرشید را در بر دارد21 اما " الفتوح" موجود بسیار بیشتر از آن چیزی است که یاقوت گزارش کرده، یعنی تا زمان خلافت رسیدن مستعین را شامل میگردد. اگر گفته شود که دو کتاب "التاریخ" و " الفتوح" به هم ضمیمه شده و در قالب "کتاب الفتوح" به دست ما رسیده؛ باز این اشکال باقی میماند که کتاب " التاریخ" تا آخر دوره مقتدر را در میگرفته22 اما " الفتوح" موجود، از دوره مستعین جلوتر نمیرود. مگر بگوئیم این که کتاب " التاریخ" ذیل الفتوح قرار گرفته و کتاب واحدی را تشکیل داده که تا آخر دوره مقتدر را شامل میشده است لکن طبق آنچه از آخر " الفتوح" موجود به دست میآید، شخصی به نام محمدبن علی بن محمد طبنذی در قرن نهم ﻫ . ق. آن را باز نویسی و استنساخ کرده و احتمال این امر هست که مستنسخ مذکور تا زمان " مستعین" را در طی دو مجلد نگارش داده اما در استنساخ باقی مانده یا توفیق نیافته و یا این که در مجلد جداگانهای کتابت کرده که به دست ما نرسیده است.
وجود نثر فارسی در متن عربی:
کتاب " الفتوح" در سال 596 ﻫ . ق/ 1200م توسط محمد بن احمد مستوفی هروی، برای "صدر افتخار اکابر خوارزم" به فارسی برگردانده شد23. ترجمه الفتوح تحت عنوان " الفتوح" به زیور طبع آراسته گردیده که از نوع ترجمههای آزاد به حساب میآید و دارای اهمیت ادبی بالایی است. ترجمه الفتوح تا واقعه کربلا را در بردارد و با بیان حواده قیام امام حسین پایان میپذیرد. ترجمه الفتوح میتواند مکمل من عربی آن باشد که در مرور ایام دچار آسیب دیدگی و افتادهگی گردیده است، محقق محترم کتاب الفتوح، جهت تدارک افتادگی ها، در موارد متعددی از ترجمه فارسی آن بهره گرفته است؛ به همین دلیل قسمت هایی از مجلدات یک دوره را نثر فارسی تشکیل میدهد؛ در جلد اول دو موضع به فارسی آمده؛ موضع اول از صفحه نود و یکم با نامه ابوبکر به خالد بن ولید و دستور او به حرکت به سوی عراق آغاز میگردد و تا صفحه صدم ادامه دارد. موضع دوم از صفحه 319 با نامه خلیفه دم به یزید بن ابیسفیان و عیاض بن غنم فهری در شام آغاز میشود و جز اندکی تا آخر جلد اول ادامه دارد. در جلد دوم مواضع متعددی به فارسی آمده؛ موضع اول از صفحه نود پنجم با قتل عمر و عقد خلافت عثمان آغاز و تا صفحه 107 را در بر دارد. موضع دوم از صفحه 193 با نامه عثمان به مالک اشتر و اندکی قبل از آن، آغاز میشود و تا صفحه 208 ادامه دارد. موضع سوم حدود یک صفحه و نیم است که در صفحات 242 و 243 بعد از قتل عثمان واقع گردیده. به نظر میرسد که " الفتوح" موجود مشتمل بر تمام متن اصلی نیست، موردی از این کتاب که ابن طاووس آن را نقل کرده در متن حاضر نیامده است24.
ویژهگی های تاریخ نگاری "الفتوح":
در تاریخ نگاری اسلامی، دو روش برای تنظیم مواد تاریخی وجود دارد؛ شیوه حولی و سال شماری و شیوه موضوعی؛ در روش حولی، محور تنظیم مواد و مطالب تاریخی، سال است که در همان سال حوادث اتفاق افتاده، ذکر میگردد و سپس سراغ سال بعدی گرفته میشود. اما در شیوة موضوعی، شخصیت های مهم، خاندانها، دولتها، حروب و مقاتل، فتوح و طبقات، انساب و مدُن و ...، محور تنظیم قرار میگیرد که " المعارف" ابن قتیبه، "مروج الذهب" مسعودی25، مقتل الحسین، واقعه صفین، مقاتل الطالبین، فتوح البلدان و امثال آنها را میتوان نمونه هایی برای روش موضوعی ذکر کرده26. کتاب الفتوح به شیوه موضوعی نگارش یافته و سال در تدوین آن، مدخلیت ندارد و با موضوع تاریخ خلفا، فتوح و حروب، تنظیم گردیده است. اگر بتوان این گفته ابن اعثم؛ " و قدجمعت ما سمعت من روایاتهم علی اختلاف لغاتهم فالّفته حدیثا واحداً علی نسق واحد27" را بر ترکیبی بودن شیوه ارائه حمل کرد، میتوان کتاب الفتوح را در شیوه عرضه و ارائه، ترکبیی دانست.
اسناد و مصادر:
علی رغم رواج ذکر سلسله اسناد، منابع و مصادر اخبار تاریخی و تصریح نام شیوخ محدث و مورخ در قرن های سوم و چهارم، ابن اعثم کوفی از این کار خود دارای ورزیده و او مورخی است که ذکر منابع و مصادر برایش اهمیتی نداشته28. البته بسیاری از مطالب کتاب الفتوح در کتابهای مدائنی، ابیمخنف، نصربن مزاحم، هشام کلبی و دیگران وجود دارد و در مواردی هم ابن اعثم به برخی از مصادر و مسانید خود اشاره کرده و از تتبع در کتاب وی میتوان به آنها دست یافت، در این قسمت، کسانی را که ابن اعثم بالفظ "حدثنی" از آنها خبرنقل کرده، ذکر میکنیم:
1- جعال ابن اسید سکاسکی ( عن ابیه اسید بن علقمه29).
2- نعیم بن مزاحم30.
3- اسحاق بن یوسف فزاری31.
4- علی بن عاصم32.
5- هشام بن محمد سائب کلبی33.
6- ابو الحسن علی بن محمد مدائینی34.
7- عثمان بن سلیم35.
8- لوط بن یحیی بن سعید الازدی( ابومخنف36).
9- عبد الحمید بن جعفر37.
10- ابو عبدالله محمد بن عمر واقدی38.
11- ابویزید المهلی39.
12- ابراهیم بن عبدالله بن علاء القرشی40.
13- ابوحاتم سهل بن محمد الصانع41.
14- عبد الله بن عبدالرحمن الخزاعی42.
15- عبد الله بن محمد البلوی43 .
16- سلیم44.
ابن اعثم از این افراد بالفظ " حدّثنی" روایت نقل کرده که در اصطلاح علم حدیث بر نقل بیواسطه دلالت دارد و این که راوی، متن مکتوب را از شیخ خود شنیده باشد و به آن، سماع نیزگفته میشود45. این در حالی است که به لحاظ زمانی، نقل حدیث از بسیار آنان، توسط ابن اعثم به طور مستقیم، امکان ندارد؛ زیرا جعال بن اُسید سکاسکی فرزند اسید بن علقمه از اصحاب عیاض بن عنم فهری است که در سال 20 هجری وفات یافته است؛ عبد الحمید بن جعفر در 153ﻫ . فوت کرده و هشام بن محمد بن سائب کلبی در 204ﻫ . وفات یافته46 و محمد بن عمر واقدی در 207ﻫ .ق. فوت کرده47 و مدائنی متوفی 225ﻫ .ق. است48. البته این احتمال وجود دارد که ناسخ و یاکسی که " الفتوح" را بازنویسی کرده، بدون توجه به مصطلحات حدیثی و رجالی، تعبیرها را جا به جا کرده و یا چیزی بدان افزوده باشد. با این وصف، کتاب الفتوح میتواند واجد معیار درستی گزارش های تاریخی باشد؛ با توجه به تخصص نویسنده، تخصصی بودن کتاب الفتوح و تناسب هندسی نسبتاً کامل گزارش های تاریخی آن، اطمینان عرفی که مهمترین معیار صحت گزارش های تاریخی است برای خواننده حاصل میگردد. اخبار تاریخی کتاب "الفتوح" از جهت اعتبار و ایجاد اطمینان، باید در درجه گزارشها و روایات کتب تاریخی غیرمستند همانند "اخبار الطول" ، " تاریخ یعقوبی" و مانند آن قرار گیرد در غیر این صورت، ترجیح بلا مرجح لازم خواهد آمد.
پی نوشت‎ها؛
* نویسنده مقاله؛ محمد علی توحیدی
1 - علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج 2 ص 291.
2 - یاقوت حموی، معجم الادبا، ج1 ص429
3 - حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج 2 ص227.
4 - خیر الدین زرکلی، الاعلام، ج1 ص 206
5 - محمد جبر ابوسعده، ابن اعثم الکوفی و منهجه التاریخی، ص39.
6 - علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج 2 ص 291.
7 - شیخ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج3 ص 221.
8 - محمد جبر ابوسعده، ابن اعثم الکوفی و منهجه التاریخیٍ، ص 45.
9 - دائرة المعارف تشیع، ج 1 ص 303.
10 - شیخ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج3 ص 221.
11 - یاقوت حموی، معجم الادبا، ج1 ص429.
12 - محمد جبر ابوسعده، ابن اعثم الکوفی و منهجه التاریخیٍ، ص 44.
13 - دائرة المعارف تشیع، ج 1 ص 303.
14- یاقوت حموی، معجم الأدبا، ج1 ص429.
15- صادق آینه وند، علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، ج1 ص 292.
16- شیخ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه، ج16 ص 119.
17- حاجی خلیفه، کشف الظنون، ج2 ص225.
18 - محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج1 ص 25.
19 - یاقوت حموی، معجم الأدبا، ج1 ص429.
20- غلام رضا طباطبائی مجد، ترجمه الفتوح.
21 - یاقوت حموی، محجم الادبا، ج1 ص 429.
22 - همان.
23 - حسینی جلالی، فهرس التراث، ج1 ص 345.
24- اتان کلبرگ،کتاب خانه ابن طاووس، ترجمه علی قلی قرائی و رسول جعفریان ص 562.
25 - محمد جبر ابوسعیده، ابن اعثم الکوفی و منهجه التاریخی، ص 119.
26 - سجادی و عالم زاده، تاریخ نگاری در اسلام، ص112- 115.
27 - ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج2 ص344 و 147.
28 - محمد جبر ابوسعید، ابن اعثم الکوفی و منهجه التاریخی، ص62.
29 - ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج2 ص230 و 270.
30 - همان ج2 ص344 و 347؛ ابن اعثم از این شخص در بدو خلافت عثمان و خبر وقعه صفین، روایت نقل کرده است.
31 - همان، ص342- 347، در ابتدای خلافت عثمان و جنگ جمل از وی خبر نقل شده است.
32 - همان، ج4 ص 209، در ابتدای مقتل مسلم بن عقیل از این شخص روایت نقل کرده است.
33 - همان، ج2 ص 147.
34 - همان ج8 ص 159.
35 - همان ج2 ص 147.
36 - همان .
37 - همان .
38 - همان.
39 - همان ج 8ص 288.
40 - همان ص 82.
41 - همان، ج4 ص 209.
42 - همان ج8 ص 312.
43 - همان، ج4 ص36، در حوادث بعد از صفین، از این شخص روایت نقل کرده است، ذهبی در میزان الاعتدال گفته که عبدالله بن محمد البلوی از عمار بن یزید، حدیث جعل میکرده است ( ج2 ص391)
44 - همان، ج 2 ص 344.
45 - سجادی و عالم زاده، تاریخ نگاری در اسلام ، ص 38.
46 - ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج6 ص 196.
47 - ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج9 ص317.
48 - سجادی و عالم زاده، تاریخ نگاری در اسلام ، ص 63.


١١:٠٧ - 1393/01/25    /    شماره : ٤٧٥٠٠    /    تعداد نمایش : ١٠٠٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج