| | |
قال الصادق(ع):المَسجونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ؛ زندانى [واقعى] كسى است كه دنيايش او را از آخرتش باز داشته باشد.


  چاپ        ارسال به دوست

انسان و کرامت نفس

انسان و کرامت نفس
نویسنده:محمد عارف عرفانی

بسم الله الرحمن الرحيم

چکیده
کرامت نفس یکی از فضایل اخلاقی ارزشمند است که بر رفتار،گفتار و پندار انسان اثر می‌گذارد. انسان به عنوان خلیفه و نماینده خداوند در روی زمین (و انی جاعل فی الارض خلیفه) از عزت و کرامت فطری برخوردار است، فرد عاقل و هوشیار نفس و روح خود را تکریم می‏کند و بزرگ می‏داند چرا که خداوند از روح خود در او دمیده است( ونفخت فیه من روحی) و در او استعدادهای رسیدن به مقام فرشتگان بلکه بالاتر از اینها وجود دارد. این چنین انسانی به پستی ها و اخلاق رذیله تن در نداده و اجازه تحقیر شدن مقابل دیگران را نمی دهد و هر چه را که غیر خداست و در تضاد با عزت و کرامت می‏باشد حقیر می‏شمارد.
كرامت به معناي نزاهت از پستي و فرومايگي است و كريم يعني روح بزرگوار و منزه از هر پستي.
مقاله‏ی کنونی با تبیین مفهوم کرامت و ویژگی‏های انسان های کریم از منظر آیات و روایات و سیره معصومین علیهم السلام تدوین گردیده و با استناد به قرآن کریم مواردی را به عنوان راهکارهای رسییدن به کرامت عرضه کرده و موانع آن را نیز برشمرده است و در ضمن چهار محور به این نتیجه رسیده است که کرامت نفس یکی از فضایل اخلاقی ارزشمند است که انسان‏ها را به قله سعادت و کمال رهنمون می کند. کرامت نفس از طرفي براي تمام افراد يكي از بزرگ ترين فضيلت هاي اخلاقي است و از طرف ديگر، محرك آدمي در اجراي ديگر برنامه هاي اخلاقي تلقي مي شود. به عبارت ديگر، شرافت نفس افزون بر آن كه خود از نظر فردي صفتي نيكوست، مي تواند ضامن اجراي ديگر صفات پسنديده در محيط خانواده و اجتماع نيز به شمار آيد.
کلید واژها: انسان، کرامت نفس، قرآن و فضایل اخلاقی.
مقدمه
بدون شک یکی از مهمترین غایات و اغراض وضع قوانین وارسال رسل و انزال کتب این است که انسان ها به قله کمالات و فضایل، و اوصاف حمیده و ستوده نایل شود و از خواری، ذلت و پستی خود را باز دارد.
عزت و کرامت نفس یکی از اساسی‏ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت انسان‏ها مخصوصا نسل جوان است. برای اینکه جوانان بتوانند از حد اکثر ظرفیت و توان‏مندیهای خود بهره‏مند شوند، باید از نگرشی مثبت نسبت به‏خود، به عنوان یک انسان برخودار گردند.
کرامت نفس از طرفي براي تمام افراد يكي از بزرگ ترين فضيلت هاي اخلاقي است و از طرف ديگر، محرك آدمي در اجراي ديگر برنامه هاي اخلاقي تلقي مي شود. به عبارت ديگر، شرافت نفس افزون بر آن كه خود از نظر فردي صفتي نيكوست، مي تواند ضامن اجراي ديگر صفات پسنديده در محيط خانواده و اجتماع نيز به شمار آيد.
بیýÊÑÏیÏ ÌæÇäÇäی ˜å ÏÇÑÇی احساس خود ارزشمندی، عزت و کرامت نفس هستند، نسبت به هم سالان خود، در شرایط مشابه؛ پیشرفت تحصیلی و کارآمدی بیشتری از خودشان نشان می‏دهند.
پرورش عزت نفس در جوانان و آگاه کردن آنان به این موضوع اساسی، از مهمترین وظایف و رسالت های والدین، معلمان و مسئولین مراکز آموزشی و تربیتی است.
مفهوم کرامت نفس
در كتاب مفردات مرحوم راغب اصفهاني راجع به واژه «كَرَم» آمده است: «هر گاه خداي تعالي با اين واژه وصف شود، اسمي است براي احسان و نعمت بخشيدن ظاهر و روشن او مثل آيه «ان ربي غني كريم».
هر گاه انسان با اين واژه وصف شود، اسمي است براي اخلاق و افعال پسنديده‌اي كه از انسان ظاهر مي‌شود [و نشان از بزرگواری او دارد] و واژه كريم تا وقتي كه آن اخلاق و رفتار ظاهر نشود، گفته نمي‌شود. «الكرم: اذا وصف الله تعالي به فهو اسم لاحسانه و انعامه المتظاهر نحو قوله «ان ربي غني كريم» و اذا وصف به الانسان فهو اسم للاخلاق و الافعال المحمودة التي تظهر منه ولا يقال هو كريم حتي يظهر ذلك منه.
همچنين آمده است: « اكرام وتكريم اين است كه بزرگداشتي يا سودي به انسان برسد كه درآن نقصان و خواري نباشد يا چيزي كه به او مي رسد، او را كريم و شريف گرداند. و الا كرم و التكريم ان يوصل الي الانسان اكرام اي نفع لا يلحقه فيه غضاضة او ان يجعل ما يوصل اليه شيئاً كريماً اي شريفا».
بنابراين، در مجموع مي‌توان گفت: كرامت به معناي نزاهت از پستي و فرومايگي است و كريم يعني روح بزرگوار و منزه از هر پستي. بدين معنا، كرامت در برابر دنائت قرار مي‌گيرد و كريم در مقابل دني.
کرامت عامل بزرگی و محبوبیت انسان
در جوامع انسانی همواره نام افرادی با احترام و عظمت برده می‏شود و اگر دقت کنیم می‏بینیم که عظمت آنان به خاطر ثروت، جنسیت، مقام و دیگر امور ظاهری نیست؛ زیرا گروهی از این برجستگان از ثروت و همه‏ی ابزارها و مقام های مادی بی‏بهره بوده اند.
سر این امر درچیست؟ آن‏ها چه کرده اند که نزد همگان دارای اعتبار و احترامند؟
با کمی دقت در می‏یابیم: آن‏ها که در نوع دوستی و ترجیح دیگران بر خود توانا‏ترند، بزرگ‏ترند. آن‏ها که چون یوسف علیه السلام و ابن سیرین با وجود داشتن شهوات طبیعی، پا را از مرز کرامت انسانی فراتر نمی‏ گذارند، عزیز‏ترند.
آن‏ها که با وجود گرسنگی بسیار، دیگران و حتی حیوان گرسنه را سیر می‏کنند، محترمند.
آن‏ها که با تشنگی بسیار، آب به کف می‏گیرند و با یادآوری تشنگی مولایشان و فرزندان پیامبر( صلی الله علیه و آله و سلم )آن را فرو می‏ریزند، در قله ارزشها و محبت‏ها جای دارند.
آن‏ها که نه تنها حق دیگران را پایمال نمی‏کنند، بلکه حق خود را نیز در طبق اخلاص می‏نهند و از آن می‏گذرند، کریم‏ترند.
آن‏ها که در جنگ، هنگامی که دشمن بر صورتشان آب دهان می‏اندازند، از سینه او بر می‏خیزند و بعد از مدتی، فقط برای خدا، سر از بدن او جدا می‏کنند، بزرگوار‏ترند.
همه‏ی ما الفاظی نظیر مردانگی، فتوت، مروت، کرم، عزت، شرافت، بزرگواری و... را دوست داریم، چرا؟ زیرا طبع آدمی با قابلیت های که برای فرشته شدن و حتی از فرشتگان بالاتر رفتن مناسبت دارد، آفریده شده است و این رفتار‏ها را با مقام والای انسانی مناسب می‏بینند و دوستدار آن است. به طور کلی، دیدگاه انسان والا با انسان دنیایی، که در حد حیوانیت توقف کرده، متفاوت است.

ویژگی های انسان کریم:
با مراجعه به آیات و روایات و سیره معصومین( علیهم السلام) اوصافی را بعنوان ویژگی های انسان کریم می‏توان بر شمرد:
انسان‏های کریم:
1- نفس خود را عزیز داشته، از خواری دور نگاه می‏دارد و به پستی و کرنش در برابر گناه کار و ستمگران تن نمی‏دهد.
2- ثروت را در قناعت می‏دانند.
3- نه‏تنها حق دیگران را محترم می‏شمارد و چشم داشتی بدان ندارد، بلکه شرف و عزت را در بی نیازی از مردم می‏داند.
4- از کار نمی‏گریزد و به تلاش خود متکی است.
5- استقلال دارد؛ آنچه خوب است انجام می‏دهد و آنچه بد است، ترک می‏کند؛ هرگز تابع اکثریت یا قضاوت دنیا زدگان نیست.
6- در تواضع کسی به او نمی‏رسد.
7- کم‏تر سخن می‏گوید و بیشتر عمل می‏کند.
8- در کارها با خدا معامله می‏کند و از دیگران انتظار تشکری ندارد.
9- با نیکان دوست است و از بدان پرهیز دارد.
10- دیگران را بر خود ترجیح می‏دهد و از آسایش آن‏ها لذت می‏ برد، هرچند خود در رنج باشد.
11- حاضر است برای دفاع از ارزشهایی انسانی(حتی یک ارزش والا) جان خود را فدا کند.
12 -در انفاق و بخشش مال سرآمد روزگار است.
13-در قدرت روح و شجاعت ذاتی شهره است؛ زیرا خود را مرزدار ارزشهای انسانی می‏داند. بدین سبب نزد مردم « امین» است و ناجوانمردان از او در هراسند.
14در وعده وفیّ، در رفتار عادل، درکلام با حیا، در نیازها با عفت، هنگام خشم خود‏دار، در مقابل خدا ذلیل، در مقابل دشمن عزیز و هنگام لغزش‏ها با اراده و قوی است و... .
15... و با تمام صلابت؛ در رحمت چون ابر، در محبت چون باران، در پاکی چون چشمه، در صداقت چون آئینه، در گذشت و صبر و آرامش چون دریا و در شکوه چون کوه است.


کرامت نفس در قرآن و حدیث
آنچه در باره‏ی صفات انسان‏های کریم تذکر داده شد، در متون اسلامی به گونه‏ای حماسی، هیجان انگیز، تحرک آفرین و پر شکوه مطرح شده است، به طوری که روح شوق و عزم پرواز به سوی کمالات را در انسان زنده می‏سازد.
قرآن کریم عزّت را خواست خدا و رسول خدا و مؤمنان می‏داند:
«و لله العزّة و لرسوله و للمؤمنین».
و در حدیث نبوی چنین می‏خوانیم:
«اطلبوالحوائج بعزة الانفس».
حاجتهارا با عزت نفس برآورده سازید.
علی علیه السلام به اصحاب خود می‏فرماید:
« فَاالموتُ فی حیاتِکُم مقهُورینَ والحیاةُ فی مَوتِکم قاهِرین».
مرگ این‏است که زنده بمانید و مغلوب باشید و زندگی این‏است که بمیرید؛ ولی پیروز باشید.
معنای این جملات آن است که ارزش کرامت و عزت نفس چنان بالاست که زندگی بدون آن چون مرگ است. این معنا در کلام سیدالشهدا علیه السلام نیز آمده است:
«مَوت فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حیاةٍ فی ذلّ».
مرگ با عزّت از زندگی با ذلّت بهتر است.
در شعار معروف سید الشّهداء علیه السلام در روز عاشورا نیز، این معنا به چشم می‏خودرد:
« الموتُ اولی مِن رُکوبِ العارِ».
مرگ از تحمل ننگ بهتر است.
حضرت سیّد الشّهدا همچنین فرمود:
« انی لا ارَی الموتَ الاّ السّعادةً و لاَ الحیاةَ مَعَ الظّالمینَ الاّ بَرَما».
در نهج البلاغه این ارزش والا، که آدمی تا پای جان باید پای‏‏بند ارزش‏های انسانی باشد، چنین بیان شده:
« اَلمَنِیّةُ وَلاَ الدّنِیَّةُ، وَالتّقَلُّلُ و لاَالتَّوَسَّلُ».
مرگ و نه پستی؛ و کم داشتن و به کم قانع بودن و نه دست پیش دیگران دراز کردن.
از حضرت امیر علیه السلام نقل شده است که روزی از برابر قصابی می‏گذشت. قصاب گفت: گوشت‏های خوبی آورده‏ام. حضرت فرمود: اکنون پول ندارم که بخرم. قصاب گفت: صبر می‏کنم. حضرت فرمود: نه، به شکمم می‏گویم صبر کند!
ارتکاب گناهان غالباً ناشی از پستی و عجز است، چنان که سید الشّهدا می‏فرماید:
« الصّدقُ عِزٌّ والکذبُ عَحزٌ».
انسان قوی و با اراده تحت عبودیت غیر خدا قرار نمی‏گیرد. علی علیه السلام می‏فرماید:
«لا تکن عبدَ غَیرِکَ و قَد جَعَلَکَ الله حرًّا».
آری، آدمی می‏تواند به جایی رسد که به جز خدا نبیند و کسی که ارزش خود را می‏فهمد، هرگز خویش را آلوده‏ی ناشایسته‏ها نمی‏سازد.
در مقابل انسان‏های والا، کسانی که به ارزش گوهر انسانیتی که در وجود شان به ودیعت نهاده شده پی نبرده‏اند، دارای صفات نا‏پسندی هستند که بخشی از آن چنین است:
خود شیفتگی، مال دوستی، حرص، طمع، حسد، بی‏توجهی به حقوق دیگران، بخل، دست‏اندازی به اموال دیگران، بی‏ارادگی، بی‏برنامگی، اتلاف وقت، چشم چرانی، ناسزا و بدگویی، تمسخر، تهمت، غیبت، خیال پردازی، آرزوهای دور و دراز و در یک کلمه، گناه و پستی.

ره توشه مسیر کرامت ( راه‏های رسیدن به کرامت نفس)

شاه کلید رسیدن به کرامت و مسیر اتصال به آن تقوا است، همانطوری‏که قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید:
«تزوّدوا فان خير الزاد التقوي».
: «[اي زائران خانة خدا] زاد و توشه تهيه كنيد كه بهترين زاد و توشه، تقواست».
معیار اصلی کرامت انسان، تقوا است و در غیر آن کرامت معنا ندارد، به عبارت دیگر هر که تقوایش قوی‏تر است به همان میزان از گنجینه کرامت الهی بهره‏مند است.
«ان اكرمكم عند الله اتقیكم؛ کریم ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست».
و تقوا به فرمودة حضرت امام خمینی(س): «از «وقايه» به معني نگاهداري است و در عرف و لسان اخبار، عبارت است از حفظ نفس از مخالفت اوامر و نواهي حق و متابعت رضاي او و كثيراً استعمال شود در حفظ بليغ و نگاهداري كامل نفس از وقوع در محظورات به ترك متشابهات».
با توجه به آیات قرآن، اساس تقوا را سه چيز تشكيل مي‌دهد كه مي‌توان آنها را همچون تقوا از عوامل كرامت به شمار آورد:
1ایمان
قرآن کریم اساسی ترین رکن تقوا و باالتبع، عامل مهم رسیدن به کرامت انسانی را تقوا معرفی کرده است، همانطوریکه قرآن کریم تنها تقوا پیشگان را شایسته هدایت و رستگاری می‏داند و در وصف متقین؛ بر صفت ایمان نیز تاکید می‏ورزد:
«ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين الذين يؤمنون بالغيب... و الذين يؤمنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخرة هم يوقنون؛ آن كتابي [با عظمت] است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت براي اهل تقواست؛ همان كساني كه به غيب ايمان مي‌آورند... و آنان كه به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو [بر پيامبران پيشين] نازل گرديده، ايمان مي‌آورند و به رستاخيز يقين دارند.».



از امام باقر(ع) در ذيل آيه 70 سوره اسراء نقل شده كه فرمود: «ان الله لا يكرم روح كافر و لكن يكرم ارواح المؤمنين و انما كرامة النفس و الدم بالروح؛ همانا خداوند روح كافر را گرامي نمي‌دارد، ولي ارواح مؤمنان را گرامي مي‌دارد و كرامت نفس و خون فقط به روح است».
منشأ كرامت انسان، نفخه روح الهي در كالبد اوست؛ اما با عنايت به اين روايت، معلوم مي‌شود كسي مي‌تواند كرامت بالقوه و وديعة نهان در وجودش را به فعليت برساند كه از نور ايمان بهره‌مند باشد. و اين چنين است كه نفس و خون او نيز از كرامت برخوردار مي‌گردد.
امام خميني(س) راجع به اهميت ايمان و چگونگي تحصيل آن فرموده‌اند: «بايد انسان در صدد تحصيل ايمان برآيد كه اگر خداي نخواسته از اين عالم - كه دار تغيّر و تبدّل است و هريك از ملكات و اوصاف و احوال قلبي را مي‌توان در آن تغيير داد - بيرون رويم و از ايمان دست ما تهي باشد، خسارتهاي فوق العاده به ما وارد خواهد آمد و در خسران بزرگ واقع خواهيم شد و ندامتهاي بي‌پايان نصيب ما خواهد گرديد.
پس انسان بايد در همين عالم، اين چند صباح را مغتنم شمارد و ايمان را با هر قيمتي هست، تحصيل كند و دل را با آن آشنا كند. و اين در اوّلِ سلوك انساني صورت نگيرد، مگر آنكه أوّلا، نيّت را در تحصيل معارف و حقايق ايمانيه خالص كند و قلب را با تكرار و تذكّر، به اخلاص و ارادت آشنا كند تا اخلاص در قلب جايگزين شود؛ چه كه اگر اخلاص در كار نباشد، ناچار دست تصرف ابليس به كار خواهد بود و با تصرف ابليس و نفس - كه قدم خودخواهي و خودبيني است هيچ معرفتي حاصل نشود؛ بلكه خود علم التوحيد بي اخلاص، انسان را از حقيقت توحيد و معرفت دور مي‌كند و از ساحت قرب الهي تبعيد مي‌نمايد.»
2 عمل صالح

یکی ديگراز اركان تقوا و عامل رسیدن به كرامت، عمل صالح و عبادت و اطاعت از خداوند متعال است ، چانچه خداوند متعال از ایمان،عمل صالح و متعلقات آنها به عنوان اوصاف متقین یاد نموده و می‏فرماید: « ليس البرّ ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ولكن البرّ من آمن بالله و اليوم الاخر و الملائكة و الكتب و النبيين و آتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتمي و المساكين و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب و اقام الصلوة و آتي الزكوة و الموفون بعهدهم اذ عاهدوا و الصابرين في البأساء و الضراء و حين البأس اولئك الذين صدقوا و اولئك هم المتقون؛ نيكي [و نيكوكار] كسي است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب [آسماني] و پيامبران، ايمان آورده است و مال را با همه علاقه‌اي كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مي‌كند و نماز را بر پا مي‌دارد و زكات را مي‌پردازد و [همچنين] كساني كه به عهد خود - به هنگامي كه عهد بستند - وفا مي‌كنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مي‌دهند؛ اينها كساني هستند كه راست مي‌گويند و اينها متقي هستند.»
و در خصوص عبادت و پرستش خداوند مي‌فرمايد: «يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون؛ اي مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد؛ همان كه شما و كساني را كه پيش از شما بودند، آفريد تا با تقوا شويد.»
3 معرفت
با استناد به آیات قرآن کریم؛از تقوا، ایمان و عمل صالح به عنوان ارکان اصلی و خمیر مایه تکامل آدمی نام برده شد؛ مسلما ره توشه نیل به آنها علم، معرفت و آگاهی است؛ چرا كه بدون شناخت، انسان قادر نیست که مصادیق، تقوا، عمل صالح و خطا و لغزش را تشخیص بدهد.
حضرت امام خمینی(س) معرفت را به همراه عبادت كه در واقع، از عوامل كرامت هستند، باب رحمتي معرفي مي‌كند كه پروردگار توسط فرشتگان و پيامبران به روي بندگان خود گشوده است. ايشان مي‌فرمايند: «چون دست بندگان از ثنا و عبادت ذات مقدس كوتاه بود و بدون معرفت و عبوديت حق، هيچ يك از بندگان به مقامات كماليه و مدارج اخرويه نرسند - چنانچه در محل خود پيش علماي آخرت مبرهن است، و عامه از آن غفلت دارند و مدارج اخرويه را جزاف يا شبه جزاف دانند، تعالي الله عن ذلك علوا كبيرا - حق تعالي به لطف شامل و رحمت واسعة خود بابي از رحمت و دري از عنايت به روي آنها باز كرد، به تعليمات غيبيه و وحي و الهام به توسط ملائكه و انبيا - و آن باب عبادت و معرفت است - طرق عبادت خود را بر بندگان آموخت و راهي از معارف بر آنها گشود تا رفع نقصان خويش حتي الامكان بنمايند و تحصيل كمال ممكن بكنند و از پرتو نور بندگي هدايت شوند به عالم كرامت حق و به روح و ريحان و جنت نعيم، بلكه به رضوان الله اكبر رسند.»
موانع كرامت

اموری که با حقیقت تقوا و ارکان آن یعنی ایمان و عمل صالح در تضاد است مانع رسیدن به مقام کرامت انسانی به شمار می‏رود که می‏توان برخی از آن موانع را بصورت اجمال بر شمرد:
1شرك

اولین سد راه و مهم ترین مانع نیل به مقام کرامت شرک است ، با وجود شرک آدمی نمی‏تواند به مقام کرامت دست پیدا کند و شرک تنها گناهی است كه به صراحت قرآن هرگز مورد غفران الهي قرار نمي‌گيرد: «ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء؛ خداوند [هرگز] شرك را نمي‌بخشد و پايين‌تر از آن را براي هر كس بخواهد [و شايسته بداند] مي‌بخشد.»
چرا كه شرك عامل سقوط به قعر درّه ضلالت و گمراهي و دور کننده انسان از شاهراه توحید است و به فرموده قرآن كريم: «و من يشرك بالله فكانّما خرّ من السماء فتخطفه الطير او تهوي به الريح في مكان سحيق؛ و هر كس به خدا شرك بورزد، گويي از آسمان سقوط كرده و پرنده [شکاری بین آسمان و زمین] او را مي‌ربايد و يا تند باد او را به جاي دوردستي پرتاب مي‌كند.»
و به راستي كه شرك ظلم بزرگي است: «ان الشرك لظلم عظيم»
2 نفاق
یکی دیگر از موانع رسیدن به کرامت انسانی نفاق و دورويي است، از نظر قرآن کریم، انسان های دو رو و منافق از هدایت الهی محروم بوده و دچار عذاب دردناک میشود «ان الذين آمنوا ثم كفروا ثم آمنوا ثم كفروا ثم ازدادوا كفرا لم يكن الله ليغفر لهم و لا ليهديهم سبيلا بشّر المنافقين بان لهم عذابا اليما؛كساني كه ايمان آوردند، سپس كافر شدند، باز هم ايمان آوردند و ديگر بار كافر شدند، سپس بر كفر خود افزودند، خداوند هرگز آنها را نخواهد بخشيد و آنها را به راه [راست] هدايت نخواهد كرد. به منافقان بشارت ده كه مجازات دردناكي در انتظار آنهاست»
3 ارتکاب معاصی
گناه و معصیت مهمترین عاملی است که انسان را از مسیر کرامت دور نموده و به پرتگا سقوط و ذلت می‏کشاند، انسان نمی‏تواند با گناه و معصیت به گوهر گرانبهای کرامت دست پیدا کند، حضرت علی علیه السلام در این زمینه فرمود:« أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ(نهج البلاغه)
بدانيد خطاها اسبان سركشند كه افسارگسيخته، سواره هاى خود را به پيش مى برند و به جهنم وارد می كنند.
قرآن کریم می فرماید: «ام حسب الذین اجترحوا السیئات ان نجعلهم کالذین آمنوا و عملو الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحکمون؛ آیا کسانی که مرتکب بدیها و گناهان شدند، گمان کردند که ما آنها را همچون کسانی قرار می دهیم که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند که حیات و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داوری می کنند!»
طبق فرمایش قرآن کریم بعضی از معاصی باعث خلود در عذاب میشود: «والذين لا يدعون مع الله الها آخر و لا يقتلون النفس التي حرّم الله الا بالحق و لا يزنون و من يفعل ذلك يلق اثاما يضاعف له العذاب يوم القيامة و يخلد فيه مهانا؛» و كساني كه معبود ديگري را با خداوند نمي‌خوانند و انساني را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز به حق نمي‌كشند و زنا نمي‌كنند. و هر كس چنين كند، مجازات سختي خواهد ديد. عذاب او در قيامت مضاعف مي‌گردد و هميشه با خواري در آن خواهد ماند.
نتیجه سخن
کرامت نفس، يكي از پايه هاي اساسي شخصيت آدمي و باعث نيل انسان به افتخار و سربلندي است. کرامت نفس مايه آزادگي و والايي همت است. عزت مندان هرگز به ذلت و بندگي ديگران تن نمي دهند و سرمايه شرافت و آزادگي خود را با هيچ قيمتي معامله نمي كنند.
کرامت نفس از طرفي براي تمام افراد يكي از بزرگ ترين فضيلت هاي اخلاقي است و از طرف ديگر، محرك آدمي در اجراي ديگر برنامه هاي اخلاقي تلقي مي شود. به عبارت ديگر، شرافت نفس افزون بر آن كه خود از نظر فردي صفتي نيكوست، مي تواند ضامن اجراي ديگر صفات پسنديده در محيط خانواده و اجتماع نيز به شمار آيد.
اگر انسان ها به ويژه جوانان بتوانند اين تمايل والاي فطري را همواره در درون خود زنده و حاكم نگه دارند و رفتار وگفتار خويش را با آن هماهنگ سازند، توانسته اند اساس نيك بختي انساني خود را براي تمام دوران عمر پايه گذاري كنند.

کرامت، صفتی است کمالی به معنای نزاهت از پستی و فرومایگی و کریم یعنی روح بزرگوار و منزه از هر پستی،
در این مسیر، ره توشه نیل به مقام کرامت، تقواست و هر که تقوایش قوی تر باشد، به همان میزان از کرامت الهی بیشتری بهره مند می باشد و با توجه به آیات قرآن؛ اساس تقوا را ایمان، عمل صالح و معرفت تشکیل می دهد که می توان آنها را عوامل کرامت به شمار آورد و موانع کرامت را می توان شرک، نفاق، اعمال سیئه و... به حساب آورد.

فهرست منابع
1. قرآن کریم.
2. امام خمینی، روح الله، شرح چهل حدیث، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ بیستم، 1387ش.
3. امام خمینی، روح الله، صحیفه نور، تهران، انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1369.
4. امام خمینی، روح الله، شرح جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۷.
5. ابن طاووس ، سيد على بن موسى ، اللهوف علي قتلي الطفوف ، مطبعه مهر بي جا ، 1417 1348
6. پاينده، ابولقاسم، نهج الفصاحه، انتشارات هاتف، مشهد1390ش.
7. قمی، علی بن ابراهیم، التفسير القمي، بیروت،1378 ق.
8. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم- قم، چاپ دوم،1410 ق.
9. راغب اصفهانی، حسین بن محمد،المفردات في غريب القرآن، تحقیق صفوان ادنان داوودی ، دارالفکر ، دارالشامیه ، چاپ اول ، 1412 ق .
10. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه،(لصبحی صالح) قم، چاپ اول، 1414 ق.
11. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائیل الشیعه، - قم، چاپ اول، 1409 ق.
12. عبدالله، جوادی آملی، کرامت در قرآن.
13. مرتضی، مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، 1370
14. مجلسی، محمد باقربحار الانوار، ج 44 ، ص 192 تهران: دارالکتب الاسلامیه 1374
15. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، 14/ 38.
16. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاريخ يعقوبى، بیروت، دار صادر، 1379 ق.


٠٩:٣٩ - 1396/03/09    /    شماره : ٨٥٦٨٤    /    تعداد نمایش : ٣٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج