| | |
قال الصادق(ع):المَسجونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ؛ زندانى [واقعى] كسى است كه دنيايش او را از آخرتش باز داشته باشد.


  چاپ        ارسال به دوست

امر به معروف و نهی از منکر

نویسند : محمد رضا دانش
چکیده

امر به معروف و نهی از منکر، اصل و فریضه­ای است که جهت پالوده و پاکیزه ماندن محیط اجتماعی- دینی از انواع آلودگی­ها و ناپاکی­ها تشریع و تقنین گردیده است و با توجه به نقش و اثر این اصل در محیط اجتماعی، کتاب و سنت اهمیت فراوانی برای این فریضه داده است تا جایی که دیگر فرایض در برابر آن، مانند قطره در برابر اقیانوس قلمداد شده است. ولی کارنامه­ی مسلمین در اجرای این فریضه چندان مرغوب نیست. مقاله­ی کنونی با طرح پرسش از چگونگی این اصل در اندیشه­ی اجتماعی اسلام، و ارایه­ی فرضیه­ی مهم بودن این اصل در اخلاق و اندیشه­ی اجتماعی اسلام، سروسامان یافته است و با روش تحلیلی و ابزار کتاب خانه­ای-اسنادی در ضمن شش محور به این نتیجه رسیده است که این اصل، با داشتن مکانت علیا در اندیشه اسلامی، گرفتار سوء‌فهم از سوی فقیهان و مفسران در شرایط اجرایی گردیده است چنانچه منافع سیاسی حاکمان نیز، در سرنوشت سوء آن، دخیل است از این رو، جهت بهبود اجرای این اصل، راهکارهایی چون باز خوانی مجدد این اصل، داشتن سازمان، استقلال مالی-سیاسی، مهارت و معرفت و نظارت وکنترل کارگزاران، عرضه گردیده است.
کلید واژه ها: امر به معروف و نهی از منکر، اخلاق اجتماعی اسلام و نظارت

مقدمه
آدمیان موجوداتی اند که در بستر و ظرف اجتماع، هم تولد، نما و نشو می یابند و هم که رشد و تکامل پیدا می کنند به گونه­ی که اگر این اجتماع نباشد و انسان ها بریده از اجتماع زندگی کنند، یا ادامه­ی حیات برای شان ممکن نیست و یا مطلوب نیست. سر مطلب این جا نهفته است که آدمیان، در مسیر زندگی و جهت رشد و تکامل، نیازها و انتظارات و خواسته­های گوناگونی دارند. ممکن است برخی از این امور، نابجا و کاذب باشند ولی برخی دیگر صایب و صادق اند و بدون آن­ها امتداد زندگی و یا سیر تکاملی زندگی شان ممکن نیست. این نیازها ممکن است معطوف به نیازهای روانی و عاطفی باشند و یا مربوط به نیازهای مادی و جسمانی، در هر صورت اشباع و ارضای آن­ها در سرنوشت و سرشت زندگی آدمی، تاثیر گذار و حیاتی اند. از این‏جا است که هماره در بستر و شبکه­ی از روابط اجتماعی زندگی می‏کنند و با انواعی از تبادلات و تعاملات، به سر می­برند و از این طریق، نیازها و خواسته­های‏شان را برآورده می­سازند. و در متن و مهد همین نیازها و شبکه­ی روابط، آدمیان می­زییند و رشد و رقا می­یابند. از این رو، امتداد و رشد آدمیان رهن رهین داشتن حس مسئولیت در قبال اجتماع انسانی و دغدغه­ی حفظ محیط زندگی اجتماعی از انواع آلودگی­ها است و اگر روزی روزگاری کس یا کسانی کدام آسیب و آفتی در محیط و افق اجتماعی وارد کنند، همه باید حساس شوند و در برابر آن بایستند و این، یک مساله­ی طبیعی است.
در اسلام که شبکه و زندگی اجتماعی از اهمیت والا و اساسی برخوردار است، به این مهم توجه ویژه شده است و اصلی به نام امر به معروف و نهی از منکر، تاسیس و طراحی گردیده است. هدف اصلی از طرح و ایجاد این اصل، مراقبت و حفظ محیط اجتماعی از غبارها و غوغاهایی است که موجب آلودگی جامعه گردیده و جامعه را به سوی فرود و افول می‏کشاند. و اینکه مردم در قبال محیط اجتماعی، بیدار و هوشیار باشند و حالت خمودگی و خموشی و زنگار بی‏حالی و بی‏تکلیفی حاکم نباشد. بر اساس محتوا و مفاد این اصل، امت اسلامی در برابر هم دیگر و محیط زندگی مسئول‏اند و هر گاه هر گونه بی نظمی و آلودگی رخ داد، هر کسی موظف و مکلف است در قبال آن، واکنش نشان دهد و جلو بسط و گسترش و تکرار آن را بگیرد. و مردم را به سوی پالودگی محیط رهنمون گردد. به همین جهت اسلام یک عنوان عام و فراگیری انتخاب کرده به نام امر به معروف و نهی از منکر که شامل هر نوع نهی از آلودگی و دستور به پالودگی می­گردد و منحصر و مخصوص به قلمرو خاصی نیست.
این نوشتار به غرض آشنایی و آشتی با این اصل، نگارش شده و در صدد است تا تامل و درنگی بر حقیقت این اصل و واقعیت تاریخی و اجتماعی امت اسلامی نماید؛ از این جهت پرسش اساسی که فراروی نوشتار مطرح است این است که امر به معروف و نهی از منکر در اسلام چگونه است؟ برای نیل به مقصود، این سوال را به چندین پاره سوال، باید تبدیل و تجزیه کرد از قبیل اینکه: امر به معروف و نهی از منکر یعنی چه؟ جایگاه و مرتبت این اصل در کتاب و سنت چگونه است؟ شرایط و مراحل تطبیق آن چیست؟ این اصل در سیر جوامع اسلامی چه سرنوشت و سر گذشتی داشته است؟ چه راهکارهایی برای عینیت بخشی و کسوت عملی پوشاندن این اصل، قابل طرح است؟
پاسخ موقت و یا فرضیه­ی مقاله چنین است که در اسلام این اصل، یکی از فروع دین بوده واز اهمیت اساسی برخورار است به گونه­ی که بسیاری از واجبات در برابر آن، مانند قطره در برابر اقیانوس است ولی در جوامع اسلامی، علماً و عملا این اصل دچار مهجوریت و مغفولیت گردیده است. برای اثبات فرضیه و پاسخ تحلیلی و علمی دادن به سوالات بالا، فرضیه فوق، به آزمون گرفته می‏شود و با روش تحلیلی و ابزار کتاب خانه ای-اسنادی، در ذیل شش محور، مطالب مقاله، تقدیم می­گردد.
1. معنای امر به معروف و نهی از منکر
اولین گام در مباحث علمی، تعریف و تصور و به تعبیر دیگر تقدم مبادی تصوری است. زانکه بدون تصور صحیح، تصدیق صایب امکان پذیر نیست. بر اساس این نکته­ی میمون، نخست باید تمرکز و توجهی روی معنای این دو واژه نمود. پرسش این‏جا است که معروف یعنی چه و منکر یعنی چه؟ به چه چیزی معروف و یا منکر اطلاق می­گردد؟ آیا ملاک معروفیت و منکریت، عقل است یا شرع ویا هردو؟
در این زمینه سه رویکرد مطرح است.
الف: رویکرد عقل محور
برخی از روشنفکران دینی معاصر گفته‏اند معیار و ملاک تشخیص و شناخت معروف و منکر عقل انسان است نه داده های وحی، بر وفق این دیدگاه« امر به معروف مربوط به چیزهایی است که مردم معمولا آن را خوب می­دانند... معروف یعنی بر طبق نظر مردم بر طبق معیارهای جامعه؛ بنا بر این، معروف یعنی چیزی که میان مردم، خوب تلقی شود و منکر یعنی چیزی که میان مردم، بد تلقی شود. (سروش 1/25/1376, سخنرانی در شهر مونترال کانادا) به نظر ایشان معروف و منکر امور وحیانی و مذهبی نیستند و منبع و مرجع برای تشخیص آن‏ها عقل عمومی و عرفی است؛ از این رو «اگر در خلال تاریخ و در جامعه­ی خاص عقل جمعی و عمومی چیزی را پذیرفت، آن چیز پذیرفتنی است(یعنی مصداق معروف است) و اگر رد کرد، مردود است( یعنی منکر است) (سروش 1/25/1376, سخنرانی شهر مونترال کانادا)
ب: رویکرد شرع محور
دیدگاه مشهور اندیشمندان شیعه آن است که برای درک و تشخیص معروف و منکر باید به شریعت و گفته های وحی مراجعه کرد بر این اساس « آنچه مورد تایید شریعت قرار گیرد، معروف و آنچه از سوی شریعت رد گردد، منکر است» (صدر 1430ق, ج2، ص416)
ج: رویکرد عقل-شرع
برخی دیگر از فقهای معاصر گفته‏اند میزان در دریافت معروف و منکر عقل و شرع است نه هر کدام به تنهایی بر این اساس « هر عملی که عقلاً و یا شرعاً واجب باشد، امر به آن هم واجب است و هر عملی که عقلا قبیح و یا شرعا حرام باشد، نهی از آن نیز، واجب است و هر عملی که انجام آن مطلوب و مستحب باشد، امر به آن نیز مستحب است و هر عملی که انجامش مکروه باشد، امر به آن نیز مکروه است» (خمینی بی تا, ج1، ص463)
نقد و نظر
به نظر می­رسد رویکرد دومی یا شرع محوری بهتر و قابل قبول است و نمی­توان عقل را ملاک در تشخیص معروف و منکر دانست چه به تنهایی و به عنوان یگانه مرجع و منبع تشخیص و چه در کنار و در عرض شریعت؛ زیرا
- عقل انسان به حقیقت وجودی و ابعاد و نیازهای واقعی انسان، اطلاع و اشراف ندارد از این رو نمی­تواند مصالح و منافع واقعی و هم چنین مفسده­ها و مضرات واقعی را به حیث معروف و منکر تشخیص کند تا مرجع و منبع باشد؛
- عقل انسان، تحت تاثیر واقعیت­های خارجی، منافع و مطامع شخصی، خواسته‏های نفسانی، دل بستگی‏های ملی، قومی و منطقوی قرار می­گیرد پس نمی‏تواند معروف و منکر حقیقی را تشخیص دهد چه بسا با تاثر از آن عوامل، معروف را منکر و منکر را معروف معرفی کند؛
- عقل انسان محدود به معیارهای زندگی مادی و دنیوی است و از حیات اخروی و معیارهای
فرا‏ دنیوی چندان اطلاعی ندارد و از سوی دیگر رفتارهای ما در دنیا موثر بر زندگی اخروی ما است؛ پس باید مرجعی باشد که در ارزش‏گذاری رفتارها، معیارهای اخروی را نیز، ملحوظ بدارد و آن، شرع است. (آراسته بهار 1391ش, ص8)
البته این سخن به معنای انکار حجیت عقل نیست بلکه به معنای محدویت و نارسایی عقل از درک مصالح و مفاسد واقعی و مناطات و علل احکام است (مظفر بی تا, ج2، ص126) ورنه اصل حجیت عقل، جای تردید نیست ولی آن حجیت مربوط به مقام اثبات است نه ثبوت؛ و به معنای معذریت مکلفان در صورت فقدان ادله­ی شرعی است. پس با سکوت کتاب و سنت و نبود دلیل و نص شرعی، درک عقل از معروف و منکر برای مکلفان حجت است و در صورت اختلاف واقعی، پیشگاه باری تعالی معذوراند.
جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در کتاب، سنت و عقلا
اهمیت و مرتبت عالی و سامی این اصل در اندیشه­ی اجتماعی اسلام، برای آشنایان به معارف دینی، جای بحث و تردید نیست. ده ها آیه و صدها حدیث در ذیل همین مساله، وارد شده‏اند که نشانگر اهتمام دین و پیشوایان دینی به همین اصل و مساله است. بر اساس آیات و روایات، اهمیت سایر احکام در قیاس با این اصل هم چون قطره­ای در برابر اقیانوس است( (شهری 1404ق, ج6، ح12390) اصلی که قوام تمامی احکام، وابسته به اجرای آن است (عاملی 1403ق, ج11 ص395) هدف همه­ی ادیان (شهری 1404ق, ج6 ح12387) و قوام شریعت است هم اجماع فرق مسلمان و هم اجماع عقلاء بر آن قرار گرفته است (غزالی 1352ق, ج2، ص443) حتا کلیه­ی امم پیشین بر نکویی آن اذعان داشته‏اند (قرطبی 1272, ج4، ص47) این اصل، اشرف فرائض و برترین آن‏ها است (خمینی بی تا, ج1، ص362) در مجموع دقت و تامل در آن‏ها کمر را می­شکند (م. مطهری بی تا, ص45) در قرآن نیز، از ویژگی‏ها و علت برتری امت مسلمه بر سایر ملل و امم، اجرای همین فریضه دانسته شده است (قرآن کریم, آل عمران، 110) و امت اسلامی موظف و مکلف‏اند تا عده و تشکیلاتی را برای اجرای همین فریضه بگمارند (قرآن کریم, آل عمران، 104) و سر انجام علت هلاکت برخی امت‏ها و نابودی تمدن‏ها، ترک این فریضه قلمداد شده است (قرآن کریم, هود، 116)
مطالعه و مراجعه به نصوص و آیات ذکر شده و پاره‏های ذکر نشده، اهمیت و مرتبت این اصل را در اندیشه و اخلاق اجتماعی اسلام، نشان می­دهد و عیان می­سازد.
3. مراحل تاریخی اجرای امر به معروف و نهی از منکر
با اینکه فریضه­ی امر به معروف و نهی از منکر از چنین اهمیتی برخوردار است ولی کار نامه­ی مسلمین در اجرای این فریضه، نه تنها مرغوب نیست که بسیار سیاه و تاریک است و امروزه از آن به اصل فراموش باید یاد کرد (م. مطهری 1380, ص86)
نگاه به تاریخ اسلامی و کارنامه­ی مسلمین نشانگر سه گونه برخورد و روش اجرایی این اصل را نشان می­دهد:
الف: دوره­ی انفرادی
این دوره از زمان پیامبر (ص) آغاز و تا اوایل دوره عباسیان یعنی در حدود یک و نیم قرن، ادامه داشته است. در این دوره فریضه­ی امر به معروف و نهی از منکر مانند سایر فرایض و عباداتی چون نماز، روزه، زکات و.. یک وظیفه­ی فردی بوده است و هر فردی مستقلا به انجام و اجرای آن اقدام می­کرده است البته مجریان و متصدیان این اصل در این دوره در دیار اسلامی، بیشتر حاکمان و خلفا و یا نمایندگان آن‏ها بوده است نه آحاد و افراد امت اسلامی و آحاد امت کم و بیش به انجام آن مبادرت می­ورزیدند نه زیاد گسترده؛ چنانچه بر اساس شواهد تاریخی شخص پیامبر (ص)، خلفای سه‏گانه و امام علی در دوره­ی حکومتش، با گردش در کوچه و خیابان و نظارت بر بازاریان و تاجران، این فریضه را اجرا می­نمودند. (داد پاییز 1384, ص76) و امام علی (ع) یک شبکه­ی اطلاعاتی در امر نظارت بر مردم جهت جلوگیری از گسترش منکرات بار آورد و به شکل آشکار و پنهان، به این امر رسیدگی می­نمود (عامری پاییز 1392, ص14) و گاهی دیگر این وظیفه زیر نظر قاضی انجام می­پذیرفت و گویا شعبه­ی از منصب قضا محسوب می­گردیده است (عامری پاییز 1392, ص14)
ب: روش سازمانی-تشکیلاتی
دومین روش و سازوکار اجرایی و انجام این فریضه در دیار اسلامی، روشی است که از آن به روش سازمانی و تشکیلاتی یاد می­شود. در این روش بر خلاف روش قبل، یک شخص خاص اعم از حاکم یا رعیت، متحمل این وظیفه نمی­گردد بلکه در درون دولت اسلامی یک دایره و سازمان ایجاد می­گردد که مستقیما ومستقلا وظیفه­ی اجرا و انجام این فریضه را دارد. این روش، در دوره­ی عباسیان تشکل یافت و ظاهرا در دوره­ی مهدی عباسی سومین خلیفه عباسی نخستین بار شروع به کار کرده است (حسن 1946م, ص498) این دایره با قوا و امکانات دولتی، این وظیفه را اجرا می­نمود وتا هفتاد مورد از کارهای مردمی را مورد نظارت قرار می‏داد از جمله نظارت بر امور اقلیت‏ها، وضع خانه‏سازی، مبارزه با بدعت‏گذاران، نظارت بر داروسازان، طبیبان و مکتب خانه‏ها و.. (داد پاییز 1384, ص82) افرادی که این وظیفه را به دوش داشتند، محتسب نام داشتند چنانچه در اشعار و ابیات اسلامی سخن از محتسب و یا شکر الاهی در نبودش، بسیار سراییده شده است. (م. مطهری 1380, ص78) با توجه به پیدایش همین دایره­ی احتساب و حسبه بوده است که کم کم به جای اصطلاح معروف و شایع امر به معروف و نهی از منکر، اصطلاح حسبه رایج گردیده است ودر دانش فقه، فقیهان از زمان شهید اول بدین سو، از این اصطلاح استفاده و در ذیل آن بحث امر به معروف و نهی از منکر واحیانا جهاد و حدود را نیز، طرح کرده‏اند با اینکه در قرآن و سنت اصطلاح حسبه موجود نیست (م. مطهری 1380, ص 78 و 79)
ج: روش تشریفاتی
بعد از پایان دوره­ی خلافت عباسیان و اواسط عهد فاطمیان با ضعف بعد مذهبی حکومت ها، مساله­ی حسبه و دایره­ی احتساب، از حالت تشکیلاتی تبدیل به صورت تشریفاتی گردید و محتسبان در ظاهر و اسم این منصب را داشتند ولی در باطن و وصف، اختیاراتی یک محتسب در عصر گذشته را نداشتند و یک نهاد فرعی و جزئی محسوب می­گشت نه اصلی و رفته رفته به نام شرطه، دیوان بیگی، کلانتر، پلیس و.. معروف شد و در کشورهای مختلف چون مصر، بغداد، ایران، هند و.. این دایره­ی تشریفاتی ادامه یافت. (داد پاییز 1384, ص88)
4. شرایط انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر
فقیهان و مفسران که در ذیل این فریضه بحث کرده اند معمولا برای اجرای آن، شرایطی ذکر کرده‏اند و با نبود این شرایط، امر به معروف و نهی از منکر هم واجب نیست. نوع فقها چهار شرط ذیل را ذکر کرده‏اند (م. مطهری 1380, ص74)
شرط اول: شناخت کافی از معروف و منکر
آن کسی که موظف به اجرا و تصدی این فریضه می­گردد اعم از فرد یا تشکیلات و گروه، در قدم نخست باید معروف و منکر را خوب بشناسد و از هم تفکیک و تمییز نماید تا مبادا معادله را به عکس نسازد و به جای امر به معروف، نهی از معروف کند و به جای نهی از منکر، نهی از معروف نماید.
ضرورت این شرط، پیش از همه یک امر عقلی و فطری است در عین حال، آیات و روایاتی فراوانی بر آن، تاکید ورزیده و ارشاد نموده‏اند. این ادله، گاهی به طور مطلق و در همه­ی عرصه‏ها و قلمروهای تکلیف، داشتن آگاهی و اطلاعات کافی را شرط دانسته‏اند و گاهی دیگر در خصوص آمران به معروف و ناهیان از منکر چنین شرطی را متذکر شده‏اند که به چند نمونه پرداخته می­شود:
در یک جا می­فرماید:
«و لا تقف ما لیس لک به علم(سوره اسرا، آیه 36)
از آنچه بدان آگاهی نداری پیروی نکن«
بر این اساس، در انجام کارها علم و معرفت شرط است و بدون آن، نباید رفتاری بروز و صدور یابد.
در جای دیگر می­فرماید:
«یا ابت انی قد جائنی من العلم ما لم یاتک فاتبعنی اهدک صراطک سویا(سوره مریم،‌آیه43)
ابراهیم به پدرش گفت ای پدر! به من علمی رسیده که به شما نرسیده است پس از من پیروی نما تا تورا به راه راست، هدایت کنم».
طبق این آیه، چون ابراهیم معرفت به معارف الهی حاصل کرده است از این رو؛ پدرش را دعوت می‏کند واگر علم نمی داشت، چنین دعوتی نمی‏کرد و یا حجت نبود.
در جای دیگر می­فرماید:
«قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی(سوره یوسف، آیه108)
پیامبر(ص) بگو این راه من است من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنم».
بر وفق مفاد این آیه، پیامبر که پیامبر است و مردم را دعوت می‏کند چون بصیرت و معرفت کامل دارد و لذا، سخنان او حجت و نافذ است ورنه، مطاع و متبع نبود.
در خصوص امر به معروف و نهی از منکر امام صادق(ع) می­فرماید:
«صاحب الامر باالمعروف یحتاج الی ان یکون عالما باالحلال و الحرام (مجلسی 1403ق, ج100، ص93)
آمر به معروف، نیازمند عالم بودن به حلال و حرام الهی است».
در نتیجه شرط بودن معرفت و علم در آمر و ناهی، یک امر مسلم و مستدل است.
شرط دوم: اصرار طرف بر فعل منکر و ترک معروف
دومین شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر اصرار وادامه­ی فعل منکر و یا ترک معروف، توسط شخص مورد امر به معروف و نهی از منکر است ورنه در صورتی که اتفاقا شخصی مرتکب معصیت و منکری گردید و سپس ترک کرد و یا پشیمان شد این جا نه‏تنها نهی از منکر واجب نیست که حتا جایز نیست. ضرورت این شرط، از بدیهیات است و نیازمند دلایل جداگانه نیست.
شرط سوم: احتمال تاثیر
فقیهان معمولا این شرط را نیز ذکر کرده‏اند. طبق تحقیقات صورت گرفته نخستین کسی که این شرط را آورده است، جناب «ابی الصلاح» حلبی است و سپس در متون فقهی دیگر مانند وسیله، سرائر، شرایع، قواعد الاحکام و لمعه راه یافته است (نجف پاییز 1381, ص224) برای اثبات این شرط به برخی از روایات استدلال شده است از جمله روایت مسعده بن صدقه از امام صادق(ع) که ایشان در معنای فرمایش پیامبر (ص) ان افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر فرموده است:
هذا علی ان یامره بعد معرفته و هو مع ذلک یقبل منه و الا فلا (عاملی 1403ق, ج 16، ص127)
به شرطی که امر به معروف تاثیر گذار باشد و بداند که او می پذیرد
هم چنین به روایت یحیی الطویل از امام صادق(ع) تمسک شده است:
انما یامر باالمعروف و ینهی عن المنکر مومن فیتعظ او جاهل فیعلم فاما صاحب سوط او سیف فلا (مامقانی 1351, ج3، ص212)
امر به معروف و نهی از منکر یا در مورد مومنی است که پند‏پذیر باشد یا جاهلی را که آگاه شود نه دارنده شلاق و شمشیر که در او اثری نمی­گذارد.
دلیل دوم، اجماع ودلیل سوم، لغویت امر به معروف و نهی از منکر در صورت ترک آن توسط شخص، ذکر شده است (نجف پاییز 1381, ص228)
نقد و نظر
به نظر می­رسد ادله­ی این شرط، برای مدعای فقیهان کافی و وافی نیستند زیرا مسعده بن صدقه، ضعیف است و نزد عالمان رجالی، موثق نیست چنانچه عامی مذهب است و احتمال تقیه نیز می­رود یحیی بن الطویل نیز مجهول الحال است. اما اجماع اصلا در این مقام حجت نیست؛ زیرا این مساله مستحدث است و در قرن پنجم وارد عرصه­ی فقه گردیده است. و دلیل سوم مردود است چرا که نهی از منکر در این حالت بیهوده نیست و برای تحقق فایده همین کافی است که ترکش موجب تشویق او و دیگران می­گردد پس برای جلوگیری از گسترش آن باید نهی از منکر شود (نجف پاییز 1381, صص227 و 228).
شرط چهارم: نبود ضرر
فقیهان برای وجوب این فریضه نداشتن ضرر و خطر به جان، آبرو، ناموس و مال آمر به معروف و ناهی از منکر و نزدیکان او یا مومن دیگر را نیز، شرط دانسته‏اند و برخی و یا گاهی از این شرط به عدم ترتب مفسده نیز، تعبیر کرده‏اند که حقیقتش بازگشت به همان نبود ضرر می‏کند؛ بنا بر این، اگر شخصی احساس و گمان داشته باشد چه رسد به یقین که در صورت انجام این فریضه، یکی از ضررها و مفسده­های فوق، مترتب می­گردد، بر او انجام و اجرای این فریضه واجب نیست. برای نخستین بار فقیهی که این شرط را مطرح نموده است، شیخ مفید در مقنعه است سپس سایر فقیهان به متابعت ایشان این شرط را آورده‏اند مانند ابی الصلاح حلبی در کافی، شیخ طوسی در الاقتصاد، قاضی ابن براج در مهذب، ابن حمزه در وسیله، ابن ادریس حلی در سرائر، محقق حلی در شرایع، علامه حلی در بیشتر کتاب هایش از جمله قواعد و شهید اول در دروس (نجف پاییز 1381, ص229)
دلایل شرط چهارم
مرحوم صاحب جواهر چندین دلیل برای اثبات و ضرورت این شرط، ذکر کرده اند مانند اجماع، قاعده لاضرر، لا حرج، سمحه و سهله بودن شریعت و چندین حدیث از جمله خبر مسعده بن صدقه و خبر یحیی بن الطویل که در شرط سوم گذشت و دو خبر دیگر (نجفی 1417ق, ج7، ص682) یکی خبری که در عیون اخبار الرضا از امام رضا(ع) نقل شده است:
والامر باالمعروف والنهی عن المنکر واجبان اذا امکن و لم یکن خیفه علی النفس (عاملی 1403ق, ج16، ص129، ب2 از ابواب امر و نهی، ح8)
امر به معروف و نهی از منکر در صورت امکان و نبودن خطر جانی، واجب‏اند.
و خبر مفضل بن زید از امام صادق (ع) که فرمود:
من تعرض لسلطان جائر فاصابته بلیه، لم یوجر علیها و لم یرزق الصبر علیها (عاملی 1403ق, ج16، ص127، ب2، ح3)
آن که متعرض پادشاه ستم کاری شود و گرفتاری و ناگواریی به آمر و ناهی رسد، پاداشی نداشته و از اجر شکیبایی بر این سختی برخوردار نیست.
نقد دلایل شرط چهارم
هیچ یکی از این دلایل، تام و کامل نیست و نمی‏تواند این شرط را ثابت بسازد چنانچه شرح آن خواهد آمد
نقد اجماع
اما اجماع تام نیست چون این مساله مستحدث است و از قرن چهارم به فقه راه یافته است و سپس سایر فقیهان در کتب فقهی‏شان آورده‏اند.
نقد قاعده لاضرر ولا حرج
می­توان گفت این دو قاعده از مورد امر به معروف و نهی از منکر، انصراف دارند؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر مانند روزه، زکات، خمس، جهاد و.. از جمله احکامی‏اند که ذاتا ضررزا و خطر‏آفرین می‏باشند یا جانی و یا مالی، آن‏گاه اگر این موارد را مشمول قاعده لاضرر و لاحرج بدانیم، باید در احکام بسته شود و این قواعد، ناسخ و مبطل بسیاری از احکام فقهی و شرعی باشند چیزی که التزام به آن برای فقیهان و مومنان ممکن نیست. افزون بر آنکه سیره­ی پیامبران الهی و عاقلان عالم نیز مستقر و ثابت بر تقدم و ترجیح تحمل برخی ضررها و خطرها در مقابل ضررهای دیگر است مثلی که از جان و مال خود به خاطر دین و ارزش‏های توحیدی گذشته‏اند. و اگر این گونه ضررها و خطرها را مانع از وجوب امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، بایسته است فرهنگ جهاد و شهادت طلبی از بن و اساس، انکار و ابطال گردد چیزی که ثبوت و مشروعیت آن در شریعت، مسجل و مسلم است. پس باید پذیرفت و گفت که امر به معروف و نهی از منکر تخصصاً از قلمرو قاعده «لاضرر و لا حرج» بیرون است. (نجف پاییز 1381, صص 231 و232)
نقد سهله و سمحه بودن شریعت
مراد از سهله و سمحه بودن شریعت آن‏است که در دین بنای شارع مقدس بر سخت‏گیری نیست ولی گاهی کمال انسانی بدون تحمل برخی سختی‏ها امکان پذیر نیست وسهله و سمحه مخل به کمالات انسانی و جامعه­ی انسانی است در این صورت بدون شک، باید سختی‏ها را قبول و تحمل کرد تا به کمال رسید. امر به معروف و نهی از منکر نیز، از همین قبیل است (نجف پاییز 1381, ص233)در جایی که فحشا و منکرات در جامعه رایج و دارج گردد و روند جاری به سوی بسط و سیطره­ی ناهنجاری‏ها و رذیلت‏ها باشد و جامعه، از مبادی و اصول انسانی محروم گردد، باید برخی سختی‏ها و نارسایی‏ها را تحمل کرد تا جلو اشاعه­ی فحشا و رواج منکرات را گرفت و ارزش‏ها و فضیلت‏ها را در جامعه نهادینه کرد. تکیه و تاکید زیاد بر سهله و سمحه بودن شریعت، چیزی جز حاکمیت ناهنجاری‏ها و از بین رفتن ارزش‏ها نیست وروحیه­ی بی‏مسئولیتی و تخدیر و تنبلی وکاهلی را در جامعه بار می­آورد.
نقد اخبار
دو خبر مسعده و یحیی قبلا گذشت که قابل اعتماد و وثوق نیستند و استدلال به آن‏ها صحیح نیست اما خبر عیون نیز، قابل اطمینان و استدلال نیست؛ زیرا در سلسله­ی سند، شخصی به نام اعمش قرار دارد که وثاقت و صداقتش، در دانش رجال و از منظر رجالیون تایید و تثبیت نشده است. اما خبر مفضل نیز، ضعیف است زانکه مفضل نیز، مجهول الحال است و نمی‏توان به آن اعتماد و استناد کرد (نجف پاییز 1381, ص234).
پس می­توان گفت عدم ضرر و احتمال تاثیر‏گذاری، از شرایط امر به معروف و نهی از منکر نیستند و نمی‏توان در وجوب این فریضه، این دو شرط را آورد آری، معرفت به احکام و اصرار عاصی بر انجام منکر و یا ترک معروف، لازم است ورنه این فریضه محل ندارد.
5. مراتب ودرجات امر به معروف و نهی از منکر
برای انجام و اجرای فریضه­ی امر به معروف و نهی از منکر، سه مرحله و درجه را ذکر کرده اند که این مراحل و درجات، در یک سلسله­ی طولی قرار دارند و با امکان مرحله اول، نوبت به مرحله­ی دوم وسوم نمی­رسد. این مراحل را می­توان نوعی احساس هم نوایی با دین مداران و تعلق خاطر به پاره فرهنگ دین واحساس جدایی از کج‏رفتاران در متن جامعه­ی دینی دانست. این مراحل، به شکل ذیل بیان شده است:
یکم: مرحله­ی انکار قلبی
با بروز و صدور رفتار نابهنجار ونقض ارزش‏ها و قواعد دینی در جامعه­ی دینی از سوی برخی از کج‏روان و کج‏اندیشان و یا ترک هنجارها و سنن مسلط بر جامعه‏ی دینی؛ دین داران در گام نخست باید در خلوت درون و باطن و حیاط ذهن و ضمیر، احساس ناراحتی کنند و از تحقق همچو ناهنجاری و زشتی و پلشتی، تنفر و انزجار داشته باشند. و حتا گاهی نیاز است که آثار این ناراحتی روحی و قلبی را در چهره ورخسار ظاهر کنند و با ترش کردن و درهم نمودن چهره، اظهار تنفر کنند. این واکنش در برابر کج‏روی‏ها و ناهنجاری‏ها یک نوع مجازات و فشار اجتماعی است که جهت کنترل و مهار اجتماعی، استفاده می­شود (عاملی 1403ق, ج16، ص181، ح21294)
دوم: مرحله­ی زبانی
اگر کج‏روان با مرحله­ی قبلی و قلبی، اصلاح و به نشدند و هم چنان بر ناهنجاری‏ها پافشاری و اصرار ورزیدند، باید در برابر شان از نصایح و مواعظ زبانی و نهی و امر زبانی کار گرفت. و با بیان حرمت و قبح این ناهنجاری‏ها و لزوم و حسن انجام فرایض باید با کج‏روان مبارزه و معارضه کرد.
سوم: مرحله­ی عملی
در صورتی که سازوکارهای قبلی موثر و مثمر نشد و موجب جلوگیری از اشاعه فحشا نگردید، نوبت به مرحله­ی عملیاتی می­رسد. در این مرحله با برخورد فیزیکی و استفاده از زور، باید جلو گسترش ناهنجاری ها و منکرات را گرفت و ارزش­ها را نهادینه ساخت. لکن ناگفته پیدا است که این مرحله، مربوط و مخصوص دستگاه مشروع قدرت و نهادهای ذی صلاح است نه کار آحاد ملت و افراد امت؛ زیرا ورود تک تک اشخاص در این مرحله، کشاندن جامعه به سوی هرج و مرج و بی‏نظمی و گسترش و پیدایش عقده‏ها و کینه‏ها و در نتیجه بروز جنگ‏ها و فسادهای بیشتر است. (اورعی 1386, صص85-87)
6. راهکارهایی خوب تر اجرا شدن فریضه امر به معروف و نهی از منکر
برای اینکه بتوان این اصل مهم را در جامعه‏ی اسلامی نهادینه و اجرا کرد، چندین راهکار وسازوکار ارایه می­گردد که امید است با ویرایش و پیرایش از سوی متفکران، پخته‏تر و کامل‏تر گردد:
یکم: تشکیل سازمان
اجرای این فریضه به گونه­ی فردی ومستقل و پرداختن از آدرس و اسم دین و یا علماء چندان ثمره­ی ندارد بلکه بیشتر جنبه­ی تشریفات و سمبلیکی می­یابد و مردم بدان اهمیتی نمی‏دهند و بیشتر در مسجدها و منبرها می­ماند تا در بازارها و خیابان‏ها؛ از این رو، لازم است نهاد و تشکیلاتی خاصی از سوی عالمان طراز اول و بدور از اغراض منطقوی و قومی و یا حزبی و سمتی- مرزی که در افغانستان غوغا می‏کند به وجود آید. این نهاد، وظیفه­ی اجرای این وظیفه را به دوش بگیرد چنانچه قرآن کریم نیز، دستور به طراحی یک سازمان و یا شبکه جهت اجرای این فریضه می­دهد.(سوره آل عمران، آیه 104)
دوم: استقلال مالی و سیاسی
وابستگی های مالی و سیاسی، رهزن و رهگیرند و بزرگ‏ترین مانع بر سر اجرای این فریضه می‏باشند از این‏رو، باید از هردو بعد اقتصادی و سیاسی مستقل باشند و بدون لحاظ منافع و مطامع دولتی و تاجران، به این فریضه بپردازند ودر اجرای آن فقط از خدا بترسند نه از دیگران تا رسالت خویش را خوب اداء‌کنند و مشمول بشارات الهی گردند(احزاب، آیه39)
سوم: مهارت ودانش کارگزاران
بسیاری از مشکلات موجود در فراروی این فریضه، فقدان اطلاعات دینی کسانی است که در قالب عالم و روحانی به ادا و اجرای این فریضه مشغول و مشعوف‏اند تا جایی که دین را خلاصه­ای در کرامات و معجزات ویا داستان‏ها کرده‏اند در حالی که عالم به روز بودن باید یکی از شرایط این کارگزار تلقی گردد. داشتن سن ومحاسن و عبا و عمامه، مشکلات را حل نکرده و نخواهد کرد بلکه اندیشه و اطلاعات دینی است که می­تواند حلال مشکل باشد؛ از این رو، باید از اندیشه­ی پیرسالاری و پیر‏مداری و داشتن عنوان‏های کلان گذر کرد. عبور از پیر سالاری، یکی از کلیدهای حل معضل است.
چهارم: نظارت و کنترل
افرادی که کارگزار این نهاد می­گردند باید از سوی مراجع ذی‏صلاح و بالاتر کنترل گردند و حتا جابجایی باید یک امر رایج باشد. انحصارگرایی چنانچه در نهادهای دینی، حاکم است، یکی از آفات این فریضه و دیگر فرایض دینی بوده و است. (داد پاییز 1384, صص92 و 93)
پنجم: بازخوانی مجدد فریضه امر به معروف و نهی از منکر
آن‏گونه که گذشت فقیهان و مفسران احتمال تاثیر و عدم ضرر را از شرایط مسلم انجام این فریضه دانسته اند در حالی که در فرهنگ روایی و آیات، اثر و خبری از این دو شرط نیست و همین گونه برداشت‏ها و شرایط، باعث کم‏رنگی این اصل گردیده است و آن را منحصر به شرایط یسر کرده‏اند و از قیام در برابر حاکمان طاغوتی، بر حذر می­دارند؛ از این رو، این گونه برداشت‏ها باید اصلاح و تصحیح گردد و برداشت انقلاب‏گونه با تاکید بر فرهنگ جهاد، ترویج گردد. چنانچه سالار شهیدان (ع) با تکیه بر همین اصل، انقلاب بزرگ کربلا را سازمان دهی کرد و از خوف و ضرر جانی و مالی مسلم نهراسید و احیای دین را مقدم بر ضرر جانی کرد. این انقلاب و برداشت حسین‏گونه از آن، می‏تواند راهگشا و راهنمای خوبی باشد.
نتیجه گیری وجمع بندی
این تحقیق، با این پرسش که امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه و اخلاق اجتماعی اسلام، چگونه است؟ آغاز شد. فرضیه­ی پژوهش این بود که در اندیشه و اخلاق اجتماعی اسلام، امر به معروف و نهی از منکر از اهمیت اساسی برخورداراست و مهم‏ترین فریضه و قوام شریعت است. برای آزمون وارزیابی فرضیه، به شش مساله پرداخت شد. در مرحله­ی اول، معنای معروف و منکر مورد بحث قرار گرفت نتیجه­ی به دست آمده این شد که معروف چیزی است که در شریعت مورد تایید است و منکر چیزی است که در شریعت مورد رد و انکار قرار گرفته است؛
در مرحله­ی دوم، اهتمام شریعت به این فریضه مورد واکاوی قرار گرفت در این مرحله با اشاره به مضمون و محتوای پاره­ای از آیات و روایات مربوط به امر به معروف و نهی از منکر، چنین حاصل شد که در اندیشه و اخلاق اجتماعی اسلام، این فریضه مکانت و مقام علیایی را احتوا می­نماید و سایر فرایض در برابر آن مانند قطره در برابر اقیانوس است؛
در سومین مرحله، سیر وتحول تاریخی اجرای این فریضه به بحث گذاشته شد و با مروری به تاریخ وکارنامه­ی این اصل در اسلام، به دست آمد که در سراسر تاریخ اسلامی سه روش انفرادی، تشکیلاتی و تشریفاتی برای انجام و اجرای این اصل پی‏گیری شده است؛
در چهارمین مرحله شرایط این اصل، مورد بازخوانی مجدد قرار گرفت و با تحقیقات صورت گرفته به دست آمد از چهار شرطی که نوع فقیهان در اجرای این اصل ذکر کرده اند، تنها دو شرط معرفت و اصرار قابل قبول است و دو شرط احتمال نتیجه و عدم ضرر از دلایل محکم و قوی برخوردار نیستند؛
در پنجمین مرحله مراتب و درجات امر به معروف ونهی از منکر چون مرحله­ی قلبی، زبانی و عملی به گفت وگو گذاشته شد و دو مرحله­ی دل و زبان همگانی و مرحله­ی عملی مخصص نهاد حکومتی، دانسته شد.
در پایان مقاله برخی پیشنهادها جهت تطبیق و اجرای خوب‏تر این فریضه مانند بازخوانی مجدد این اصل، داشتن سازمان، استقلال مالی و سیاسی، داشتن مهارت و معرفت و نظارت و کنترل اجتماعی، مطرح و پیشکش شد. امید است این پژوهش یک درآمد و سرآغازی برای اندیشیدن وتامل مجدد باشد تا با مراجعه به متون و نصوص دینی و فهم زمان‏مند و مکان‏مند نصوص، فهم خوب‏تری به دست آید.
منابع
1. قرآن. کریم
2. نهج البلاغه
3. آراسته, حسین جوان. “فصل نامه علمی-پژوهشی حکومت اسلامی.” سال هفدهم ش اول, بهار 1391ش: 8.
4. اورعی, غلام رضا، صدیق. اندیشه اجتماعی در روایات امر به معروف و نهی از منکر. قم: موسسه علمی و فرهنگی دار الحدیث, 1386.
5. حسن, ابراهیم حسن،. تاریخ الاسلام. مصر: مکتبه النهضه, 1946م.
6. خمینی, روح الله، موسوی. تحریر الوسیله. قم: دار العلم, بی تا.
7. داد, عبد الحسین رضایی. “آسیب شناسی امر بمعروف و نهی از منکر با نظر به تجارب تاریخی.” مطالعات اسلامی, پاییز 1384: ش69 ص76.
8. سروش, عبد الکریم. “سخنرانی.” مسجد فاطمه شهر مونترال کانادا, 1/25/1376.
9. شهری, محمدی ری. میزان الحکمه. قم: مکتبه الاعلام الاسلامی, 1404ق.
10. صدر, محمد باقر،. ماوراء الفقه. نجف اشرف: دار الاضواء, 1430ق.
11. عامری, محمد جواد ارسطا و زهرا. “نظارت سیاسی بر قدرت در اندیشه علوی.” مجله علوم سیاسی, پاییز 1392: ش 63.
12. عاملی, محمد بن حسن، حر. وسایل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه. بیروت: دار التراث العربی, 1403ق.
13. غزالی, ابو حامد محمد بن محمد،. احیاء‌علوم الدین. مصر: المطبعه العثمانیه المصریه, 1352ق.
14. قرطبی, ابن عبد الله،. الجامع لاحکام القرآن. مصر: دار الکتب المصریه, 1272.
15. مامقانی, عبدالله. تنقیح المقال فی علم الرجال. بیروت: موسسه آل البیت لاحیاء التراث, 1351.
16. مجلسی, محمد باقر. بحار الانوار الجامعه لدرر الاخبار الائمه الاطهار. بیروت: دار احیاء التراث العربی, 1403ق.
17. مطهری, مرتضی. ده گفتار. قم: انتشارات صدرا, 1380.
18. مطهری, مرتضی،. بیست گفتار. قم: انتشارات صدرا, بی تا.
19. مظفر, محمد رضا،. اصول الفقه. قم: اسماعیلیان, بی تا.
20. نجف, عبدالکریم، آل. “نهضت امام حسین از منظر امر به معروف و نهی از منکر.” تدوين توسط عبد الله امینی. مجله حکومت اسلامی, پاییز 1381: ش25 سال 7.
21. نجفی, محمد حسن. جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام. قم: 1417ق


١٢:٤٦ - 1396/02/16    /    شماره : ٨٥١٨٠    /    تعداد نمایش : ٤٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج