| | |
قال الصادق(ع):اکل الجزع و البکاء مکروه سوي الجزع و البکاء علي الحسين (عليه‌السلام)؛ هر گريه و زاري مکروه است، مگر گريه و زاري براي حسين (عليه‌السلام).


  چاپ        ارسال به دوست

جهان اسلام و ضرورت بازگشت به اسلام ناب با تکیه به نظریات حضرت امام خمینی

نویسنده: معصومه نوری
مقدمه
دشمنان در طول تاریخ برای نابودی دین و دینداری تلاشهای فراوانی کرده اند و حیله های بسیاری برای برچیدن بساط اسلام به کار برده اند و با پیشرفت زمان، روش و شیوه های مبارزه با اسلام و تعلیمات ناب آن را نیز عوض کردند و در نهایت، از خود اسلام علیه آن و پیروان آن استفاده کردند و ترفندهای گوناگونی برای حاشیه نشینی اسلام اصیل از متن حیات مسلمانان به کار بردند.
کم کم اسلامی در صحنه حیات مسلمانان به وجود آمد و جای اسلام اصیل و واقعی را گرفت که فرسنگها با اسلام ناب فاصله داشت. لذا ضروری است که اسلام اصیل و ناب به همه شناسانده شده و همگان به سوی آن بازگشت داده شوند.
در نوشته حاضر، مسئله ضرورت بازگشت به اسلام ناب بررسی شده و همچنین ویژگیهای اسلام ناب و اسلام غیرناب برشمرده شده است و به تفاوتهای بین آن دو اشاره گردیده است. امید است با توجه به کمبود منابع این مقاله توانسته باشد تا حدی حق مطلب را ادا کرده باشد. انشاء الله
جهان اسلام
در طول تاریخ، مردان و زنان آگاه و ایثارگر بسیاری بوده اند که با قیام علیه حکام جور پادشاهان مستکبر، جان و مال خود را برای حفظ و گسترش مکتب الهی در طبق اخلاص نهاده اند.
به طور مثال؛ انقلابی به رهبری حسین بن علی(ع) علیه یزید اولین قیام بر حقی بود که سرمشق قیامهای بعدی در طول تاریخ اسلام و حتی در سرزمینهای غیر اسلامی قرار گرفت و نمونه بارز آن در عصر معاصر قیام تاریخی حضرت امام خمینی(ره) بر ضد حکومت طاغوتی و شاهنشاهی پهلوی است.
به هر حال فقدان خلافت صحیح اسلامی نتایج ناگواری در جهان اسلام برجای گذاشت. افرادی که در کمال تاسف عضو جامعه اسلامی بودند، چنان ضرباتی به اسلام وارد کردند که غرب هرگز قادر به آن نبود.
قدس، سرزمینی که پاره ای قلب همه مسلمانان جهان است و اکنون در زیر چکمه دژخیمان صهیونیسم می نالد، آیا جز با توطئه چینی سران کشورهای عربی امکان پذیر است و بسیاری دیگر از این نمونه ها.
به هر حال ما علی رغم توطئه های بی شماری که علیه اسلام و مسلمانان صورت می گیرد، به یاری خدا امید بسته ایم. چرا که خود می فرماید: « ولینصرنّ الله من ینصره ان الله لقوی عزیز» حج، آیه 40
حاکمیت و حکومت اسلامی
قرآن مسئله حکومت و حاکمیت را با عناوین مختلف بیان داشته است. گاهی با بیان حدود، قصاص، تعزیرات، نیروی بازدارنده از تعدی و تجاوز، قوانین حقوقی و جزایی را طرح داشته است. گاهی با بیان اوصاف و عملکرد زمامداران جائر و ستم پیشه، الگویی از سیستم نظام استبدادی بازگو نموده و گاهی با ذکر مشخصات حاکمان عادل نمونه ای حکومت الهی را ترسیم می کند.
برای مسئولین حکومت اسلامی معیارهای تخلف ناپذیری وجود دارد که تا کسی آن معیارها را نداشته باشد، ممکن نیست در ردیف کاندیداهای حاکمیت قرار بگیرد.
این طور نیست که هر فاسق و فاجر هواپرست شیاد زورمند گردن کلفتی، با اتکا به توجه اذهان و آرائ به طرف خودش حق داشته باشد با همراه کردن آراء مردم در رأس حکومت قرار بگیرد. این مشروعیت ندارد.
نظر مردم تعیین کننده است، اما نسبت به آن انسانی که دارای معیارهای لازم است. اگر معیارهای لازم در آن انسان نباشد، انتخاب نمی تواند به او مشروعیت ببخشد. این معیارها باید مشخص شود.
معیارهای لازم؛ تقوی، دین، عدل، آشنایی با اسلام و ا سلام شناسی است. فردی که می خواهد جامعه اسلامی را به اسلام راهنمایی کند بایستی خودش اسلام را بشناسد باید راه را بلد باشد و دین شناس باشد. آن کسیکه این معیارها را دارد و از تقوی و صیانت نفس و دینداری کامل و آگاهی لازم برخوردار است. آن وقت نوبت می رسد به قبول ما، اگر همین آدم را با همین معیارها، مورد قبول نکردند باز مشروعیت ندارد. چیزی به نام حکومت زور در سالام نداریم.
منشأ، حاکمیت الهی است و این معیارها هم خدا معین کرده و حکومت خدا در نظام اسلامی با حکومت مردم آمیخته است
حضرت علی(ع) درباره حاکمیت و حکومت اسلامی در جواب خوارج که شعار می دادند: لاحکم الا الله؛ چنین فرمودند:
سخن حقی است که از آن اراده باطل شده، آری درست است فرمانی جز فرمان خدا نیست، ولی این ها می گویند: زمامداری جز برای خدا نیست؛ در حالی که مردم به زمامداری نیازمندند خواه نیکوکار باشد یا بدکار؛ تا مومنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول و کافران هم بهره مند شوند و مردم در دوران حکومت او، زندگی راحتی کنند و به وسیله او اموال بیت المال جمع آوری گردد و به کمک او دشمنان مبارزه شود، جاده ها امن و امان، حق ضعیفان از نیرومندان گرفته شود. نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران مردم در امان باشند.
مکتب قیام و مبارزه
امام خمینی(ره) در سخنان خود در رابطه با اسلام و قیام و مبارزه چنین می فرمایند:
«اسلام مکتبی است که انسانها را به گونه ای می سازد که به جز به حق و مبدا خلق به هیچ مکتبی تسلیم نشوند و تحت تاثیر هیچ قدرتی واقع نگردند و مسئله کشور خود را با هیچ انگیزه ای از دست ندهند و از استقلال و آزادی خویش و سایر بندگان خدایی با هیچ طمع و خوفی دفاع کنند و از خودخواهیها و کوتاه بین ها که منشاء بدبختی و گرفتاری است، اجتناب کنند...
اسلام است که نمی گذارد اجانب بر مسلمین حکومت بکنند. اسلام است که جلو زور را می گیرد، جلوی دیکتاتوری را می گیرد...
من با اطمینان می گویم که اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می نشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح می کند ...
اسلام بود که شما را از شر قدرتها و از سلطه قدرتها نجات داد. تعلیمات اسلام است که شما را آن طور پایدار می کند که در مقابل همه مشکلات ایستادید...
ممکن است بعضی ها که این چیزها را ندیده اند، با خود بگویند خوب، با قدرتها باید ساخت؛ ولی باید بدانند که سازش، امروز نابودی تا آخر است. دفن اسلام است تا آخر دنیا. مردم باید محکم بایستند و از اسلام و کشور دفاع کنند و از توطئه ها به خود هراس راه ندهند که اگر کمی عقب بنشینند، باید دست از اسلام بکشیم و تکلیف ما بر خلاف این است»
ویژگیهای اسلام ناب
پیوند دین، سیاست
یکی از عمده ترین ویژگیهای اسلام ناب محمدی، عینیت دین و سیاست است. این نکته به نوبه خود بسیار اهمیت دارد. مقوله تفکیک دین از سیاست به خاطر عدم معرفی صحیح از اسلام است.
امام خمینی(ره) در این زمینه می فرمایند:
«والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کرده اند. سیاست مدرن از اسلام سرچشمه گرفته است.»
به نظر ایشان تفکیک دین از سیاست، کید دشمنان دین است و منحصر کردن اسلام به مسائل عبادی، همان کاری است که آیین مسیحیت کرده است.
امام می فرمایند: « یکی از بدترین چیزها که اجانب در میان مردم و در میان خود ما القاء کرده اند این است که اسلام برای این است که عبادت کنیم؛ چنانکه مذهب مسیح را هم مسخ کردند...، مسیح هرگز نمی شود که دعوتش این باشد که فقط عبادت بکنید، ظلم را بگذارید به حال خودش. این نمی شود. یعنی نمی تواند این طور باشد، مسخ شده است. اینها اسلام را در نظر ما، در نظر جاهلین مسخ کردند. اسلام را به صورت دیگری نشان دادند و این از کیدهایی بود که با نقشه ها پیاده شده است و ما خودمان هم باور کردیم. آخوند را به سیاست چه؟ حرف، حرف استعمار است. آخوند را به سیاست چه؟ چطور امام(ع) را به سیاست آره، اما آخوند را به سیاست نه؟»
اقبال در این باره می گوید:
قرآن ضروری می بیند تا دین و دولت، اخلاق و سیاست را در یک وحی با هم پیوند بدهد.
به نظر وی، دین و دنیا معنا و ماده ای جدا و مجزای از یکدیگر نیستند، بلکه یک حقیقت اند و دین حقیقت واحد غیرقابل تجزیه است.
در جای دیگر اقبال در اشعارش که به زبان اردو است می گوید: «مذهب را نمی توان از سیاست جدا کرد؛ چه جمهوریت باشد و چه سلطنت. چون در صورت تفکیک این دو از هم، جز سفاکی و خونریزی چیزی باقی نمی ماند.
حمایت از مستضعفان و محرومان
اسلام همیشه طرفدار مستضعفان و محرومان جامعه است و تاکید می کند بر اینکه بر علیه مستکبرین برخیزید و زمین را از لوث وجودشان پاک کنید تا مستضعفان را به حکومت برسند. اسلام برای همین مقصد آمده است و تعلیمات اسلام برای همین معنا هستند که مستکبری بر روی زمین نباشد.
امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند:
آن که به حال مستضعفان و ضعفا بیشتر عنایت دارد تا به حال دیگران، آنکه طرفدار مستضعفین است، آن رژیمی که می خواهد مستضعفین را از قید و بند آن گرفتاریها بیرون بیاورد، آن اسلام است.
آن که مرزنشینی و مرکزنشینی، بالانشینی و پایین نشینی پیشش مطرح نیست، اسلام است. آن که وقتی حکومتش، رأسش مثلا رسول الله(ص) وقتی با اینکه رأس بود، با اینکه اداره یک کشور را می کرد وقتی می آمدند در یک مجلسی که نشسته بودند اصحاب حضرت و حضرت نشسته بودند، بالا و پایین معلوم نبود چیه، می آمد و می گفت کدام یکی تان پیغمبر هستید و از همان مسجد که این طور زندگی می کردند، تجهیز قوا می کردند و ممالک را می گرفتند.
در جایی دیگر امام این گونه فرموده اند:
اسلام می خواهد مستضعفین را یاری دهد تا سرنوشت خود را به دست گیرد. اسلام نیامده که ظلم به ضعفا بکند. اسلام آمده است که ضعفا را پرستاری بکند، خدمت به ضعفا بکند. اسلام از توی ضعفا پیدا شده است. از اغنیاء پیدا نشده است. اسلام از این بیچاره ها و ضعیفها پیدا شده است و انبیای دیگر هم همین طور بودند، چون اشراف نبودند که طرفدار اشراف باشد. از ضعفا بوده و طرفدار همین توده ها بودند.

ویژگیهای اسلام غیر ناب
جدایی دین ازسیاست
جدایی دین از سیاست یا سکولاریسم از آنجا شروع شد که اندیشوران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفا باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
سکولاریسم با استفاده از شرایط پیش آمده ابتدا مسیحیت زدایی نمود و به تدریج با هر گونه حضور دین در صحنه اجتماع به مقابله برخاست، دینی که به زعم آنان دورانش به سر آمده و اینک باید از مسند خویش به زیر کشیده شود و نظاره گر اداره عقلانی جامعه که برخاسته از خرد جمعی است، باشد.
از آن پس سیاستمداران استعمارگر و سردمداران نظام های سوسیالیستی با وجود همه تضادهایی که میان آنها حاکم بود، در یک جبهه که همان جبهه دین ستیزی به ویژه نسبت به اسلام بود، متحد گشتند. استعمارگران غربی جدایی دین از سیاسیت را با هدف از بین بردن اقتدار و عظمت دین و نفوذ در کشورهای اسلامی، تحت پوشش های مختلفی از قبیل قداست و نزاهت دین و عدم سنخیت آن با سیاست که چیزی جز شیطنت و حقه نیست، ترویج کردند.
مارکسیست ها هم اساسا دین را افیون جامعه معرفی کردند که ساخته و پرداخته حاکمان و جباران و توجیه کننده عملکرد آنان بوده است. احیای چنین ذهنیتی در جوامع اسلامی تا آن جا پیش رفت که رفته رفته نوعی مرزبندی میان دینداران و سیاستمداران ایجاد کرد و این باور به وجود آمد که دیندار، سیاستمدار و سیاستمدار، دیندار نخواهد بود.
وضعیت رفتار و عمل سیاستمداران نیز به این ذهنیت دامن زد و حتی امر بر عالمان دین نیز مشتبه شد.

امام(ره) می فرمایند:
طرح مسئله جدا بودن سیاست از روحانیت، چیز تازه ای نیست؛ این مسئله در زمان بنی امیه مطرح شد و در زمان بنی عباس قوت گرفت. در این زمان های اخیر هم که دست های بیگانه در ممالک باز شده، آنها هم به این مسئله دامن زدند. به طوری که بعضی از اشخاص متدین و روحانیون متعهد هم باورشان آمده است که مثلا اگر یک ملایی در مسائل سیاسی وارد بشود، به او ضربه می خورد. این یکی از نقشه های بزرگ استعمار است که بعضی باور کرده اند.
فرومایگی و راحت طلبی
سعی و تلاش طرفداران اسلام راحت طلبی به این دلیل است که راحت طلبی را با دینداری یک جا جمع کنند و در این امر شکی نیست، آنچه که معارض با راحت طلبی و منفعت شخصی آنها باشد را نخواهند پذیرفت و برای حفظ رفاه خویش از کمک به دیگران پرهیز می کنند و همه چیز را برای منافع خویش می خواهند.
از صدر اسلام تا کنون دو طریقه، دو خط بوده است؛ یک خط، خط اشخاص راحت طلب که همه همَ و غمشان به این است که یک طعمه ای پیدا بکنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهایی که مسلمان بودند می کردند. اما مقدم هر چیزی در نظر آنها راحت طلبی بود. یک دسته دیگر هم انبیاء بودند ... همه عمرشان را صرف می کردند که با ظلم مبارزه کنند.
پس پیروان و مدعیان آن اسلام غیرواقعی، تن پروران و راحت طلبانند که منافع شخصی و راحت طلبی شان بر همه باورها و اعتقادات آنها مقدم است.
با توجه به مطالب پیش گفته در می یابیم که ا سلام ناب محمدی و اسلام غیرناب در تعارض و ضدیت با یکدیگرند. اسلام ناب آمیخته و عجین شده با سیاست است و به هیچ وجه عزلت نشینی را قبول نمی کند.


ضرورت بازگشت به اسلام ناب
چند ضرورت در این مبحث قابل ذکر است:
از بین بردن دشمنان اصلی اسلام ناب
مهمترین و دردآورترین مسئله ای که ملت های اسلامی و غیراسلامی کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمریکاست. دولت آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشورهای جهان برای بیشتر بلعیدن ذخایر مادی کشورهای تحت سلطه از هیچ کوششی فروگذار نمی کند.
مسلمانان از هر ملت و مذهبی که هستند باید دست به دست هم بدهند و دشمنان اصلی اسلام و قرآن را که مهمترین آنها آمریکا اسرائیل است، از بین ببرند.
چنانکه امام خمینی(ره) فرموده اند: در نهاد و سرشت آمریکا و اسرائیل کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی(ص) موج می زند.
آری قتال و مبارزه با دشمنان خدا یکی از اصول مسلم اسلام است و با این که اسلام در احکام جهاد، بالاترین اصول انسانی را مد نظر قرار داده است و سفارش به رعایت آنها کرده است، اما در عین حال تاکید می کند که وقتی در برابر معاندان و کسانی که آگاهانه علیه حق و حقیقت برخاسته اند و سرستیز با دین خدا دارند و پیمان شکسته اند، بجنگند.
«و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید؛ چرا که آنها پیمانی ندارند شاید دست بردارند.» توبه/12
جلوگیری از ضربه به اسلام به نام اسلام
مسلمانان باید همیشه هوشیار و بیدار باشند و بدانند که دشمنان ما بسیار مکار و حیله گر هستند. به نام دین خودمان ما را فریب می دهند. چنانکه در طول تاریخ اسلام از این فریبکاریها زیاد دیدیم. ..
راهکارهایی برای بازگشت به اسلام ناب
جلوگیری از معرفی ناقص اسلام
نکته دیگری که اهمیت ضرورت بازگشت به اسلام ناب را در عصر تکنولوژی دوچندان می کند، تبلیغات سوء و بدمعرفی کردن اسلام در سراسر جهان از سوی دشمنان است.
امام (ره) می فرمایند: «تبلیغ کردند که اسلام دین جامعی نیست، دین زندگی نیست، برای جامعه نظامات و قوانین ندارد، طرز حکومت و قوانین حکومتی نیاورده است. اسلام فقط احکام حیض و نفاس است. الان گذشته از عامه ی مردم، طبقه تحصیل کرده - چه دانشگاهی و چه بسیاری از محصلان روحانی - اسلام را درست نفهمیده اند و از آن تصور خطایی دارند.
اقبال نیز این درد عظیم را تشخیص داده و می گوید: « به نظر من همه ی مباحث از غلط فهمیدن و عدم درک مفهوم مذهب و دین پیدا می شود. مقصود از مذهب عمل است نه اینکه فقط خواسته های عقلی و فکری انسان برآورد.
جلوگیری از ترور و نابودی طرفداران اسلام ناب
بزرگترین فرق روحانیت و علمای متعهد با روحانی نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهانخواران بوده اند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است.
ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروج باطل و یا ثناگوی ظلم و موید آنان بوده اند. تا بحال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی را ندیده ایم که در برابر ظلم و شرک و کفر ایستاده باشند. همان گونه که یک روحانی وارسته عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیده ایم که برای یاری پابرهنگان زمین، لحظه ای آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد.

جلوگیری از تفرقه افکنی
در این زمان ما باید هوشیار باشیم چون دستهایی در کار است که نمی گذارند اسلام تحقق پیدا کند و با شیوه های مختلف و به هر طریقی که ممکن باشد این کار را انجام می دهند.
حالا اینها فقط به این فکر می کنند که بین مسلمین چگونه تفرقه بیندازند.
به همین دلیل ابرقدرتها هجوم آوردند به کشورهای اسلامی همچون افغانستان و کشتار بی رحمانه و وحشیانه در آنجا و هجوم همه جانبه اسرائیل، حمله به مسلمین فلسطین و لبنان عزیز، حمله به سوریه، حمله به عراق و لیبی و خیلی جنایتهای دیگر.
در این زمان بیشتر از همه مسلمین احتیاج به وحدت دارند و این ابرقدرتها می کوشند که بین این مسلمانان تفرقه ایجاد کنند؛ چون این بهترین راه برای شکست و از هم پاشیده شدن مسلمانان است.

شناسایی و شناساندن اسلام ناب
یکی از مهمترین وظایفی که یک مسلمان دارد، معرفی و شناساندن اسلام ناب است. چون هستند کسانی که بدرستی اسلام ناب را نمی شناسند و تصویر نادرستی از آن در ذهن دارند.
با وجود اینکه تمیز و تفکیک اسلام غیرناب و اسلام ناب محمدی(ص) کاری بس دشوار است، ولی پاک کردن اسلام غیرناب از رسالت و وظایف مهم دینداران متفکر است.
امام می فرمایند: «راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که همه ی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن شود که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های مسلمان، مرز میان اسلام غیرناب و اسلام ناب و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد؛ کاملا مشخص نشده و رو در رو وجود داشته باشد، از واجبات سیاسی بسیار مهم است... وظیفه همه علماء است که با روشن کردن این دو تفکر اسلام عزیز را از شرق و غرب نجات دهند.
اقبال می گوید: «وظیفه ای که مسلمانان این زمان در پیش دارد، بسیار سنگین است. باید بی آنکه کاملا رشته ی ارتباط خود را با گذشته قطع کند؛ از نو در کل دستگاه مسلمانی بیندیشد.
ایجاد وحدت بین مسلمانان
مسلمانان جهان چه شیعه و چه سنی در هر جایی که هستند باید با هم متحد و یکصدا باشند. برای بازگشت به اسلام ناب این مسئله نقش بسیار مهمی دارد. ملتهای اسلامی نباید گمان کنند که چون ما از همدیگر دور هستیم یعنی یک در شرق و دیگری در غرب است، پس نمی توانیم متحد شویم.
در هر جایی که باشیم قرآن ما را برادر خوانده است. قرآن عقد اخوت بین مسلمانان بسته است. چه آن کسی که در آخر نقطه عالم است و مومن و مسلمان است و چه کسی که در نقطه اول عالم است و از مشرق تا مغرب بین آنها جدایی باشد. همه باید با هم متحد باشیم و متفرق نشویم. مصالح خود را مصالح اسلام و همه ملتها بدانیم و اگر یک از خدا بی خبر به یک مملکت اسلامی حمله کرد با تمام وجود در مقابلش بایستیم.
امام(ره) می فرمایند: « ما برادری خود را به برادران اهل سنت اعلام می کنیم؛ دشمنان اسلامند که می خواهند ما را با برادرهای خودمان مختلف کنند. اگر مسلمین وحدت کلمه داشته باشند، امکان ندارد اجانب بر آنها مسلط شوند»
و در جایی دیگر امام فرمودند: «اگر مسلمانان همه با هم متحد شوند و هر کدام یک لیوان آب بر روی اسرائیل بریزند؛ اسرائیل را سیل خواهد برد.»

دفاع و فداکاری در راه اسلام و لزوم آمادگی رزمی
حفظ اسلام یک فریضه االهی است. بالاتر از تمام فرائض، یعنی هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. دفاع از اسلام و کشور اسلامی، امری است که در مواقع خطر تکلیف شرعی - الهی و ملی است و بر تمام قشرها و گروهها واجب است.
در مواقع حساسی که ملتها با دشمنان سرسخت و ابرقدرتهایی که با مداخله جنایتکارانه خود ملتها را از رشد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی باز می دارد و ذخایر ملتها را به یغما می برد، مواجه است؛ اگر غفلت شود و با قدرت و پشتکار در مقابل دشمنان بشریت خود را آماده نکنند خود را و کشور خود را به دست خود به تباهی کشانده اند.
خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علی(ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. درود خداوند و سلام امت اسلامی بر پیروان خط سرخ شهادت و رحمت بی پایان حق تعالی بر شهیدان این خط در طول تاریخ.
امام(ره) می فرمایند: «ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالفت با استکبار و پول پرستی و تحجر گرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند؛ چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند».
آمادگی رزمی همان مسئله ای است که در صدر اسلام بوده است؛ وقتی جنگ می شد، طایفه های مختلف می آمدند و به جنگ می رفتند و در اسلام این مسئله سابقه دارد. باید هر جوانی آمادگی داشته باشد و همه مردم در هر شغل و مقامی که هستند، آمادگی کامل برای مقابله با دشمن داشته باشند.
حضور و شرکت فعال در صحنه های اجتماعی
مرد و زن باید در صحنه های اجتماعی حضور فعال داشته باشند، مخصوصا در انتخابات چون سرنوشت
جامعه بسته به آن است. این یک امر سیاسی است و به همه مسلمانان مربوط می شود.
برخی مردم در مقابل این امر مهم بی تفاوتند و کاری به کار آن ندارند. همه ما در محکمه عدل الهی مسئول هستیم. مردم اگر نسبت به امور مسلمین بی تفاوت باشند، مسلمان نیستند. در این مورد در احادیث شریف اسلامی از پیامبر اکرم(ص) چنین آمده است: « مَن اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»
حتی در صحنه های اقتصادی و فرهنگی مسلمانان باید حضور فعال داشته باشند تا بتوانند از حضور اسلام غیر ناب در عرصه های مختلف جلوگیری کنند.
امام (ره) می فرمایند: اگر مملکت شما در اقتصاد نجات پیدا نکند و وابستگی اقتصادی داشته باشد، همه جور وابستگی دنبالش می آید و وابستگی سیاسی هم پیدا می کنیم؛ وابستگی نظامی هم پیدا می کنیم. برای اینکه ما چیزی نداشتیم، دستمان به طرف آمریکا دراز می شود و آمریکا همه چیز را به ما تحمیل می کند. ما وقتی می توانیم زیر بار او نرویم که قدرتمند باشیم».
فریضه حج نیز در بین فرایض الهی از ویژگیهای خاصی برخوردار است و شاید جنبه های سیاسی و اجتماعی آن بر جنبه های دیگرش غلبه داشته باشد. زیرا نمایش قدرت عظیم اسلام است. دشمن چشم و گوشش را تیز کرده است تا ببیند ما کی صحنه را خالی می کنیم تا در یک فرصت مناسب زهرش را بریزد. لذا در مقابل آن، تیزهوشی بیش از حد مسلمانان مطرح است.

نتیجه
برای دستیابی به کمال وسعادت دنیوی و اخروی باید به اسلام ناب روی آورد. همان اسلامی که پیشوایان دینی ما آن را سرلوحه امور زندگی فردی واجتماعی خویش قرار دادند. اسلام ناب را باید از اسلام غیر ناب به خوبی تشخیص دهیم و این امر میسر نیست جز با روی آوردن به تعالیم الهی معصومان(ع)

فهرست منابع
1. قرآن کریم
2. امام خمینی، ولایت فقیه، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، 1373
3. امام خمینی، صحیفه نور، تهران، انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1369
4. مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، 1370
5. اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینی(ره)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، 1386
6. حسین شفایی، حکومت مردم سالاری دینی، بی جا، بی نا، 1380
7. حکومت در اسلام(مقالات سومین و چهارمین کنفرانس اندیشه اسلامی، تهران، 1364
8. جاوید اقبال، زندگی و افکار علامه اقبال لاهوری، ترجمه دکتر شهین دخت کامران مقدم، مشهد، آستان قدس، 1372
9. محمد اقبال، احیای فکر دینی، ترجمه احمد آرام، تهران، موسسه فرهنگی منطقه ای، 1346
10. محمد تقی مصباح یزدی، نظریه سیاسی اسلام، ج2، تهران، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1371




٠٩:٤٥ - 1395/11/24    /    شماره : ٨٣٢٢١    /    تعداد نمایش : ١١٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج