| | |
قال الصادق(ع):اکل الجزع و البکاء مکروه سوي الجزع و البکاء علي الحسين (عليه‌السلام)؛ هر گريه و زاري مکروه است، مگر گريه و زاري براي حسين (عليه‌السلام).


  چاپ        ارسال به دوست

چهل حديث در اهميت اتحاد وانسجام وسازگاري ميان مسلمانان

iبسم الله الرحمن الرحيم
چهل حديث در اهميت اتحاد وانسجام وسازگاري ميان مسلمانان
دکتر محمد اسحاق ذاکری
وحدت وانسجام امت اسلامي ضرورتي است انکار ناپذير و داراي ريشه قرآني ومورد تأکيد سنت اسلامي، چنانكه توجه به اوضاع واحوال کنوني جهان اسلام، اين ضرورت را به يقين دو چندان نموده و وظيفه نخبگان علمي وسياسي جوامع اسلامي است که در راه تحقق اخوت وسازگاري ميان امت اسلامي گام هاي عملي واساسي بردارند. بر همين اساس است که رهبر معظم انقلاب اسلامي به عنوان ناخداي کشتي پر طلاطم امت اسلامي در عصر حاضر در پيام عمومي، همه جوامع اسلامي را به اتحاد وانسجام اسلامي دعوت کردند واين دعوت خير خواهانه ايشان به صورت عموم و خصوصا در ميان نخبه گان علمي کشور هاي اسلامي اين زمينه را به وجود آوردند که يکبار ديگر سنت اسلامي براساس بن مايه هاي قرآني ودستورات نبي مکرم اسلامي وائمه معصومين(ع)و با رويکرد اتحاد وبرادري ميان مسلمانان به باز خواني گرفته شود،از اين رو بعد از تبيين اهميت اتحاد وانسجام اسلامي در آيات قرآن كريم وسيره عملي پيامبر گرامي اسلام، به سيره گفتاري پيامبر بزرگ اسلام(ص) و اهل بيت عصمت وطهارت(ع) توجه شده ودر اين موضوع، احاديث كه بيانگر اهميت وضرورت اخوت واصلاح ميان مسلمانان است بازگو مي شود.
قرآن کريم، در آيات متعدد امت اسلامي را به انسجام وسازگاري فرا خوانده است و از نفاق واختلاف ميان مسلمانان برحذر داشته است،"وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا"1 در آيه ديگر فرموده اند"إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ"2 هم چنين خداوند متعال در آيات ديگر، مسلمانان را از تفرقه واختلاف ونفاق ميان شان بر حذر داشته، و براي جمعيتي که دنبال نفاق واختلاف باشند، عذاب عظيم وعده داده است" وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ".3
سيره عملي وگفتاري پيامبر بزرگ اسلام نيز گوياي اهميت انسجام واتحاد مسلمانان در نزد آن حضرت است، به گونه اي که حضرت در همان ابتداي تشکيل حکومت اسلامي در مدينه، به ساختن مسجد به عنوان محل اجتماع مسلمانان اقدام مي کنند ودر يکي ديگر از اقدام هاي مهم شان در راه تحقق اتحاد وانسجام ميان مسلمانان برنامه عقد اخوت ميان انصار ومهاجر را به اجرا گذاشته اند"اخي النبي بين اصحابه من المهاجرين والانصار اخوين اخوين"4
چهل حديث درموضوع اتحاد وانسجام امت اسلامي:
با يك نگاه كلي وبررسي مختصر در به منابع روايي معتبر، در نزد مذاهب اسلامي مي توان ادعا كرد احاديثي كه مسلمانان را به الفت و اخوت و همبستگي و همياري دعوت مي کند و يا بيان کننده حقوق برادران ديني بر يكديگر در زندگي اجتماعي است ويا به صورت کلي مسلمانان را به اتحاد وانسجام در مسائل سياسي و ديگر عرصه ها دعوت ميكند، در حد تواتر بوده وجاي هيچ گونه شك وشبه اي باقي نمي گذارد. از آن جاي كه در اين گفتار مجال بررسي تفصيلي اين موضوع نيست، به اختصار به چهل حديث از پيامبر اسلام(ص)واهل بيت گرامي آن حضرت که در زير مجموعه هاي زير قابل دسته بندي است اشاره خواهد شد.
الف:احاديثي در اهميت اتحاد وانسجام امت اسلامي وعدم تفرقه ميان مسلمانان:
1- حديث اول
يکي از احاديثي که از پيامبر گرامي اسلام(ص) و از طريق منابع روايي معتبره فريقين روايت شده است وبر اهميت وضرورت انسجام ويکپارچگي امت اسلامي دلالت ميکند، اين حديث شريف است "إن المٌسلمين امة واحدة من دون الناس"5. پيامبر گرامي اسلام در اين حديث شريف از مسلمانان، بدون در نظر گرفتن پيروان ديگر اديان الهي به عنوان يک " امت" ياد کرده است، که اين خود بيان کننده اين نکته است که مسلمانان براساس اعتقاد توحيدي وديگر اصول مشترکي که دارند بايد از اتحاد وانسجام کافي که لازمه "امت واحده"ا ست برخور دار باشند، چنانکه در آياتي از قرآن کريم نيز از مسلمانان به عنوان " امت" ياد شده است"وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ" 6 و در آيه ديگر خداوند متعال بر "توحيد کلمه" و "کلمه توحيد" تأکيد کرده اند : "إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ "7 يعني تمام مسلمانان بر اساس اعتقاد توحيدي که دارند که بايدخداي واحد را پرستش کنند و خودشان نيز بايد از اتحاد وانسجام برخور دار باشند تا" امت واحده" اي را تشکيل بدهند.
2- حديث دوم
حديث ديگري که نه تنها مسلمانان را به اتحاد وانسجام وعدم اختلاف وافتراق دعوت ميکند، بلکه راه وشيوه رسيدن به سعادت ابدي آنها را نيز تبيين مي کند، حديث "ثقلين" است،در اين حديث شريف، پيامبر گرامي اسلام(ص) نه تنها اتحاد وانسجام امت اسلامي را به اطاعت وپيروي از دستورات"قرآن کريم" و"اهل بيت عصمت وطهارت" پيوند زده است بلکه سعادت و رستگاري ابدي مسلمانان را نيز در گرو متباعت از "قرآن کريم" و" اهل بيت" دانسته اند:" اني ترکت فيکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدي، کتاب الله حبل ممدود من السماء الي الارض وعترتي اهل بيتي ولن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظرو کيف تخلفوني فيهما".8 من در ميان شما چيزي به وديعه گذاشتم که اگر بدان اخذ کنيد پس از من هرگز گمراه نخواهيد شد"قرآن" کتاب خدا را که هم چون ريسمان از آسمان تا زمين امتداد يافته است، وعترتم "اهل بيتم" اين دو هرگز از هم جدا نمي شوند تا کنار حوض کوثر به من ملحق شوند، پس بنگريد چگونه به جاي من با آنها رفتار مي کنيد.
چنانکه اين حديث شريف به عبارات مختلف و ازطريق منابع مختلف روايي نقل شده است، در عبارت ديگر و به نقل ازپيامبر گرامي اسلام(ص) چنين آمده است: " من به زودي از جانب خداوند دعوت مي شوم و اجابت خواهم کرد و من در بين شما دو" ثقل"(دوشيء گرانبها) مي گذارم کتاب خدا، وعترتم، کتاب خدا ريسماني است ممتد که بين آسمان تا زمين امتداد يافته، و عترتم اهل‌بيت من هستند، و خداوند لطيف و خبير به من خبرداده که آنها از هم جدا نخواهند شد تا هنگامي که در کنار حوض کوثر به من رسند، و بنگريد چگونه پس از من با آنها رفتار مي کنيد"9
از امتيازات که حديث ثقلين برخوردار است، نقل متواتر اين حديث در منابع معتبره فريقين است،چنانکه علامه شرف الدين در اين موضوع فرموده اند: " سنت صحيح که حکم به وجوب تمسک به ثقلين مي‌کند متواتر است و به طورمتضافر از بيست وچند نفر از اصحاب پيامبر اسلام رسيده است".10 و يا در مورد ديگر فرموده اند:" به اين مطلب گروهي از دانشمندان بزرگ اهل تسنن اعتراف کرده‌اند.حتي ابن حجر پس از نقل حديث ثقلين مي گويد:" آگاه باش که حديث لزوم تمسک به قرآن و عترت طرق فراواني دارد و از بيست و چند نفر از اصحاب پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله نقل شده است."11 سپس ابن حجر اضافه کرده است که: "طرق مبسوطي از اين حديث در شبهه يازدهم گذشت، در بعضي از آن طرق آمده است،که پيامبرصلي‌الله‌عليه‌وآله آن را در (حجة الوداع) در(عرفه) فرموده اند، در بعض ديگر آمده که در مدينه هنگام بيماري در آن موقع که اتاقش مملو از اصحاب بود، و در طريق ديگر رسيده است که در غدير خم و در مورد ديگر است که پس از بازگشت از طائف همانطور که گذشت فرموده است."12
ابن حجر کلامش را چنين ادامه داده است: " اينها منافاتي با هم ندارد زيرا مانعي ندارد که آن حضرت در تمام اين موارد و موارد ديگري نيز اين حقيقت را تکرار کرده باشد، و اين به خاطر اهميتي است که در قرآن و عترت پاک او وجود دارد."13
بنابر اين حديث"ثقلين" از نظر سندي، متواتر ودرمنابع معتبره فريقين نقل شده است، از نظر دلالتي هم حديث شريف، با صراحت وبه روشني، تمام مسلمانان را به پيروي مطلق از کتاب خدا"قرآن کريم" و"اهل بيت " دعوت کرده اند، واتحاد وانسجام امت اسلامي را در پيروي از آنها دانسته اند. نکته مهم ديگر که در بعض از نقل هاي حديث بر آن تأکيد شده است، عدم تفکيک ميان "قرآن کريم" و" اهل بيت" است، بدين معني که تمسک وپيروي از "ثقلين " آن گاه مانع ازگمراهي وضلالت است که فرد مسلمان به اين دو باهم متمسک شود، چنانکه در فرازي از حديث ثقلين طبق نقل طبراني برآن تأکيد شده است: "فلا تقدموهما ولاتقصرو عنهما فتهلکو ولاتعلموهم فانهم اعلم منکم" از آنها پيش نيافتيد که هلاک مي شويد و در مورد آنان کوتاه نيائيد (از آنها عقب نمانيد) که هلاک مي شويد، به آنها چيزي نياموزيد که از شما داناترند".14
3- حديث سوم
قال رسول الله:" فانتم (اهل البيت) اهل الله عزوجل الذين بهم تمت النعمه واجتمعت الفرقة وأتلفت الكلمه"15
پيامبر اسلام(ص) در اين حديث شريف نيز جايگاه "اهل بيت" خويش را به خوبي تبيين كرده، در عظمت آنان فرموده اند: "شما اهل بيت، اهل الله هستيد كه به بركت شما، نعمت كامل گشته وپراگندگي برطرف شده واتحاد كلمه پديد آمده است".
به يقين" اهل بيت" پيامبر گرامي اسلام، از جايگاه عظيم در ميان اسلامي برخور دار است ومسلمانان از تمام فرق ومذاهب اسلامي، احترام ومحبت خاص به اهل بيت پيامبر(ص) قائل اند، از همين رو،تمسك به" اهل بيت" وپيروي از آنها، نقش مهم در اتحاد وانسجام ميان اسلامي دارد و علماء ودانشمندان مسلمان که انگيزه تقريبي واصلاحي داشته اند همواره بر محبت و پيروي از دستورات"اهل بيت" پيامبر اسلام به عنوان يكي از راه هاي تقريب مذاهب اسلامي تأكيد كرده اند.
4- حديث چهارم
قال علي (ع): " اياكم والفرقه فان الشاذ من الناس لشيطان كما ان الشاذ من الغنم للذئب".16
از تفرقه واختلاف بپرهزيد،چرا كه هركس از اجتماع دور بيافتد طعمه شيطان مي شود ومثل گوسفند دور افتاده طعمه گرگ است.
امام علي(ع) در اين حديث شريف،با تمثيلي كه آورده اند به روشني جايگاه اتحاد وعدم تفرقه ميان مسلمانان را تبيين کرده، بيان داشته اند كه شيطان از نفاق واختلاف ميان مسلمانان بيشترين استفاده را مي برد.
به يقين عملكرد وگفتارامام علي (ع) در تاريخ سرنوشت ساز صدر اسلام در موضوع اتحاد وانسجام ميان امت اسلامي به گونه اي بوده است كه از حضرت به عنوان اولين منادي وحدت امت اسلامي نام برده شده است وسيره عملي وگفتاري آن حضرت نيز مبتني بر صيانت از اتحاد امت اسلامي بوده است، چنانكه حضرت در مورد ديگر در نامه خطاب به ابوموسي شعري مي گويد: "وليس رجل_فاعلم_احرص علي جماعة امة محمد والفتها مني، ابتغي بذالك حس الثواب و كرم‌الماب ".17 بدان هيچ كس به اندازه علي حريص به وحدت و اتحاد امت اسلامي نيست و هم‌چنين انسش نسبت به آن از من بيشتر نيست، و من در اين كار پاداش نيك و سر انجام شايسته از خدا مي طلبم. ويا در مورد ديگر،ابوسفيان بعد از جريان سقيفه خطاب به حضرت علي مي گويد: "آيا شايسته است پآيين ترين تيره هاي قريش در کسب قدرت از تو پيش بيافتند؟ به خداقسم اگر بخواهي در حمايت از شما، مدينه را پر از سواران جنگي مي کنم، دست خود را دراز کنيد تا با شما بيعت نمايم."
پاسخ امام علي از اين پيشنهاد ابوسفيان به‌خوبي روشن گر، اهميت وحدت امت اسلامي در نزد امام است، حضرت در پاسخ به ابوسفيان مي گويد: "اي ابوسفيان نه؛ توهميشه به دنبال ضربه زدن به دين اسلام هستي و من هيچ نيازي به کمک تو که پيوسته با اسلام و مسلمانان خصومت داري ندارم."18
بنابراين از بررسي گفتار وعمل كرد حضرت امام علي عليه السلا م در طول حيات شا ن بعد از پيامبر گرامي اسلام اين نكته به‌خوبي روش مي‌شود كه معيار اصلي گفتار و حركت هاي آن حضرت در مواجه با حوادت جامعه اسلامي آن روز، بر مدار حفظ وحدت امت اسلا م، و در سايه آن حفظ دين اسلام بوده است و اين مسأله، بيانگر اهميت وحدت و اتحاد در جامعه اسلامي است.
5-حديث پنجم
قال رسول الله:" ما اختلف امة بعد نبيها الا ظهر اهل باطلها علي اهل حقها" .19
هيچ امتي پس از پيامبرشان اختلاف نكردند، مگر آن كه گروه باطل بر حق گرايان چيره ومسلط شدند.
پيامبر گرامي اسلام، در اين حديث شريف، با ياد آوري سرنوشت امت هاي گذشته که باهم اختلاف کردند و در نتيجه از مسير حق منحرف شدند واهل باطل آنها سرنوشت شان را بدست گرفت، اين نکته را براي امت اسلامي تذکر داده اند که درصورت پديدار شدن اختلاف ميان آنها، حق وباطل مخدوش شده واهل باطل حاکميت پيدا خواهند نمود، چيزي که امروزه در اکثر کشور هاي اسلامي به تجربه عملي ثابت شده است.
6- حديث ششم
قال رسول الله :" لا تختلفوا فان من كان قبلكم ، اختلفوا فهلكو."20
اختلاف نكنيد ، آنان كه قبل از شما بودند ، اختلاف كردند وهلاك شدند.
در این حدیث شریف، پيامبر گرامي اسلام، با بيان تاريخ امت هاي گذشته براي عبرت آموزي،سرنوشت کساني را که با هم اختلاف داشته باشند، همانا هلاکت وفلاکت مي دانند ومسلمانان را از آن پرهيز مي دهند.
7- حديث هفتم
قال النبي(ص) :" خير المؤمنين من کان مألفه للمؤمنين ولا خير فيمن لا يألف ولا يؤلف"21
رسول گرامي اسلام در اين حديث شريف فرموده اند: بهترين اهل ايمان کسي است که محور الفت و وحدت مؤمنان باشد. کسي که انس نگيرد وبا ديگران مأنوس نشود، خيري در او نيست. پيامبر گرامي اسلام(ص) در اين حديث شريف، بر نكته تأثير گذار در زندگي اجتماعي مسلمانان اشاره كرده است، وآن عبارت است از انس والفتي كه بايد در ميان مسلمانان و در زندگي اجتماعي آنها حاكم باشند.
8- حديث هشتم
قال رسول الله(ص):" ان المسلمين يد واحدة علي من سواهم، وانه لايخرج من جماعة المسلمين الا مفارق معاند لهم، مظاهر عليهم... ".22
رسول گرامي اسلام فرمود: مسلمانان در مقابل ديگران بايد متحد ويکدست باشند، و هرآئينه کسي از جماعت مسلمين فاصله نمي گيرد مگر اينکه جداشده از آنها و دشمن آنان باشند و... در اين حديث شريف، کساني که از امت اسلامي فاصله گيرند وباعث تفرقه ميان آنان شوند، جدا شده از مسلمانان ودر زمره دشمنان آنها محسوب مي شوند.
9- حديث نهم
قال الامام باقر(ع) : " المؤمنون في تبارهم وتراحمهم وتعاطفهم کمثل الجسد اذا استکي تداعي له سائره باالسهروالحمي". مؤمنان در نيکي وشفقت ومهرباني نسبت به يکديگر مانند يک پيکرند، که اگر به عضوي ازآن آسيبي برسد، تمام اعضاء در تب وبي خوابي گرفتار آيند.
احاديثي که بدين مضمون از پيامبر اسلام وديگر پيشوايان ديني وارد شده است که مسلمانان را مانند پيکر واحد مي دانند که بايد در سختي هاي و درد ورنج ديگر اعضاء خود شريک هم باشند در متون ديني به حد تواتر است و اين خود اهميت انسجام وهمدردي ميان مسلمانان را مي رساند.
10- حديث دهم
قال النبي(ص) :" ايها الناس، عليكم با لجماعه واياكم والفرقه" 23
رسول گرامي اسلام (ص) فرمودند: اي مردم! بر شما باد كه همراه هم واجتماع داشته باشد واز تفرقه ميان خودتان اجتناب كنيد.
11- حديث يازدهم
قال رسوالله:"من فارق المسلمين قيد شبر فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه".24
رسول خدا فرمود: هرکسي به اندازه يک وجب، از مسلمين دوري اختيار کند، قيد اسلام از گردن او برداشته شده است.
ب: مجموعه احاديثي كه حقوق مسلمانان را نسبت به يكديگر بيان مي كند:
12- حديث دوازدهم
در حديث ديگر پيامبر گرامي اسلام (ص) چنين فرموده اند:" المسلم اخو المسلم لايظلمه ولايسلمه، ومن کان في حاجة اخيه کان الله في حاجته ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه کربةمن کربات يوم القيامه ومن ستر مؤمنا ستره الله يوم القيامه"25
مسلمان برادر ديني مسلمان ديگر است، به او ظلم نمي کند واو را تسليم نمي کند، هرکس دنبال برآوردن حاجت برادر ديني خود باشد، خداوند حاجت او را برآورده کند، وهرکسي گرفتاري مسلماني را حل کند ونسبت به خطاي برادر مسلمان خود چشم پوشي داشته باشد، خداوند،گرفتاري از گرفتاري هاي روز قيامت او را حل کرده ونسبت به خطا هاي او، چشم پوشي خواهد داشت.
در اين دسته از احاديث، حقوق برادران ديني وهمکاري آنها براي حل مشکل همديگر به خوبي تبيين شده است وثواب بس عظيم براي آن، که همانا برآورده شدن حاجت او در نزد خداوند است، منظور شده است.
13- حديث سيزدهم
ابن عمر از پيامبر اسلام(ص) روايت كرده است:" من اكرم اخاه فانما يكرم ربه".26
رسول خدا(ص) فرمود: هركس برادر ديني خود اكرام وتعظيم كند، هرآئينه پروردگارش را تكريم كرده است.
14- حديث چهاردهم
قال الامام علي (ع):" اجعل نفسك ميزانا بينك وبين غيرك، واحب له ما تحب لنفسك، و اكره له ما تكره لها،و احسن كما تحب ان يحسن اليك و لا تظلم كما تحب ان لا تظلم".27
امام علي فرمود: همواره نفس خود را معيار وميزان ميان خود وغير خود قرار بده وآنچه را براي او بخواه كه براي خود مي خواهي وآنچه را براي خود نمي پسندي، براي او نيز نپسند، ونيكوئي پيشه كن نسبت به او، همچنانكه دوست داري كه به تو نيكويي شود وظلم روا مدار چنان كه دوست داري كه به تو ظلم نشود.
15-حديث پانزدهم
بخاري در صحيح خود چنين روايت کرده است: قال رسول الله(ص):" اذاالتقي المسلمان بسيفهما فالقاتل والمقتول في النار ، فقلت يا رسول الله هذا القاتل فمابال المقتول، قال: انه کان حريصا علي قتل صاحبه".28
پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمودند: وقتي دو مسلمان باهم به جنگ وکشتار روي مي آروند، قاتل ومقتول هردو جايگاه شان در جهنم خواهند بود، وقتي از حضرت سؤال مي شود، مقتول چرا بايد در جهنم باشد، حضرت در جواب فرمودند: به خاطر آنکه او نيز قصد قتل طرفش را داشته است.
16- حديث شانزدهم
بخاري در صحيح خود روايت کرده است قال عبدالله بن عمر: " ان رجلا سأل رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم : اي الاسلام خير؟ قال: تطعم الطعام وتقرأ السلام علي من عرفت ومن لم تعرف".29 در اين حديث شريف پيامبر گرامي اسلام(ص) در پاسخ به سوالي که بهترين اسلام ومسلماني را سؤال مي کند فرموده اند: بهترين مسلمان کسي است که اطعام کند وسلام نمايد چه به کسي که مي شناسد وچه براي کسي که نمي شناسد.
17-حديث هفدهم
بخاري در صحيح خود روايت کرده است:"قالوا يا رسو الله اي الاسلام افضل؟ قال: من سلم المسلمون من لسانه ويده".30
رسول خدا(ص) در جواب اصحاب خود فرمود: بهترين اسلام ومسلماني اين است که ديگرمسلمانان از زبان ودست او در امان باشند.
در اين حديث شريف، پيامبر گرامي اسلام به نکته مهم بسيار مهم اشاره دارند وآن عبارت است از اينکه مسلمانان بايد هيچ گونه آزار ناروا به ديگران نرسانند ومسلمان واقعي کسي است که مردم از آزار واذيت زباني وعملي او در امان باشند.
18- حديث هجدهم
بخاري در کتاب صحيح خوداز انس روايت کرده است: قال رسول الله (ص):‌ "لايؤمن احدکم حتي يحب لاخيه ما يحب لنفسه".31
رسول خدا(ص) فرمود: هيچ يک از شما ايمان نياورده است مگر اينکه آنچه را براي خود مي خواهد، براي برادر ديني خود نيز بخواهد.
19-حديث نوزدهم:
قال الامام علي(ع): "المسلم من سلم المسلمون من لسانه ويده الا با الحق ولا يحل اذي المسلم الا بما يجب"32
امام علي (ع)فرمودند: مسلمان کسي است که مردم از زبان ودست او در امان باشند مگر به اندازه حق او، وبراي هيچ مسلماني اذيت وآزار مسلمان ديگر روا نيست مگر به مقداري که براي واجب شده واجازه داده شده است.
20- حديث بيستم
قال الامام الصادق: " المسلم اخوالمسلم، هوعينه ومرآته ودليله، لايخونه ولا يخدعه، ولا يظلمه ولايکذبه ولا يغتابه".33
امام صادق (ع) فرمودند: مسلمان برادر مسلمان است، چشم وآئينه وراهنماي اوست، به او خيانت ونيرنگ نمي کند، به اوظلم نمي کند وبه او دروغ نگفته، غيبت اورا نمي کند.
ج: مجموعه احاديث در اهميت محبت ميان مسلمانان ودوري از كذب وسوء ظن:
21- حديث بيست ويکم
در حديث نبوي ديگر چنين آمده است:"لاتدخلون الجنه حتي تؤمنو ولا تؤمنون حتي تحابو، اولا ادلكم علي شيء اذا فعلتموه تحاببتم افشو السلام بينكم ".34
در اين حديث شريف پيامبر گرامي اسلام(ص) مسلمانان را مورد خطاب قرار داده فرموده اند:"به بهشت راه پيدا نمي کنيد مگر اينکه ايمان پيدا کنيد، ودر جرگه مؤمنان داخل نمي شويد مگر اينکه همديگر را دوست داشته باشيد، آيا نمي خواهيد شما را به چيزي رهنمون کنم که اگر آن را انجام دهيد، همديگر را دوست خواهيد داشت، وآن چيز اشاعه"سلام" ميان شماست."
22- حديث بيست ودوم
قال رسول الله: " اياكم والظن فان الظن اكذب الحديث، ولاتحسسوا ولا تجسسوا ولا تنافسو ولاتحاسدوا ولا تدابروا ولا تباغضوا وكونو عبادالله اخوانا ولا يحل لمسلم ان يهجر اخاه فوق ثلاثه ايام". 35
پيامبر گرامي اسلام(ص) فرموده اند: از گمان بد پرهيز کنيد، زيرا گمان بد، کاذب ترين سخن است، تجسس وتفحص نسبت به کار هاي همديگر نداشته باشيد، هم چنين حسد وبغض نسبت به يکديگر نداشته باشيد وبه يکديگر پشت نکنيد وبرادران ديني باشيد وبراي هيچ مسلماني روا نيست که از برادر ديني خود بيش از سه روز ، دوري گزيند.
23- حديث بيست وسوم
قال رسول الله: "ان من أحبکم الي واقر بکم مني مجلسا يوم القيامه احاسنكم اخلاقا وان ابغضکم الي وابعد کم مني مجلسا يوم القيامه الثرثارون والمتشدقون"36
پيامبر گرامي اسلام(ص) فرموده اند: با محبت ترين شما نسبت به من ونزديک ترين شما از حيث جايگاه در روز قيامت نسبت به من، خوش اخلاق ترين شماست، وکسي که زياد سخن گويد ونسبت به مردم زبان درازي کند، مبغوض من ودورترين افراد نسبت به من در روز قيامت خواهد بود.
24-حديث بيست وچهارم
زبير بن عوام از رسول خدا(ص) روايت كرده است:" قال رسول الله:" ... لاتدخلوا الجنه حتي تؤمنوا ولا تؤمنوا حتي تحابوا".37
رسول خدا(ص) فرمود: به بهشت راه پيدا نمي كنيد، مگر اينكه ايمان بيارويد، ودر زمره مؤمنين داخل نمي شويد، مگر اينكه محبت و دوستي در راه خدا داشته باشيد.
25- حديث بيست وپنجم
قال رسول الله:" ود المؤمن للمؤمن في الله من اعظم شعب الايمان، الا ومن احب في الله وابغض في الله و اعطي في الله ومنع في الله فهو من اصفياء الله".38
پيامبر گرامي اسلام فرموده اند: دوست داشتن مؤمن از بزرگترين شعبه هاي ايمان است، هرآئينه کسي که دوستي کند در راه خدا ودشمني کند در راه خدا وعطا ء کند در راه خدا ودريغ کردن او در راه خدا باشد، چنين شخصي از برگزيده هاي خداوند است.
26- حديث بيست وششم
قال رسول الله:" ان الله تعالي يقول يوم القيامة: اين المتحابون بجلالي اليوم اظلهم في ظلي".39نبي مکرم اسلام (ص)‌فرموده اند: خداوند متعال در روز قيامت خطاب مي کند: کجايند "متحابون" کساني که ديگران را براي خدا دوست داشتند وديگرآن نيز آنها را دوست داشتند، قسم به جلالم ، آنها در روزي که هيچ پناهگاهي براي کسي نيست، در پناه وسايه من خواهند بود.
د:مجموعه احاديث در باب اهميت دادن به امور مسلمين واصلاح ميان آنها :
27- حديث بيست وهفتم
قال رسول الله(ص): " احب المؤمنين الي الله من نصب نفسه في طاعة الله ونصح لامة نبيه و.."40
رسول خدا فرمود: محبوب ترين افراد مؤمنين در نزد خداوند، كساني است كه خودشان را در راه اطاعت خدا و نصحيت وخير خواهي امت پيامبر خدا(ص) نصب کرده اند وگام برداشته اند...
28- حديث بيست وهشتم
قال رسوالله(ص): " من اصبح ولايهتم بامور المسلمين فليس منهم ،من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم"41.
پيامبر گرامي اسلام(ص) در اين حديث شريف فرمودند: هرکس صبح کند ، در حالي که به کارهاي مسلمانان اهميتي نمي دهد وبه فکر مسلمين نيست، او از آنان نيست. وهرکس بشنود که کسي مسلماني را به کمک فرا مي خواند ولي پاسخش را نمي دهد، مسلمان نيست.
در اين حديث شريف پيامبر گرامي اسلام، به نکته مهم وتأثير گذار در زندگي اجتماعي مسلمانان اشاره دارند که عبارت است اهميت دادن به امور واحوال مسلمين ودوري از حالت بي تفاوتي نسبت به سرنوشت برادران ديني.
29-حديث بيست ونهم
قال رسول الله(ص): "يا ابا ايوب، الاادلک علي صدقة يحبها الله ورسوله؟ قلت : بلي يا رسول الله، قال: تصلح بين الناس اذا تفاسدوا".42
رسول خدا(ص) فرمودند: اي ابا ايوب! آيا نمي خواهيد شما را به صدقه اي رهنمون کنم که مورد رضايت خدا ورسول خداست؟ گفتم: چرا؟ گفت: بعد از آنکه رابطه ميان مردم به افساد واختلاف گرائيد، به اصلاح وصلح ميان آنها بکوشيد.
30- حديث سيم:
قال رسول الله:" الدين نصيحة، قلنا: لمن؟ قال: لله ولكتابه ولرسوله ولائمة المسلمين ولعامتهم، والذي نفسي بيده لا يؤمن عبد حتي يحب لأخيه ما يحب لنفسه".43
پيامبر گرامي اسلام فرموده اند: کمال دين در نصيحت وخيرخواهي است. وقتي از حضرت سؤال مي شود،‌نصحيت براي چه کسي؟ در جواب گفته اند: نصيحت براي خدا ونسبت به دين خدا ونسبت به کتاب خدا ونسبت به رسول خدا ونسبت به حاکمان جامعه اسلامي ونسبت به عامه مردم وقسم به کسي که جان من در دست اوست، کسي صاحب ايمان نيست مگر اينکه دوست داشته باشد نسبت به برادر ديني خود، آنچه را که براي خود دوست دارد
31- حديث سي ويکم
جرير بن عبد الله مي گويد:" بايعت رسول الله(ص) علي اقام الصلاه وايتاء الزكاه والنصح لكل مسلم".44
صحابي گرامي اسلام جرير بن عبدالله فرموده اند: من با رسول خدا بيعت كردم تا اقامه نماز كرده وزكات مال خود را بدهم و نصيحت وخيرخواهي نسبت به هر مسلماني داشته باشم.
32- حديث سي ودوم
معاويه بن وهب از امام صادق(ع) روايت كرد است:" قال: يجب للمؤمن علي المؤمن النصيحة له في المشهد والمغيب".45
امام صادق(ع) فرمود: حق واجب مؤمن بر مؤمن، نصيحت وخيرخواهي نسبت به اوست، چه در حضور وچه در غيبت او.
ر:احاديثي در باب معني اسلام وايمان واحترام نفس ومال مسلمانان:
33- حديث سي وسوم
انس بن مالك قال:" قال رسول الله(ص):من صلي صلاتنا واتستقبل قبلتنا واكل ذبيحتنا، فذالك المسلم".46
رسول خدا(ص) فرمود: هركسي نماز را طبق دستور ما اقامه كند وبه سوي قبله ما بايستد واز ذبيحه ما بخورد، او مسلمان خواهد بود.
34- حديث سي وچهارم
قال رسول الله:" من شهد ان لا اله الا الله واستقبل قبلتنا وصلي صلاتنا واکل ذبيحتنا فذالک المسلم، له ما للمسلم وعليه ما علي المسلم".47
نبي مکرم اسلام فرمود: هرکس به وحدانيت خدا شهادت دهد، وبه سوي قبله ما رو کند وصلاه را اقامه کند واز ذبيحه ما اکل کند ، او از زمره مسلمانان است، براي اوست تمام حقوق فرد مسلمان وبر اوست تمام تکاليفي که يک مسلمان دارد.
35- حديث سي وپنجم
در حديثي "بخاري" در کتاب" صحيح" خود از "ابن عباس" نقل مي کند که رسول خدا(ص) در هنگام فرستادن "معاذ بن جبل" به مأموريت يمن به او چنين گفت:" انک ستأتي قوما اهل کتاب، فذا جئتهم فأد عهم الي ان يشهدو ان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله، فان اطاعوا بذالک اخبرهم ان الله قد فرض عليهم خمس صلوات في يوم وليله، فان هم اطاعو لک بذالک، اخبرهم ان الله قدقرض علهم صدقه تؤخذ من اغنيائهم فترد علي فقرائهم ، فان هم اطاعو لک بذالک،فاياک وکرائم اموالهم- الحديث"48
پيامبر گرامي اسلام فرمودند: شما به قومي از اهل كتاب مواجه مي شويد، هنگامي كه با آنها رسيديد آنها را به شهادت به وحدانيت خدا و رسالت محمدصلي‌الله‌عليه‌وآله دعوت نمائيد، اگر دعوت شما را پذيرفتند وامر شما را اطاعت كردند بر آنها خبر بدهيد كه خداوند بر اغنياء آنها صدقه اي را واجب نموده است كه بايد به فقيران و تهيدستان خودبدهند، واگر آنها در اين امر از شما اطاعت كردند، بر حذر باشيد از آسيب رساندن به مال آنها.
پيامبر گرامي اسلام در اين حديث شريف، به صراحت تاكيد دارد كه هر قومي كه شهادتين بگويد، مال آنها چه رسد به عرض و نفس شان محترم است و بايد از تعرض مصون باشند.
36- حديث سي وششم
بخاري به نقل از انس بن مالک نقل مي کند :" قال رسول الله(ص): امرت ان اقاتل الناس حتي يقولوا لا اله الا الله، فاذا قالوها وصلوا صلاتنا واستقبلوا قبلنتنا وذبحوا ذبيحتنا حرمت علينا دماؤهم واموالهم".49
پيامبر گرامي اسلام فرموده اند: من مأمورم با مردم به جهاد بپردازم با شهادت به وحدانيت خداوند دهند، وهنگامي که شهادت دادند ونماز بپاداشتن وبه سوي قبله ما روي آوردند واز ذبيحه ما استفاده کردند، مال وجان او حرمت پيدا مي کند.
37- حديث سي وهفتم
قال رسول الله (ص): " من قال: لا اله الا الله، وکفر بما يعبدون من دون الله، حرمه ماله ودمه وحسابه علي الله".50
هرکسي لا اله الاالله بگويد و از پرستش غير خدا اجتناب کند، مال وجان او در امان است وحساب او باخدا خواهد بود.
38- حديث سي هشتم
قال رسول الله:" من دعا رجلا بالکفر وقال له : عدوالله وليس کذالک ، الا حار عليه".51
رسول خدا فرمود: کسي که ديگري را با نام کافر بخواند وبه او بگويد : دشمن خدا، حال آنکه آن شخص چنين نباشد، آثار آن به خود گوينده بر مي گردد.
39- حديث سي نهم
قال رسول الله(ص): " ايهاالناس ان ربکم واحد وإن أباکم واحد کلکم لآدم وآدم من تراب "ان اکرمکم عندالله اتقيکم " وليس لعربي علي عجمي فضل الا با لتقوا".52
رسول خدا(ص) در خطبه حجة الوداع فرمودند: اي مردم پروردگار تان يکي است ،پدرتان هم يکي است. همه اي شما از آدم هستيد وآدم از خاک است" گرامي ترين شما نزد خداوند، با تقوا ترين شماست" عرب را بر عجم برتري نيست، مگر به تقواي الهي.
40- حديث چهلم
قال رسول الله (ص):" المسلم علي المسلم حرام دمه وعرضه وماله، المسلم اخو المسلم لا يظلمه ولا يخذله التقوا ههنا- اشاربيده الي القلب - وبحسب امري من الشر ان يحقر اخاه المسلم".53
پيامبر گرامي اسلام فرمودند: حق مسلمان بر مسلمان اين است كه حرام است براو، نقس وناموس ومال برادر مسلمان،مسلمان برادر مسلمان است به او ظلم نمي كند واو را مخذول نمي كند پيامبر(ص)- در حالي كه به قلب مباركش اشاره مي كرد- فرمود: تقواي الهي در نزد من است، و به حسب دستور من، تحقير برادر مسلمان، شر و ظلم است.
كتاب نامه
1- قرآن كريم.
2- نهج البلاغه.
1. ابن حجر: ‌ الصواعق المحرقة،‌ مصر: دارمکتبة القاهره،‌ دوم، 1965م.
2. ابن هشام: سيره،‌ بيروت:‌دارالاحياء التراث العربي.
3. ثقة الاسلام کليني: اصول کافي،‌ترجمه محمد باقر کوه کمره اي، اسوه، دوم،‌1372ش.
4. مقريزي، تقي الدين: ‌ النزاع والتخاصم فيما بين بني امية وبني هاشم،ترجمه:‌ ميرسيد جعفر غضبان،‌ انتشارات مرتضوي.
5. كشف الاسرار وعدة الابرار، ميبدي، تهران: اميرکبير،1364.
6. صحيح البخاري،‌ تحقيق:‌شيخ قاسم الشماعي الرفاعيي، بيروت:‌ دارالقلم، اول، 1987م.
7. صحيح مسلم،‌بشرح النووي، بيروت: مؤسسه تاريخ العربي ودار الاحياء التراث العربي، سوم، 1987م.
8. علامه مجلسي، محمد باقر: بهار الانوار، بيروت: دار الاحياء‌ التراث العربي،‌ دوم، 1983م
9. مسند الامام احمد حنبل، تحقيق: شيخ شعيب الرنووط، بيروت:‌مؤسسه الرساله، اول، 1999م.
10. سنن نسائي، بيروت: دار الكتب العلميه.
11. سنن ابي داود، بيروت:دار الفكر،بي تاريخ.
12. سنن ترمذي، بيروت: دارالکتب العلميه.
13. جامع الاحاديث الشيعه، سيد حسين طباطبائي بروجردي، قم: منشورات مهر،1367ش.
14. تحف العقول، ابن شعبه حراني، تهران: کتاب فروشي اسلاميه، 1384ق.
15. كنز العمال، متقي هندي، بيروت: مؤسسه الرساله،1989م.
16. ميزان الحكمه، ري شهري، قم: منشورات دار الحديث.
17. تحف العقول، حراني، قم: منشورات دار الكتب العلميه.
18. المعجم الكبير، طبراني، قاهره: منشورات مكتبه ابن تيميه.
19. نظرة النعيم في مكارم الاخلاق الرسول الكريم، صالح بن عبدالله وعبد الرحمن بن محمد، جده: منشورات دار الوسيله.
20. ن : المراجعات،شرف الدين موسوي، سيد عبد الحسين، تحقيق: شيخ حسين الراضي، قم: مجمع جهاني اهل‌بيت، 1422 ق.
21. غرر الحكم ودرر الكلم، امدي، بيروت: موسسه اعلمي،1407ق.
22. التاج الجامع، شيخ منصور ناصف، بيروت: دارالاحياء التراث العربي،1986م.
منابع
1 -آل عمران، آيه 103.
2 - حجرات، آيه10.
3 - آل عمران، آيه 105.
4 . علامه مجلسی, بهار الانوار, ج38,ص 336.
5 . سيرة ابن هشام، ج 2، ص 143.
6 - بقره، آيه 143.
7 . انبياء، آيه 92.
8 . به نقل از المراجعات، ص66: اين روايت را ترمذي از زيد بن ارقم نقل کرده اند واين همان حديث 874 از کتاب کنزالعمال ص44،جزء اول است.
9 - احمد حنبل، مسند؛ جز5،ص 182 و189. کنز العمال، جز اول، ص 44، حديث 873.
10 . المراجعات، ص70، نامه هشتم.
11 . همان.
12 . ابن حجر، الصواعق المحرقه،ص148.
13 . همان.
14 . ابن حجر شافعي، الصواعق المحرقه،ص 148.
15 - كافي، ج1، ص 6.
16 - غرر الحکم ودرر الکلم، للآمدي، شماره10716. ونهج البلاغه، خطبه169.
17 . سيد رضي، نهج البلاغة، نامه 78.
18 . تقی الدين المقريزی, النزاع والتخاصم فيمابين بنی امية وبنی هاشم,ص 73.
19 - كنز العمال، حديث 929.
20 - كنز العمال، حديث 894.
21 - بهار، ج71، ص13.
22 - ابن حجر،‌ الصواعق المحرقة، ص77.
23 - كنز العمال، ج1، ص206. وميزان الحكمه،ج1، ص 406.
24 -کنز العمال، ج1، ص 207.
25 - التاج الجامع، ج5، ص20. اصول کافي، ج2، ص 200.
26 - كنزالعمال، ج2،ص 154.
27 -غرر الحكم، ج1، ص 123.
28 - صحیح بخاری, ج1و2, ص 79.
29 -صحیح بخاری, ج1و2, ص 69.
30 - صحيح بخاري، ج1-2،ص68، کتاب الايمان.
31 - همان، ص 69.
32 - ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج9، ص288.
33 - الکافي، ج2، ص166.
34 - شيخ منصور علي ناصف،تاج الجامع، ج5، ص30.
35 - همان، ص 29.
36 - همان ،ص 64.
37 - سنن ترمذي، ج4، ص 74.
38 - اصول کافي، ج4، کتاب ايمان، ص 376.
39 -تاج الجامع، ج5، ص83.
40 - ميزان الحكمه، ج2، ص 219.
41 - جامع احاديث الشيعه، ج20،ص345.
42 -کشف الاسرار وعدة الابرار، ج9، ص 258.
43 - تاج الجامع، ج5، ص72.
44 - صحيح مسلم،ج1، ص 54. وصحيح بخاري، ج1-2، ص 93.
45 - كافي، ج2، ص 208، ح 2.
46 - سنن نسائي، ج 8، ص 1.5.
47 -سنن نسائي، ج8، ص 105.و صحيح بخاري، ج1، ص 109، كتاب الصلاه.
48 .صحيح بخاري، ج2، ص 157 باب زكات. وصحيح مسلم، ج1، ص 150.
49 - صحيح بخاري، ج1، ص 109.
50 - صحيح مسلم، ج1، ص 40.
51 -نظره النعيم، ج11،ص 5504.
52 - تحف العقول، ص4.
53 -المعجم الكبير، ج22، ص 74.
i
3


١٠:٥١ - 1395/08/15    /    شماره : ٧٩١٦١    /    تعداد نمایش : ٢٧٣


نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1395/08/15 12:23
0
0
مقاله مفید و جالبی است؛ شرایط امروز جامعه اسلامی و کشور ما همانند خط اول جبهه نبرد در مقابل افراط گرایی و اختلاف بین المذاهب است. امیدوارم اهل اندیشه و قلم بالنده تر و پر رنگ تر از هر زمانی در صحنه حضور داشته باشند.
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج