| | |
قال الصادق(ع):المَسجونُ مَن سَجَنَتهُ دُنياهُ عَن آخِرَتِهِ؛ زندانى [واقعى] كسى است كه دنيايش او را از آخرتش باز داشته باشد.


  چاپ        ارسال به دوست

روش تربیتی تکریم شخصیت از دیدگاه قرآن

غلامعلی نجفی
اشاره
کرامت در لغت به معني بزرگواري و بخشش و ارزشمندي؛ شخصیت نیز به معنی خلق و خوی و رفتار مخصوص هرکس، مي­باشد و به همين ترتيب شخص کريم انساني است بزرگوار، با شخصيت و داراي ويژگي­ها و ارزش­هاي اخلاقي. اما تکريم شخصيت انسان­ها، یعنی احترام، بزرگداشت و حفظ آبروی افراد و اشخاص، در تعاملات و رفتارهای اجتماعی. در تکریم شخصیت گاه تکریم، ارزشمندی و شناخت افراد نسبت به خویش مدنظر است و گاهی تکریم و احترام دیگران؛ آنچه این مقاله بدان می­پردازد، تکریم و بهاء دادن به اشخاص و افراد دیگر می­باشد که از دیدگاه قرآن شریف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
اهمیت تکریم شخصیت
یکی از مهم‌ترین روش‌هایی که قرآن برای تربیت و هدایت انسان‌ها در پیش می‌گیرد تکریم شخصیت آن‌ها است، و خداوند منان این روش تربیتی را به انبیای عظام نیز تعلیم می­دهد که با مردم گفتار حسن و نیکو داشته باشند ؛ حتی نسبت به دشمنان نیز برخورد لیّن و نرم را رعایت کنند؛ زیرا کرامت و شرافت انسان مهم و محترم است. و در آیات قرآن می‌فرماید که ما بنی آدم را کرامت دادیم و او را بر سایر موجودات عالم برتری بخشیدم. حضرت رسول(ص) وقتی به بعثت برانگیخته شدند بر مبنای تکریم شخصیت انسانی رسالت خود را آغاز کردند و در جامعه جاهلی آن روز که برای انسان‌ها ارزشی قائل نبودند به انسان‌ها کرامت بخشیدند و بحث از برابری همه انسان‌ها اعم از سفید و سیاه، عرب و عجم و زن و مرد به میان آوردند و فرمودند همه انسان‌ها از این حیث که انسان هستند با هم برابرند. حضرت علی(ع) هم پس از رحلت رسول خدا(ص) همین رویه را در پیش گرفتند و با هم به شکل برابر رفتار می‌کردند به گونه‌ای که هر وقت با غلام خود قنبر به خارج از خانه می‌رفتند هیچ‌کس نمی‌فهمید که قنبر غلام حضرت است یا برادر و عضو خانواده ایشان. در جنگ‌هایی که میان مسلمان و غیر مسلمانان رخداد داد و به فتح اندلس و سایر بلاد شد آنچه نظر همگان را به اسلام جلب کرد همین رفتار عادلانه و تکریم شخصیت بزرگان اسلام بود که موجب شد مردم غیر مسلمان، با آغوش باز اسلام را بپذیرند.
انواع تکریم شخصیت
قرآن کريم به عنوان آخرين کتاب الهي، طبيعتاً جامع معارف، هادی و راهنمای انسان به سعادت حقيقي مي­باشد؛ در واقع حکمت نزول قرآن کريم نيز بر اساس اصلاح و تربيت جوامع بشري و رفع نابساماني­ها و ناهنجاري­هاي رفتاري آنها بوده است. تکریم شخصيت انسان از جمله اموري است که قرآن شريف توجه و عنايت تمام به آن مبذول داشته و در آيات گوناگون و متعددي انواع تکریم شخصیت را مطرح نموده است که ذیلا به آن‌ها اشاره می‌شود:
الف. تکریم عامه
منظور از تکریم عامه، تکریم توده مردم است که قرآن کریم تعابیر عام و خطاب عام در مورد آنان به کار برده است؛ بدون قید اسلام و ایمان و.. از قبیل: یا بنی آدم، یا ایها الناس، يَاقوم و یا ایها الانسان
خداوند حکيم در مورد فضيلت و کرامت و بزرگي شأن نوع بشر فرموده است: « ولقد کرّمنا بني آدم و حملناهم في البرّ و البحر و رزقناهم من الطّيبات و فضّلناهم علي کثير ممّن خلقنا تفضيلا». ما فرزندان آدمی را گرامی داشتیم و آن­ها را در خشکی و دریا بر مرکب­های راهوار سوار کردیم و از انواع غذاهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری بخشیدیم. خالق هستي به حکم آیه شريفه، انسان را موجودي کريم و محترم آفريده است. پيام آيه نیز اشعار دارد که انسان­ها، در برخورد­ها و روابط­شان با يکديگر شخصيت و حرمت ديگران را حفظ نموده و همدیگر را مورد تحقير و اهانت قرار ندهند. زیرا بنی آدم، اشرف و افضل مخلوقات است و باید حریم هم­دیگرا در تعاملات اجتماعی حفظ کنند.
و در جای دیگری قرآن، خداوند متعال ضمن طرح مسائل گوناگون، رفتارشايسته مردم با يکديگر را نيز مورد توجه قرار داده و مي­فرمايد: « ... و قولوا للناس حُسناً...» . آري گفتار انسان­ها با يکديگر بايد محترمانه و با رعايت شخصيت افراد باشد و موجب رنجش و دل آزردگي آنان نشود.
همچنین در مسایل قضایی نیز قرآن کریم خطاب عام دارد که می­فرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ؛ خدا آمر به عدالت و آمر به احسان است؛ اولین آمر خداوند متعال و سپس پیامبر(ص) و بعد ائمه(ع) می­باشند. بین عموم مردم از مسلمان و غیر مسلمان فرقی نگذاشته­اند. و نیز نسبت به رد امانت و احقاق حق میفرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُكُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهلِها وَإِذا حَكَمتُم بَينَ النّاسِ أَن تَحكُموا بِالعَدلِ ..ا خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت­ها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید!..
از این قبیل عمومات و خطابات در کلام الهی فروان است که از باب نمونه به تعداد از آنها اشاره شد. در یک نتیجه­گیری کلی از این آیات کریمه، می­توان گفت تکریم شخصیت مخاطب مدنظر است و لو اینکه مسلمان نباشند. بلکه همین­که انسان هستند کرامت همه باید رعایت و حفظ شود. بنابراین، قرآن کریم در راستای تربیت انسان­ها، این شیوه را به کار برده و مقام مطلق انسان را در آیات گوناگون ستوده است.
ب. تکریم مومنین
یا ایها الذین آمنوا، این تعبیر در قرآن کریم زیاد استعمال شده است و در مناسبت­های گوناگون و شرایط مختلف مومنین را مورد لطف و مهربانی قرارا داده است. خطاب یا ایها الذین آمنوا، غیر از آیاتی است که گروه مومنان را با تعبیرات دیگر مورد خطاب خود قرار داده و با آنها به گونه مستقیم و رو در رو سخن گفته و پیام­های خود را بی واسطه با آنان در میان گذاشته است. ‏ این روش تخاطب و تکریم از سوی خداوند، برای مومنانی که به عظمت بی انتهای پروردگار و خالق خود به درستی آگاهند به قدری موثر است که تلخ‏ترین دستور العمل در کامشان، شیرین و سخترین تکالیف، در نظر آنان آسان می‏نماید.
تصور کنید در جمعی قرار گرفته‏اید و بزرگی سخن می‏گوید، ناگهان آن شخص در بین سخنرانی خود، از بین جمع، شما را به اسم و یا عنوان صدا کند، آن گاه دستور و یا مطلبی را به طور خاص با شما در میان بگذارد؛ این رفتار، نیرویی در وجودتان پدید می‏آورد که به راحتی و با اشتیاق در پی انجام دادن آن مطلب خواهید بود. این مثال گر چه با مورد سخن، که خطاب­های الهی به خصوص مومنین است قابل قیاس نبوده و فاصله‏ای تا بی نهایت دارد، ولی برای آشنایی ذهن به حقیقت آن مفید است و این یک درسی است، قرآنی که باید مربیان و متولیان امور تربیت و تعلیم از قرآن بگیرند. در سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع) از این نمونه­ها زیاد داریم.
سیره عملی پیامبراسلام (ص) گویای توجه و احترام به شخصیت مردم است. در زمان آن حضرت هرکس بر او وارد می­شد، مورد تکریم قرار می­گرفت که این خود یکی از عوامل بسیار مؤثر در گرایش مردم به دین مبین اسلام بوده است. ایشان در راستای کار و تلاش، کارگران و تولید کنندگان را تکریم و تمجید می­نمودند.
انس بن مالک می­گوید: هنگامی که پیامبر(ص) از جنگ تبوک بر می­گشت، سعد انصاری - یکی از کارگران مدینه - به استقبال آن حضرت آمد. هنگامی که رسول خدا(ص) با او دست داد، دست­های زبر و خشن مرد انصاری پیامبر(ص) را تحت تأثیر قرار داد، بنابراین از او پرسید: چرا دست­های تو این قدر زبر و خشن است؟!
عرضه داشت: یا رسول اللّه! این خشونت و زبری دستان من بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله آن زحمت می­کشم و مخارج خود و خانواده ام را تأمین می­نمایم. پیامبراکرم(ص) دست او را بوسید و فرمود: این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد. خداوند تعالي در قرآن کريم، با عنايت به همين مسئله پيامبر خويش را به وصف رحمة للعالمين معرفي کرده. و در باره آن حضرت می­فرماید: وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنهْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فىِ الْأَمْر...؛ اگر تندخو و سخت‏دل مى‏بودى از گرد تو پراكنده مى‏شدند. پس بر آنها ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه و در كارها با ايشان مشورت كن...
ج. تکریم والدین
یکی از خطاب­های مخصوص قرآنی، در زمینه­ی تکریم و احترام به والدین است. « ...قُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا، وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّل مِنَ الرَّحْمَة...»؛ سخن از توحيد و بلافاصله پس از آن امر به تواضع و احسان و تجليل و تکریم از والدين و کمک به آنها در امور زندگي و نهي از رنجش و آزار آنان، حتي با کوچک­ترين کلام نا مناسب است. بلکه بايد با نرمي و کلامي نيکو و مؤدبانه با آنان سخن گويد؛ و اين کمترين خدمتي است که فرزند مي­تواند در حق پدر و مادري که او را از کودکي تربيت و رشد داده اند و به بلوغ رسانده­اند انجام دهد.
در ذکر اوصاف حضرت يحيي (ع) که يکي از آنها نيکويي و تعزيز والدين خود مي­باشد، قرآن کریم می­فرماید: وَ حَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَ زَكَوةً وَ كاَنَ تَقِيًّا؛ وَ بَرَّا بِوَالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا؛ و به او شفقت كرديم و پاكيزه‏اش ساختيم و او پرهيزگار بود. به پدر و مادر نيكى مى‏كرد و جبار و گردنكش نبود. و نیز در مورد حضرت عیسی (ع) می­فرماید: وَ بَرَّا بِوَالِدَتىِ وَ لَمْ يجْعَلْنىِ جَبَّارًا شَقِيًّا؛ و نيز نيكى كردن به مادرم. و مرا جبار و شقى نساخته است.
همچنین قرآن کريم به اين مسئله توجه نموده و تمام انسانیت را مخاطب قرار داده مي فرمايد: وَ وَصَّيْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلىَ‏ وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فىِ عامَینِ أَنِ اشْكُرْ لىِ وَ لِوَالِدَيْكَ إلَیَّ الْمَصِير؛ اين آيه به مشقت­هاي مادر هنگام بارداري و پس از آن اشاره کرده و آن را جداگانه ذکر مي­کند، تا انسان را به ياد گذشته خويش بيندازد و از اين طريق بيشتر قدردان زحمت­ها و رنج­هاي مادرش باشد. درادامه آيه شريفه نيز مجدداً به تشکر و قدرشناسي از والدين پس از شکر گذاري از خداي تعالي توصيه و بر آن تأکيد مي­نمايد.
با توجه به آیات فوق، به این نتیجه می رسیم که احترام و تکریم شخصیّت والدین خصوصاً مادر، از اصولی است که در فرایند زندگی و تربیت اسلامی باید رعایت شود، زیرا قرآن دستور داده و نیز انسان نیازمند این است که دیگران برایش قدر و منزلتی قایل باشند و خودش را با قدر و قیمت ببیند.
د. تکریم همسر
یکی دیگر از موارد تکریم شخصیت، تکریم شخصیت همسر می­باشد قرآن کریم میفرماید: وَ عَاشرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ...؛ آيه با تعبير زيبا و پر محتواي « وعاشروهنّ بالمعروف» فرمان به رفتار پسنديده و شايسته با زنان و رعايت حقوق آنها مي­کند. در مودر مهریه همسر می­فرماید: وآتوا النساء صدقاتهنّ نحلة؛ و مهر زنان را در كمال رضايت به آنها بپردازيد. مهر، هديه­اى است از طرف مرد به زن و تأثير بسزايى در احياى شخصيت زن و بقاى پيوند زوجيت دارد؛ امر به پرداخت آن، جهت تکریم شخصیت همسر می­باشد. در سیره معصومین داریم که مهریه­های همسران خود را میدادند و نسبت به آنان مهربان بودند. در حدیث از پیامبر (ص) داریم که میفرماید: خیرکم خیرکم لأهله و انا خیرکم لأهلی. بهترین شما کسی است که بهترین شما در رابطه با خانواده‌اش باشد و من بهترین شما نسبت با خانواده‌ام هستم. همچنین در مورد حقوق و تعاملات اجتماعی بین زن و مرد در خانواده می­فرماید: و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف؛ و زنان را بر شوهران حق مشروعى است، چنانچه شوهران را بر زنان. معناى اين آيه از طريق در نظر گرفتن خانواده اسلامى روشن مى­گردد؛ بدين گونه كه مسئوليت زن حضانت و تربيت كودكان است و اين كار آسانى نيست و جز مادرى كه قلبش به آهنگ عطوفت و مهربانى مى­زند نمى­تواند عهده دار آن گردد. در برابر اين کار و خدمت زن، مرد نيز حقوقى بر عهده دارد كه در برآوردن نيازهاى ضرورى زندگى و آنچه مربوط به كمال زن است از آن ناگزير است.
نتیجه گیری
از دیدگاه اسلام و قرآن، هر انساني محترم و داراي شخصيت و کرامت مي­باشد. اين تکريم و بزرگداشت از دو زاويه قابل نگاه و بررسي است؛ يکي از جانب خود شخص مي­باشد؛ به اين معني که با شناخت مقام «خليفه الهي» خويش و اينکه اشرف مخلوقات است، قدر و منزلت خود را بداند و اين گوهر گرانمايه را براي خود حفظ نمايد. دیگر اینکه در جامعه اسلامي انسان­ها، موظف به تکريم و تجليل ديگران هستند و نبايد از آن کوتاهي و غفلت کنند. قرآن کريم در مورد بُعد دوم، يعني برخوردهاي کريمانه و تکريم شخصيت انسان­ها، سفارش­ها و دستورالعمل­هايي عام و خاص، راجع به اين موضوع به انبیای عظام، امت اسلامی و مومنین داد است. زیرا انسان­ها نیازمند تکریم­اند و در برخورد با قدردانی دیگران، این احساس را به دست می­ آورند که دارای ارزش هستند. در نتیجه، احساس شخصیّت و عزّتمندی برای انسان، او را در برابر طوفان شهوات و تمایلات نفسانی، دریای متلاطم زندگی، رفتارها و تعاملات اجتماعی و...، بیمه نموده و خود را سالم نگه داشته و به مقصد عالی رهنمون می­کند. و اگر در درون احساس بی شخصیتی کرد، مستعد گرایش به انحرافات و کج رفتاری­های اجتماعی می­شود. لذا یکی از دستور قرآن کریم برای هدایت و سعادت جامعه بشری، بویژه مسلمین و مومنین، احترام گذاشتن و تکریم شخصیت دیگران است. این روش تربیتی برای افراد بسیار موثر و کارساز می­باشد.
پی­نوشت­ها


١٠:٤٨ - 1395/06/10    /    شماره : ٧٧٦٥٣    /    تعداد نمایش : ٢٩٧


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج