| | |
قال الصادق(ع):اکل الجزع و البکاء مکروه سوي الجزع و البکاء علي الحسين (عليه‌السلام)؛ هر گريه و زاري مکروه است، مگر گريه و زاري براي حسين (عليه‌السلام).


  چاپ        ارسال به دوست

سیره ی ائمه اطهار(ع) در زنده نگهداشتن نهضت حسینی

سعید طالقانی
مقدمه:
قرآن مجيد بر لزوم زنده نگه داشتن ياد پيامبران الهى و شخصيّت‏هاى برجسته تاريخ و بازگويى سرگذشت عبرت‏انگيز و درس‏آموز آنان، درآیات متعدد تأكيد می فرمايد1.
در واقع عزاداری و بیان فضائل اهل بیت(ع) مصداقي از تكريم پيامبر است؛ چنان که فرموده: « وَ رَفَعنا لَکَ ذِکرک2». توجه دلها به اهل بیت(ع) نمونه ای از دعای حضرت ابراهیم است که از خداوند خواست، دلهای مردم رابه سوی خاندانش سوق دهد. (فاجعل افئدة الناس تهوی الیهم3) عشق به اهل بیت(ع) پیامبر(ص) اسلام مصداق روشن وعده ای الهی به مؤمنین است (اِنَّ الَّذَین آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجعَلُ لَهُمُ الرَّحمَنُ وُدًّا) مسلماً کسانی که ایمان آورده وکار های شایسته انجام داده اند، خداوند محبتی برای آنان [در دلها] قرار می دهد!4.
از اين رو مى‏بينيم ائمه اطهار(ع) در زنده نگهداشتن ياد و نام شهيدان كربلا ـ به عنوان كامل‏ترين الگوهاى فداكاري و ايثار در راه نجات امّت اسلامی ـ به خصوص سالار شهيدان اباعبداللَّه الحسين عليه السلام- در مناسبت‏هاى مختلف سعى و تلاش فراوانى نمودند و هيچ فرصتى را در زنده نگهداشتن ياد ايشان فروگذار نكردند. بى ترديد، احياى نام و ياد اين مردان بزرگ؛ الهام بخش بوده و به زندگى انسان‏ها جهت مى‏دهد، روح فداكارى و ايثار را زنده كرده و آدمى را در برابر مشكلات و حوادث؛ مقاوم و استوار مى‏سازد. ذكر یاد اين صالحان و طرح فضايل اخلاقى و ياد از حماسه و رشادت هاي آنان، باعث مى‏شود كه هر قوم و ملّتى- به خصوص مسلمانان- از آن ها الگو گرفته و به آن ها تأسّى و اقتدا كنند. دراین مقاله سیره و نقش ائمه اطهار(ع) در زنده نگه داشتن نهضت حسینی تبین و مورد بررسی قرار گرفته است.

شیوه‌های ائمه(ع) در زنده نگه داشتن نهضت حسینی
هر كدام از ائمه اطهار(ع)، ياد امام حسين(ع) و نهضت عاشورا را زنده نگهداشته و براي احياي نام و ياد آن بزرگواران، از شيوه‏هاى كه در ادامه اشاره مي گردد، استفاده فرموده اند:
1) ائمه(ع) و برگزاری مجالس سوگوارى‏
اساساً سوگوارى در مرگ اشخاص يك نوع تعظيم و احترام به آنان و رعايت موقعيّت و شخصيّت‏شان محسوب مى‏شود، در این باره پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد:
«مَيِّتٌ لابَواكِيَ عَلَيْهِ، لا إِعْزازَ لَهُ؛ مرده‏اى كه گريه كننده‏اى نداشته باشد عزّتى ندارد!5».
بنا براین سوگوارى در مرگ مردان الهى، از مصاديق بارز تعظيم شعائر الهى بوده و تجليل از عقيده، راه و رسم، مجاهدت و تلاش آنان محسوب مى‏شود. از اين رو، رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام بازگشت از جنگ احد وقتى كه مشاهده كرد خانواده‏هاى شهداى قبيله «بنى اشهل» و «بنى ظفر» براى شهيدان خود گريه مى‏كنند، ولى عموى بزرگوارش حضرت حمزه گريه كننده‏اى ندارد، فرمود:
«لكِنَّ حَمْزَة لابَواكِيَ لَهُ الْيَوْمَ؛ امّا امروز حمزه، گريه كننده‏اى ندارد!6 ».
زنان انصار با شنيدن اين سخن در خانه حضرت حمزه اجتماع كرده و به سوگوارى پرداختند و بدين وسيله شخصيّت عظيم حضرت حمزه مورد تجليل و تکریم قرار گرفت7.
بنابراین تشكيل مجالس سوگوارى و محافل عزادارى براى ابى عبداللّه الحسين(ع) از مصادیق تعظیم شعائر الهی و یکی از شيوه‏هاى زنده نگه داشتن قیام حسینی است که ائمّه اطهار(ع) با تأكيد بر برگزارى مراسم عزادارى حسينى و گشودن اين باب، و تشويق مردم به شركت در اين محافل در واقع همه را به تحصيل و تربيت در دانشگاه حسينى و تعظیم شعائر الهی دعوت كردند و برنامه‌های حماسی شهیدان کربلا را «محورى» براى وحدت مردم قرار دادند. به اعتراف دوست و دشمن، مجالس عزاى امام حسين(علیه‌السلام) عامل فوق‌العاده نيرومند براى بيدارى مردم است و راه و رسمى است كه امام حسین(ع) آن را به پيروان خود آموخته تا ضامن تداوم و بقاى اسلام باشد.
اهمّيّت برپايى اين مجالس و رمز تأكيد ائمّه اطهار(ع) بر حفظ آن، آنگاه روشن‏تر مى‏شود كه ملاحظه كنيم شيعيان در عصر صدور اين روايات به شدّت در انزوا، به سر مى‏بردند و تحت فشارهاى گوناگون حكومت امويان و عبّاسيان چنان گرفتار بودند كه قدرت بر انجام کوچک‌ترین فعّاليّت و حركت سياسى و اجتماعی نداشتند و چيزى نمانده بود كه به كلّى منقرض شوند ولى مجالس عزاى امام حسين(علیه‌السلام) آنان را نجات داد و در پناه آن، تشكّل و انسجام تازه‏اى يافتند و به صورت قدرتى چشمگير، در جامعه‏ی اسلامى ظاهر شده و باقى ماندند.
به همين دليل، برپايى اين مجالس در روايات به عنوان «احياى امر اهل‏بيت علیهم‌السلام» تعبير شده است. امام صادق(علیه‌السلام) در مورد اين گونه مجالس فرمودند:
«إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ أُحِبُّها فَأَحْيُوا أمْرَنا؛ اين گونه مجالس [شما] را دوست دارم، از اين طريق مكتب ما را زنده بداريد!8».
عزاداری در محضر امام سجاد(ع)
هنگامى كه بر اثر خطابه‏ها و افشاگرى‏هاى امام سجّاد(علیه‌السلام) و حضرت زينب(عليها السلام) يزيد به خاندان هاشمى اجازه داد در دمشق عزادارى كنند، زنان هاشمى و قریشى لباس سياه بر تن پوشيدند و به مدّت هفت روز براى امام حسين(علیه‌السلام) و شهداى كربلا عزادارى كردند9.
امام باقر(ع) و مجالس عزای حسین(ع)
علقمه حضرمى نقل مى‏كند كه امام باقر(علیه‌السلام) در روز عاشورا براى امام حسين(علیه‌السلام) در خانه‏اش اقامه عزا مى‏كرد.
«ثُمَّ لَيَنْدِبُ الْحُسينَ(علیه‌السلام) وَ يَبْكِيهِ وَ يَأْمُرُ مَنْ فِي دارِهِ مِمَّنَ لا يَتَّقِيهِ بِالْبُكاءِ عَلَيْهِ ... وَلْيَعُزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصابِهِمْ بِالْحُسَيْنِ(علیه‌السلام)؛ امام باقر(ع) بر امام حسين(ع) مى‏گريست و به افرادى كه در خانه بودند و از آنان تقيّه نمى‏كرد، مى‏فرمود: بر آن حضرت سوگوارى كنند ... و به آنان مى‏فرمود در مصيبت حسين(علیه‌السلام) به يكديگر تسليت بگويند10».
امام صادق(ع) و مجالس سوگواری
طبق گزارش تاریخی، گاه برخى از شعراى اهل بيت(ع) وقتی به‏ محضر امام صادق(علیه‌السلام) مى‏رسيدند، آن حضرت از آنان مى‏خواست در رثاى حسين بن على(علیه‌السلام) اشعارى بخوانند و گاه خود شاعران از امام(علیه‌السلام) اجازه مى‏گرفتند تا اشعارى در رثاى سيدالشهداء(علیه‌السلام) بخوانند. در پاره‏اى از موارد امام(علیه‌السلام) به خانواده خويش مى‏فرمود: پشت پرده بنشينند و آن اشعار را بشنوند و در واقع، محفلى از دوستان خالص اهل‏بيت علیهم‌السلام براى عزاى سالار شهيدان بر پا مى‏شد.
عبداللّه بن غالب مى‏گويد: به محضر امام صادق(علیه‌السلام) شرفياب شدم و در حضور آن حضرت مرثيه‏اى در باره امام حسين(علیه‌السلام) خواندم. هنگامى كه به يك بيت حسّاس از آن مرثيه رسيدم، صداى زنى را از پشت پرده شنيدم كه با گريه فرياد زد: «يا ابتاه؛ پدر جان11!».
امام رضا(ع) و مجالس سوگواری
از دِعبل خُزاعى (شاعر معروف اهل بيت(غ)) نقل شده است كه من در ايّام شهادت امام حسين(علیه‌السلام) به محضر امام رضا(علیه‌السلام) شرفياب شدم. ديدم آن حضرت محزون و اندوهگین نشسته و يارانش نيز گرد آن حضرت نشسته‏اند. هنگامى كه مرا ديد فرمود: «خوش آمدى اى دعبل! آفرين بر كسى كه با دست و زبانش ما را يارى مى‏كند!».
سپس در كنار خويش براى من جا باز كرد و مرا كنارش نشاند. آنگاه به من فرمود: اى دعبل! دوست دارم امروز براى ما مرثيه بخوانى؛ چرا که اين ايّام روزهاى اندوه ما اهل بيت علیهم‌السلام و ايّام شادمانى دشمنان ما (به ويژه بنى‏اميّه) است. سپس امام(علیه‌السلام) ‏ مطالبى را در پاداش گريه كردن و گرياندن در مصيبت اهل‏بيت علیهم‌السلام به خصوص مصائب امام حسين(علیه‌السلام) بيان كرد.
آنگاه امام رضا(علیه‌السلام) برخاست و پرده‏اى ميان ما و حرمسراى خويش زد و خانواده‏اش را پشت پرده نشاند، تا آنان نيز براى مصيبت جدّشان امام حسين(علیه‌السلام) گريه كنند. «1» سپس به دعبل فرمود اشعار خود را بخوان و وى نيز مرثيه‏اى را در ماتم امام حسين(علیه‌السلام) و اهل بيتش خواند كه قسمتى از آن چنين است:
أَفاطِمُ لَوْ خِلْتِ الْحُسَيْنَ مُجَدَّلًا وَ قَدْ ماتَ عَطْشاناً بِشَطِّ فُراتِ‏
إِذاً لَلَطَمْتِ الْخَدَّ فاطِمُ عِنْدَهُ وَ أَجْرَيْتِ دَمْعَ الْعَيْنِ فِي الْوَجَناتِ‏
فَاطِمُ قُومِي يَا ابْنَةَ الْخَيْرِ وَ انْدُبِي نُجُومَ سَماواتٍ بِأَرْضِ فَلاتِ‏
بَناتُ زِيادٍ فِي الْقُصُورِ مَصُونَةْ وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ مُنْهَتِكاتِ‏
وَ آلُ زِيادٍ فِي الْحُصُونِ مَنِيعةٌ وَ آلُ رَسُولِ اللَّهِ فِي الْفَلَواتِ‏
سَأَبْكِيهِمْ ما ذَرَّ فِي الْأَرْضِ شارِقُ وَ نادى مُنادِى الْخَيْرِ لِلصَّلَواتِ‏
وَ مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ حانَ غُرُوبُها وَ بِاللَّيْلِ أَبْكيهِمْ وَ بِالْغَدَواتِ‏
«اى فاطمه! اگر پيكر به خاك و خون غلطيده حسين(ع) را كه تشنه كام كنار شطّ فرات به شهادت رسيده به خاطر آورى در آن هنگام اى فاطمه كنار آن پيكر، به چهره‏ات طپانچه مى‏زنى و اشك چشمانت را بر رخسارت سرازير مى‏سازى اى فاطمه‏! اى دختر بهترينِ مردم، برخيز! و بر ستارگان آسمان‏ها در آن صحراى خشك ناله بزن (چرا گريان نباشم وقتى كه به خاطر آورم) دختران زياد در قصرهاى خويش درامانند؛ ولى حريم خاندان رسول خدا دريده شده است. در حالى كه آل زياد در دژهاى محكمى آسوده‏اند؛ فرزندان رسول خدا در صحراهاى خشك و سوزان سرگردانند. آرى! تا آن زمان كه خورشيد در عالم پرتو افشانى مى‏كند و نداى مؤذّنى براى نماز بلند است و مادامی كه خورشيد طلوع و غروب مى‏كند و به هنگام شبانگاهان و صبح گاهان بر آنان مى‏گريم12».
2) يادآورى مصائب امام حسین(ع)
در حديثى مى‏خوانيم امام صادق(علیه‌السلام) به داوود رقّى فرمود: «إِنِّي ما شَرِبْتُ ماءً بارِداً إِلَّا وَ ذَكَرْتُ الْحُسَينَ(علیه‌السلام)؛ من هرگز آب سرد ننوشيدم مگر اين كه به ياد امام حسين(علیه‌السلام) افتادم13».
در روايتى ديگر مى‏خوانيم وقتى كه منصور دوانيقى درِ خانه امام صادق(علیه‌السلام) را آتش زد، آن حضرت در منزل حضور داشت و آتش را خاموش كرده و دختران و بانوان وحشت زده‏اش را آرام نمود. فرداى آن روز تعدادى از شيعيان براى احوال‌پرسی خدمت امام(علیه‌السلام) شرفياب شدند. امام(علیه‌السلام) را گريان و اندوهگين يافتند، پرسيدند: اين همه اندوه و گريه از چيست؟ آيا به دليل گستاخى و بى حرمتى آنان نسبت به شما است؟ امام(علیه‌السلام) پاسخ داد:
«لا، وَ لكِنْ لَمَّا أَخَذَتِ النَّارُ ما فِي الدِّهْلِيزِ نَظَرْتُ إِلى‏ نِسائِى وَ بَناتِى يَتَراكَضْنَ فِي صَحْنِ الدَّارِ مِنْ حُجْرَةٍ إِلَى‏ حُجْرَةٍ وَ مِنْ مَكانٍ إِلى‏ مَكانٍ هذا وَ أَنَا مَعَهُنَّ فِي الدَّارِ فَتَذَكَّرْتُ فِرارَ عِيالِ جَدِّىَ الْحُسَيْنِ(علیه‌السلام) يَوْمَ عاشُورا مِنْ خَيْمَةٍ إلى‏ خَيْمَةٍ وَ مِنْ خِباءٍ إلى‏ خِباءٍ؛ امام فرمود: هرگز براى اين گريه نمى‏كنم، بلكه گريه من براى اين است كه وقتى آتش زبانه كشيد، ديدم بانوان و دختران من از اين اطاق به آن اطاق و از اين جا به آن جا پناه مى‏برند با اين‏كه [تنها نبودند و] من نزدشان حضور داشتم، با ديدن اين صحنه به ياد بانوان جدّم حسين(علیه‌السلام) در روز عاشورا افتادم كه از خيمه‏اى به خيمه‏ی ديگر و از پناهگاهى به پناهگاه ديگر فرار مى‏كردند (و مردان آن‌ها همه شهيد شده بودند14)».
3) گريستن و گریاندن‏ در عزای حسین(ع)
از مؤثّرترين تدابير ائمّه اطهار علیهم‌السلام براى احياى نهضت حسینی گريه بر امام حسين(علیه‌السلام) است. امام سجّاد(علیه‌السلام) در طول دوران امامتش پيوسته سوگوار قصّه عاشورا بود و در اين مصيبت آن قدر گريست كه از «بكّائين عالم» (بسيار گريه كنندگان) لقب داده شد15.
آن حضرت مى‏فرمود: «إِنِّى‏ لَمْ اذْكُرْ مَصْرَعَ بَنى‏فاطِمَةَ إِلّا خَنَقَتْنِى الْعَبْرَةُ؛ هر زمان كه به ياد قتلگاه فرزندان فاطمه (كربلا) مى‏افتم، اشك گلوگيرم مى‏شود16».
گريه‏هاى امام سجاد(علیه‌السلام) كه در هر مناسبتى به آن اقدام مى‏كردند؛ باعث بيدارى عمومى و مانع از فراموش شدن نام و ياد شهيدان کربلا شد.
امامان بزرگوار شيعه نه تنها خود در عزاى سالار شهيدان مى‏گريستند، بلكه همواره مردم را به گريستن بر امام حسين(علیه‌السلام) تشويق و ترغيب مى‏كردند. در روايتى از امام رضا(علیه‌السلام) آمده است: «فَعَلى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْباكُونَ، فَإِنَّ الْبُكاءَ عَلَيْهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ؛ پس بر همانند حسين(علیه‌السلام) بايد گريه كنندگان گريه كنند، چرا كه گريه بر آن حضرت گناهان بزرگ را مى‏ريزد17».
به موازات ثواب‌های عظيمى كه براى گريستن در روايات آمده است، براى گرياندن و حتّى «تباكى» (حالت گريه به خود گرفتن) ثواب‌های زيادى ذكر شده است. در روايتى در ارتباط با گريه بر مظلوميّت اهل بيت علیهم‌السلام مى‏خوانيم: «مَنْ بَكى وَ أَبْكى واحِدَاً فَلَهُ الْجَنَّةُ، وَ مَنْ تَباكى‏ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ هر كس بگريد و (حتّى) يك تن را بگرياند، پاداشش بهشت است و هر كس حالت اندوه و گريه به خود بگيرد پاداش او بهشت است18».
4) تشويق شاعران به مرثيه‏سرايى‏
طبق گزارش‌های تاريخی شيعيان گاه و بيگاه در مناسبت‏ها مختلف كنار مزار امام حسین(ع) در كربلا مراسم سوگ و ماتم برپا مى‏داشتند و ائمّه علیهم‌السلام نيز از اين عمل شادمان مى‏شدند و آنان را تشويق مى‏كردند.
عبداللّه بن حمّاد بصرى مى‏گويد: امام صادق(علیه‌السلام) به من فرمود: «به من خبر رسيده كه در نيمه شعبان گروهى از ساكنين اطراف كوفه و ديگر نقاط، بر مزار امام حسين(علیه‌السلام) در كربلا گرده‌ام مى‏آيند و زنانى نيز براى آن حضرت نوحه‏گرى مى‏كنند، و از اين جمعيّت گروهى قرآن مى‏خواند و گروهى ديگر حوادث كربلا را بازگو مى‏كنند و جمعى نوحى گرى كرده و برخى نيز مرثیه می‏خوانند».
گفتم: فدايت شوم، من نيز بخشى از آنچه را مى‏فرماييد، ديده‏ام.
امام(علیه‌السلام) فرمود: «سپاس خداوندى را که در ميان مردم گروهى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آيند و براى شهداى ما مرثیه می‏خوانند... »19.
شاعرانى كه مصائب امام حسين(علیه‌السلام) را به شعر درآورده و در مجالس و محافل مى‏خواندند، همواره مورد لطف خاصّ و عنايت ويژه ائمّه معصومين علیهم‌السلام قرار داشتند. شعراى بنامى چون «كُمَيت اسدى»، «دِعبل خُزاعى»، «سيّد حِمْيرى» و ... به عنوان (شاعران اهل بيت) با تشويق ائمّه اطهار علیهم‌السلام از موقعيّت‏هاى اجتماعى بلندى در بين مردم برخوردار بودند.
هارون مكفوف (يكى از ياران امام صادق(علیه‌السلام)) مى‏گويد: به محضر آن حضرت شرفياب شدم، فرمود: «برايم مرثيه بخوان. برايش خواندم. فرمود: «لا، كَما تَنْشِدُونَ وَ كَما تَرْثِيهِ عِنْدَ قَبْرِهِ؛ اين گونه نمى‏خواهم، آن گونه كه در كنار قبر آن حضرت(علیه‌السلام) مرثیه‌امی‏خوانيد، بخوان» و من خواندم:
أُمْرُرُ عَلى‏ جَدَثِ الْحُسَيْنِ فَقُلْ لَأَعْظُمِهِ الزَّكِيَّةِ
«از كنار قبر حسين(علیه‌السلام) گذر كن و به آن استخوان‏هاى پاك او بگو ...»
ديدم آن حضرت به گريه افتاد، سكوت كردم، ولى فرمود: ادامه بده، ادامه دادم.
فرمود: «باز هم بخوان» خواندم تا به اين بيت رسيدم:
يا مَرْيَمُ قُومي وَانْدُبِي مَوْلاكِ وَ عَلَى الْحُسَينِ فَاسْعَدي بِبُكاكِ‏
«اى مريم! برخيز و بر مولاى خود ندبه كن و با گريه‏ات بر حسين(علیه‌السلام) رستگارى طلب كن».
ديدم امام صادق(علیه‌السلام) گريه كرد و بانوان، شيون سر دادند. وقتى آرام شدند، حضرت فرمود:
«يا أَبا هارُونَ مَنْ أَنْشَدَ فِى الْحُسَيْنِ فَأَبْكى عَشْرَةً فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ اى ابوهارون! هركس بر امام حسين(علیه‌السلام) مرثيه بخواند و ده نفر را بگرياند، پاداش او بهشت است20».
5) اهتمام ائمه(ع) به تربت امام حسين(ع)
دشمنان اسلام از بنى‏اميّه و بنى‏عبّاس با تمام توان، تلاش مى‏كردند تا قيام امام حسین(علیه‌السلام) و ياران پاكباخته‏اش به دست فراموشى سپرده شود و مردم از آن سخنى نگويند و حتّى اثرى از قبر آن امام به جاى نماند.
از اين رو، برخى از خلفاى عبّاسى بارها به ويران كردن قبر آن حضرت اقدام كردند21 .ولى از آن سو ائمّه اطهار علیهم‌السلام در هر فرصتى براى مقابله با اين جريان بپا خواستند و تربت آن حضرت را قطعه‏اى از خاك بهشت، مايه شفاى دردها، و موجب بركت زندگى دانسته‏اند.
در روايتى از امام موسى بن جعفر(علیه‌السلام) مى‏خوانيم: «لا تَأْخُذُوا مِنْ تُرْبَتي شَيْئاً لِتَبَرَّكُوا بِهِ، فَإِنَّ كُلَّ تُرْبَةٍ لنا مُحَرَّمَةٌ إِلَّا تُرْبَةُ جَدِّى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ عليهما السلام فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَها شِفاءً لِشِيعَتِنا وَ أَوْلِيائِنا؛ از تربت من چيزى براى تبرّك بر نداريد، زيرا همه تربت‏ها جز تربت جدّم امام حسين(علیه‌السلام) [خوردنش] حرام است. خداوند- عزّ و جلّ- آن را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است!22».
در حالات امام سجّاد(علیه‌السلام) آمده است كه در پارچه‏اى تربت امام حسين(علیه‌السلام) را نگه مى‏داشت. «فَكانَ إِذا حَضَرَتْهُ الصَّلاةُ صَبَّهُ عَلى سَجَّادَتِهِ وَ سَجَدَ عَلَيْهِ؛ هرگاه وقت نماز مى‏رسيد، آن [تربت] را روى سجّاده‏اش مى‏ريخت و بر آن سجده مى‏كرد»23.
مجموع رواياتى كه در مورد تربت امام حسين(علیه‌السلام) وارد شده است، مى‏رساند كه‏ استفاده از بركت آن تربت پاك، از نخستين روز ولادت، با باز کردن كام نوزاد با آن آغاز شده و تا واپسين لحظات حيات و قرار دادن تربت در قبر، به پايان مى‏رسد24.
همچنين ساختن مهر و تسبيح با تربت كربلا و همراه داشتن آن و خوردن مقدار بسيار كمى (مثلاً به اندازه يك عدس در آب حل كند و بخورد) از آن به قصد شفا و باز كردن افطار در روز عيد فطر با آن مورد ترغيب و توصيه ائمّه اطهار علیهم‌السلام بوده است25.
6) ائمه(ع) و زیارت قبر امام حسين(ع)
ائمّه اطهار علیهم‌السلام گذشته از آن‏كه خودشان به زيارت قبر امام حسين(علیه‌السلام) مى‏رفتند، با بيان پاداش‏هاى عظيم براى زيارت آن حضرت، شيعيان را براى رفتن به كربلا تشويق و بسيج مى‏كردند و خاطره ی شهيدان پرافتخار کربلا را زنده نگه داشته، ضربات سنگينى را بر پیکر كفر و عناد و دشمنان اهل‏بيت علیهم‌السلام وارد مى‏كردند.
از امام صادق(علیه‌السلام) چنين نقل شده است: «ما مِنْ احَدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِلَّا وَ هُوَ يَتَمَنَّى أَنَّهُ زارَ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلىٍّ عليهما السلام لِما يَرى لَما يُصْنَعُ بِزُوَّارِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ عليهما السلام مِنْ كَرامَتِهِمْ عَلَى اللَّهِ؛ هر كسى در روز قيامت، آرزو مى‏كند كه از زائران قبر امام حسين(علیه‌السلام) باشد، از فزونى آنچه از كرامت آنان (زائران قبر آن حضرت) نزد خداوند مشاهده مى‏كند26».
و نيز از امام صادق(علیه‌السلام) روايت شده است:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ عَلى مَوائِدِ نُورٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ، فَلْيَكُنْ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَيْنِ‏بْنِ عَلِىٍّ عليهما السلام؛ هر كس دوست دارد روز قيامت در كنار سفره‏هاى نور الهى بنشيند، بايد از زائران امام حسين(علیه‌السلام) باشد»27.
حتّى در برخى از روايات زيارت مكرّر آن حضرت توصيه شده است.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ يَوْمَ الْقِيمَةِ، وَ تَهَوَّنَ عَلَيْهِ سَكْرَةُ الْمَوْتِ، وَ هَوْلُ الْمُطَّلَعِ، فَلْيَكْثُرْ زِيارَةَ قَبْرِ الْحُسَينِ(علیه‌السلام)؛ هر كس دوست دارد در قيامت نظر به رحمت‏هاى الهى كند و سختى جان كندن بر او آسان شود و هول و هراس قيامت از او برطرف گردد، مرقد امام حسين(علیه‌السلام) را بسيار زيارت كند»28.
اولین زائر قبر امام حسین(ع)
جابر بن عبداللَّه انصارى از صحابه و ياران مخلص و با وفاى رسول خدا(ص) است29 . وی به اهل بیت(ع) پیامبر(ص) عشق می‌ورزید. او در واقعه کربلا پیر و نابینا گشته بود. از رو نتوانست امام حسین(ع) را همراهی کند؛ ولی نخستین کسی بود که بعد از شهادت امام حسین(ع) به زیارت قبر مطهر آن حضرت آمد.30
عطيّه عوفى31 مى‏گويد:
همراه با جابر بن عبداللَّه انصارى براى زيارت قبر امام حسين(علیه‌السلام) حركت كرديم؛ وقتى به كربلا رسيديم، جابر وارد رودخانه فرات شد و غسل [زيارت] كرد؛ آنگاه لنگى بر كمر بست و حوله‏اى بر دوش انداخت [همانند لباس محرم] و سپس خود را خوشبو نمود و به سمت قبر امام حسين(علیه‌السلام) حركت كرد.
به هنگام حركت همواره ذكر مى‏گفت، تا آنكه به قبر امام نزديك شديم.
در آن هنگام به من گفت: «دستم را روى قبر بگذار. هنگامى كه دستش را روى قبر امام حسین(ع) گذاشتم، جابر بيهوش بر روى قبر افتاد».
من آب به صورت جابر پاشيدم تا به هوش آمد. آنگاه سه بار صدا زد «يا حسين»32
وی ادامه داد: «حَبيبٌ لايُجيبُ حَبيبَهُ؛ آيا دوست، پاسخ دوستش را نمى‏دهد؟!»
سپس با خودش گفت: «چگونه [حسين] پاسخت را بدهد، در حالى كه ميان خون آغشته شده و بين بدن و سرش جدايى افتاده است؟»
وی پس از زیارت حسین(ع) فرمود: «وَالَّذي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَقَدْ شارَكْناكُمْ فيما دَخَلْتُمْ فيهِ؛ سوگند به خدايى كه‏محمد(ص) را به حق براى پيامبرى برانگيخت، ما با شما شهيدان در راهى كه وارد شده‏ايد، شريكيم!».
«عطيّه» وقتی كه اين سخن را شنيد، با شگفتى پرسيد: «چگونه ما شريك (رزم و شهادت) آن‌ها هستيم، با آن كه [براى يارى حسين عليه السلام] نه فراز و نشيبى را پيموديم و نه شمشيرى زديم، در حالی كه اينان، ميان سرها و بدن‌هایشان جدايى افتاد [و به شهادت رسيدند] و فرزندانشان يتيم شدند و زنانشان بى شوهر؟»
جابر پاسخ داد:
«يا عَطيَّةُ! سَمِعْتُ حَبيبي رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ: «مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ، وَمَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِكَ في عَمَلِهِمْ»، وَالَّذي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبيّاً إنَّ نِيَّتي وَ نِيَّةَ أَصْحابي عَلى‏ ما مَضَى‏ عَلَيْهِ الْحُسَيْنُ وَأَصْحابُهُ؛ اى عطيّه! از حبيبم رسول خدا(ص) شنيدم كه مى‏فرمود: «هركس گروهى را دوست داشته باشد در قيامت با آنان محشور خواهد شد و هر كس عمل گروهى را دوست داشته باشد، در عمل آن‌ها شريك است». سوگند به خدايى كه محمّد(ص) را به حق براى رسالت برانگيخت، [اگر من بر اثر ناتوانى نتوانستم همراه امام حسين(ع) باشم، ولى] نيّت و خواسته‏ی من و يارانم، بر همان مسيرى است كه حسين(علیه‌السلام) و يارانش پيموده‏اند»33.
نتیجه:
رسول خدا(ص) می‌فرماید:
«إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لا تَبْرَدُ أَبَداً؛ به يقين شهادت حسين(ع)، حرارتى در دل مؤمنان ايجاد خواهد كرد، كه هرگز خاموش نخواهد شد»34.
ائمه اطهار(ع) نیز براى زنده نگه‌داشتن ياد امام حسين(علیه‌السلام) و نهضت عاشورا از شيوه‏هاى گوناگونی استفاده ‏كردند؛ مانند برپا نمودن مراسم سوگواری و عزاداری، تشویق نمودن شاعران و مرثیه سرایان در عزای حسین(ع)، گریه و زاری نمودن در مصایب جان‌سوز امام حسین(ع) و اهل بیتش، یادآوری مصائب آن حضرت، همچنین اهتمام و بها دادن به تربت پاک امام و زیارت کربلا و ترغیب نمودن مسلمانان بر زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع) و شهدای کربلا.


١٢:١٦ - 1395/05/06    /    شماره : ٧٦٨٦٧    /    تعداد نمایش : ٣٢١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج