| | |
حدیث هفته
91
قال الرسول(ص):مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الإیمانِ، وَ الرِّفقُ بِهِْم نِصْفُ العَیْشِ.؛ مدارا کردن با مردم نيمى از ایمان است و ملاطفت با آنان نيمى از زندگی.
اخبار داخلی
اطلاعیه پذیرشی دوره دکتری سال 98
اطلاعیه پذیرش کارشناسی ارشد (ماستری) سال 1398(برای تحصیل در ایران)
نتایج مسابقه مقاله نویسی امنیت در اسلام
همایش علمی دست‌آوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی ایران برگزار شد
کمیسیون‌های علمی تخصصی دست‌آوردهای چهل‌ساله انقلاب اسلامی ایران
حسن رحیم پور ازغدی؛ پیروزی انقلاب اسلامی در ایران زنجیر ذلت امت اسلام را شکست.
بررسی ابعاد ملی و بین المللی انقلاب اسلامی ایران با حضور کارشناسان ایرانی و افغانستانی در دانشگاه الصمطفی واحد کابل
بازدید هیئتی از دانشگاهیان افغانستان از جامعه‌المصطفی- واحد گرگان
پذیرش دانشجو در دو مقطع لیسانس و ماستری در دانشگاه المصطفی با پنجاه درصد تخفیف
فراخوان مقاله برای همایش بین المللی بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران
هفتمین و هشتمین شماره فصلنامه علمی- تخصصی مطالعات حقوق اسلامی منتشر شد.
همایش بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران
همایش علمی دستاوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی ایران
پیام تسلیت رئیس جامعه‌المصطفی در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی شاهرودی
رئیس جدید المصطفی:مشی مدیریتی آیت‌الله اعرافی ادامه خواهد یافت
بیست وچهارمین جشنواره بین المللی قرآنی و حدیثی المصطفی
اجلاسیه منطقه ای نمایندگی المصطفی در افغانستان
طرح های مصوب مرکز پژوهشی نمایندگی المصطفی در سال 1397
برگزاری مراسم اربعین حسینی در دانشگاه المصطفی
نقش علوم تربیتی در کاهش خشونت و ایجاد صلح و امنیت پایدار
اطلاعیه پذیرشی دوره دکتری سال 98
اطلاعیه پذیرش کارشناسی ارشد (ماستری) سال 1398(برای تحصیل در ایران)
حسن رحیم پور ازغدی؛ پیروزی انقلاب اسلامی در ایران زنجیر ذلت امت اسلام را شکست.
بررسی ابعاد ملی و بین المللی انقلاب اسلامی ایران با حضور کارشناسان ایرانی و افغانستانی در دانشگاه الصمطفی واحد کابل
بازدید هیئتی از دانشگاهیان افغانستان از جامعه‌المصطفی- واحد گرگان
پذیرش دانشجو در دو مقطع لیسانس و ماستری در دانشگاه المصطفی با پنجاه درصد تخفیف
فراخوان مقاله برای همایش بین المللی بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران
هفتمین و هشتمین شماره فصلنامه علمی- تخصصی مطالعات حقوق اسلامی منتشر شد.
همایش بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران
همایش علمی دستاوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی ایران
پیام تسلیت رئیس جامعه‌المصطفی در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی شاهرودی
رئیس جدید المصطفی:مشی مدیریتی آیت‌الله اعرافی ادامه خواهد یافت
بیست وچهارمین جشنواره بین المللی قرآنی و حدیثی المصطفی
طرح های مصوب مرکز پژوهشی نمایندگی المصطفی در سال 1397
برگزاری مراسم اربعین حسینی در دانشگاه المصطفی
نقش علوم تربیتی در کاهش خشونت و ایجاد صلح و امنیت پایدار
گزارش اولین نشست علمی آمریت تحقیقات علمی دانشگاه سمستر خزانی 1397
پیام حضرت آیت الله اعرافی دام عزه به مناسبت آغاز سال تحصیلی 97-98
نشست صمیمی با اساتید دانشگاه المصطفی بمناسبت شروع سمستر خزانی تحصیلی
اطلاعیه پذیرشی دوره دکترا (مرحله 21) سال 97
اطلاعیه پذیرشی دوره دکتری سال 98
اطلاعیه پذیرش کارشناسی ارشد (ماستری) سال 1398(برای تحصیل در ایران)
نتایج مسابقه مقاله نویسی امنیت در اسلام
همایش علمی دست‌آوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی ایران برگزار شد
کمیسیون‌های علمی تخصصی دست‌آوردهای چهل‌ساله انقلاب اسلامی ایران
حسن رحیم پور ازغدی؛ پیروزی انقلاب اسلامی در ایران زنجیر ذلت امت اسلام را شکست.
بررسی ابعاد ملی و بین المللی انقلاب اسلامی ایران با حضور کارشناسان ایرانی و افغانستانی در دانشگاه الصمطفی واحد کابل
بازدید هیئتی از دانشگاهیان افغانستان از جامعه‌المصطفی- واحد گرگان
پذیرش دانشجو در دو مقطع لیسانس و ماستری در دانشگاه المصطفی با پنجاه درصد تخفیف
فراخوان مقاله برای همایش بین المللی بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران
هفتمین و هشتمین شماره فصلنامه علمی- تخصصی مطالعات حقوق اسلامی منتشر شد.
همایش بازخوانی آثار علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران
همایش علمی دستاوردهای چهل ساله انقلاب اسلامی ایران
پیام تسلیت رئیس جامعه‌المصطفی در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی شاهرودی
رئیس جدید المصطفی:مشی مدیریتی آیت‌الله اعرافی ادامه خواهد یافت
طرح های مصوب مرکز پژوهشی نمایندگی المصطفی در سال 1397
نقش علوم تربیتی در کاهش خشونت و ایجاد صلح و امنیت پایدار
پیام حضرت آیت الله اعرافی دام عزه به مناسبت آغاز سال تحصیلی 97-98
مراسم شهادت امام جواد (ع) در نمایندگی المصطفی برگزارشد.
گرامیداشت از شهدای اخیر مسجد امام زمان گردیز در نمازخانه المصطفی



  چاپ        ارسال به دوست

زندگی‌نامه آیت‌الله صادقی پروانی (ره)

بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از فصل‌های بسیار مهم تاریخ بشریت، تاریخ جنبش‌های سیاسی، فرهنگی و مبارزات آزادی‌خواهانۀ اقوام، ملل و شخصیت‌های ملی و مذهبی می‌باشد که جذاب‌ترین و جاویدانه‌ترین فصل تاریخ بشریت را تشکیل می‌دهد؛ در واقع همین بخشی از تاریخ است که اراده و آرمان خلق‌ تبارز پیدا کرده، شخصیت‌های ایثارگر، آراسته و عیار، مظهر و سمبل ارادۀ ملی می‌گردد و حقیقت‌های کتمان شد هویت ملی، هویت مذهبی وهویت تاریخی اقوام را منعکس می‌کند وجهت رفع تبعیض گام‌های بلند و استوار بر می‌دارند و طلسم کتمان هویت را مردانه با یک روحیۀ ملی می‌شکنند و زاویه‌های تاریک تاریخ را بی‌طرفانه و ملی بیان می‌کنند و نمی‌گذارند که حق کسی ضایع گردد و فرهنگ منحوس کتمان هویت پیش آید و یکی از بارزترن چهره‌های مبارزه و انقلابی کشور که همیشه دنبال احیای هویت بود؛ خیر، سعادت وخوشبختی مردم خویش را می‌خواست و تلاش می‌کرد که مردم‌اش به‌سعادت نایل آید و هیچ وقت منافع خود را از منافع ملت و مردم خود مقدم نداشته است. حضرت آیت‌الله صادقی پروانی بوده که از نادرترین چهره‌های تاریخ مبارزات مردم آزاده و انقلابی ما است که در چکاد بلند رهبری و هدایت توده‌ها، نیروهای روشنفکر و انقلابی در دل شب‌های تار ستم درخشیده است و در سخت‌ترین شرایط، چراغ هدایت‌گر خلق نجیب ما بوده است.

دوران کودکی و تحصیل در ترکمن:
حضرت آیت‌الله پروانی در سال 1312هجری خورشیدی در ترکمن دریک خانوادۀ مذهبی و انقلابی چشم به جهان گشود، دوران کودکی را در دامان پر مهر پدر و مادر گذرانده و از سال 1320 به بعد در فصول زمستان در ترکمن مشغول تحصیل بوده و باقی فصول سال را به کار و فعالیت اقتصادی می‌پرداخته است و در مشکلات خانوادگی سعی می‌کرد، باری از دوش پدر بردارد و خود را در مشکلات ایشان سهیم نماید با این‌که تشنۀ علم و دانش بوده اما هیچ‌گاه زمینۀ خوبی برای ادامه تحصیل در منطقه برایش فراهم نگردیده تا این‌که از شوق زیادی که از خود به درس نشان میýدهد، پدراجازه داده تا درفصل بهار نیز درس بخواند و از همین ایام با جدیت تمام فراگیری علوم و ادبیات عربی را آغاز می‌کند در این ایام از محضر اساتید آن زمان مانند شیخ غلام‌محمد، سید عوض‌علی استفاده شایان برد و کتاب‌های مطول، معالم و لمعه را نزد این اساتید می‌خواند اما برای ادامه تحصیل در سطح بالاتر با کمبود اساتید مواجه می‌شودودرترکمن کسی نبوده که بالاتر از لمعه شریف درس بگوید، مجبور می‌شود
جهت درس خواندن از ترکمن بیرون برآید.
تحصیل در کابل:
با اجازه پدر و مادرجهت درس خواندن، کابل می‌آید و در آن وقت آقای حجت و شیخ محمدعلی مرحوم حلقة درس داشته از محضر این دو عالم بزرگوار استفاده زیادی در امر تحصیلی‌برد وآن عطش که در جهت فراگیری علوم داشته در آن زمان امکانات کابل جوابگو نبوده است و با اجازة پدر و مادر و مشورۀ دوستان و اقوام جهت فراگیری علوم عازم نجف اشرف می‌شود

تحصیل در نجف اشرف:
با زحمات فراوان، خود را در نجف می‌رساند و در این حوزة بزرگ با عشق و علاقه مشغول درس می‌گردد،سطح را محضر آیات عظام: ملکوتی، کاظم ترک و شهید اسدالله مدنی می‌آموزد و خارج فقه و اصول را نزد آیت‌الله العظمی خویی و آیت‌الله العظمی شهیدصدر تا حدی اجتهاد فرا می‌گیرد به خاطر سکونت زیاد درنجف، فضای درسی وعلمی آن مکان برایش تکراری می‌شود و جهت تجربة جدید از حوزة نجف عازم قم می‌گردد.


تحصیل در قم:
وقتی که وارد حوزة علمیة قم می‌گردد، در مدرسۀ فیضیه ساکن می‌شود با تشنگی وعطشی که در مورد دانش وعلم داشته، خارج فقه را نزد آیت‌الله العظمی بروجردی وخارج اصول را نزد امام خمینی و فلسفه را نزد آیت‌الله طباطبای و تفسیر را نزد آیت‌الله فلسفی شروع می‌کند واز همین‌جادر رابطه با اسلام سیاسی و حکومت اسلامی مطالعه وتحقيق می‌نماید واینجا است که آثار و اندیشه ناینی، شلتوت، عبده، کاشف‌الغطا، کواکبی، مودودی، آثار دارالتقریب، آثار اخوان المسلمین،آثارروشنفکران عرب و جهان اسلام را مطالعه می‌کند ودرهمین وقت است که تفکر نهضت‌اسلامی در بین محصلین حوزه جا باز می‌کند و در جریان مطالعه با یک دسته از انقلابیون و فقهای جوان مثل آیت‌الله منتظری، آیت‌الله مطهری،آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله مصطفی خمینی آشنا می‌شود، آنها دنبال حکومت اسلامی بودند که در آن وقت بحث نو بود.

بازگشت به وطن:
بعد از مدت طولانی وقتی تحصیلات خود را به پایان می‌رساند، جهت دید و بازدید فامیل، اقوام و دوستان در ترکمن می‌رود در آنجا یک سال‌ونیم می‌ماند و در این مدت که آنجا بوده برای طلاب علوم دینی درس شروع می‌کند و در مدرسۀ ترکمن درس و بحث رونق می‌گیرد و طلاب علوم دینی هم رو به پیشرفت می‌رودوجلسات درس گرم بوده و مردم متدین فرزندان خود را روانة مدرسه می‌کرده که درس بخوانند.در این رابطه در کتاب خاطرات خودش آمده است: (مردم به من بسیار احترام می‌کردند و می‌گفتند در ترکمن بمانید ولی من به چند جهت به خواسته‌های برحق وبه‌جای مردم جواب مثبت گفته نتوانستم،چون وقتی که تحصلات را تمام کرده بودم درفکر این بودم که کابل برگردم تفکر ناب اسلامی راتبلیغ نمایم و اسلام انقلابی را برای جوانان آن روز معرفی نمایم در آن عصرو زمان تازه نهضت‌های اسلامی شکل می‌گرفت واندشمندان اسلامی دررابطه با اسلام انقلابی و حکومت اسلامی نوشته‌های را بیرون داده بودند. از آنجایي که ازنهضت اسلامی وانديُشمندان جهان اسلام شناخت پیدا کرده بودم و علاقه‌مند بودم فعالیت‌های اسلامی در افغانستان راه انداخته شود به همین دلیل ترکمن را ترک کردم و در واقع احساس مسولیت کردم که درکابل باشم ووظیفه دینی و ملی خودم که بیداری جامعه ما بود انجام دهم وشناخت خودم از اسلام انقلابی را به جوانان انتقال دهم و به یاری خداوند بزرگ این وظیفه خطیر را تا جای که توان داشتم انجام دادم.)

ورود به کابل:
از آنجایی که ترکمن یک منطقه کوچک و بسته بود، اصطکاک فکری و فرهنگی نبود و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی در آنجا محدود بود، مشکلات مردم فوق‌العاده زیاد بود ومن توان رفع مشکلات مردم را نداشتم به‌همین دلیل بودنم برای مردم تاثیر آن‌چنانی نداشت ونبود امکانات چنان دستم رابسته بود که هیچگونه کار برای مردم نمی‌توانستم به همین دلیل تصمیم گرفتم که به کابل بروم و در مساجد و حسینیه‌ها مبلّغ دین و مروّج احکام الهی باشم و در کنار آن شروع به تدریس نمایم و از فضای وسیع کابل به نفع نهضت‌اسلامی استفاده نمایم،خلاصه بخاطر ادای دین و مسئولیت سنگیني كه نسبت به خداوند و خلق احساس می‌کردم، به کابل آمدم. همین مضمون‌های متعارف و متداول بین علما مانند ادبیات، منطق، اصول فقه درس گفته می‌شد، من هم همان درس‌ها را برای طلاب گذاشتم و علاوه بر آن درس تفسیر و فلسفه را شروع کردم که در آن وقت در کابل یک چیز جدید بود. بحمدالله از طرف طلاب جوان و دانشجویان انقلابی استقبال خوبی شد و فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و فکری هم از همین‌جا شروع گردید که می‌توان بگویم هسته اول نهضت لااقل در بین تشیع از همین جا شکل گرفت که بعد ها به نتیجه خوب رسید.اگر چه دسته ای موا نع زیادي بر سر راه ما ایجاد کردند ونمی گذاشتند که تفکر اسلام انقلابی در جامعه نفوذ نماید ونهضت اسلامی پایه گذاری گردد.باهمه ی موانع ما توانستيم جوانان را علا قه مند به یاد گيری دستورات اسلامی نمایيم وآنهارا تشویق به یادگيری علوم نمايیم وهم چنین در زمینه آموزش ازطرف دولت نیز گام هايی برداشته شده بود مدرسه پسرانه و دخترانه در کشور وجود داشت و هم چنین در سطح تحصیلات عالی نیز پیشرفت هایی صورت گرفته بود. دردانشگاه کابل هزاران دانشجو در آن به فراگیری دانش های تخصصی جدید سرگرم بودندواین زمینه ي تبلیغ وجا اندا ختن علوم اسلامی رادر ذهن دا نشجو یان برای ما آسان کرده بود وبرا ی محصلین سوَالاتی مطرح می‌گردید وما تلاش می کردیم که جواب صحیح پیدا نمايیم واز این طریق ارتباط برقرار می‌کردیم وهمین طور نفوذ روشنفکران در دولت و جامعه و پیش زمینه داشتن مشروطیت در کشور و انتظارات جامعه جهانی و تحولات تجدد گرایانه درکشورهای همسایه سبب شد که جوانان در فکر تغییر در کشور برایند و ظاهر شاه نیز این پیام را از روشنفکران خوب در یافت کرد و تغییرات مناسب در ساختار قدرت و سیاست های دولت به وجود آورد او بخوبی درک کرده بود که تداوم استبداد نه تنها کشور را به سوی انفجار پیش می راند که در سیاست خارجی نیز آن را به دشواری های فراوانی روبرو خواهد ساخت ).
همان طور که گفته شد آیت الله صادقی پرواني بعد از چندین سال تحصیل با تفکر و اندیشه ي نوین در وطن مراجعت می نماید ؛ مدت 13 سال کنار تدریس ، تبلیغ و خدمات اجتماعی و فعالیت های سیاسی ، مبارزاتش را با جدیت تمام دنبال می کند و این فعالیت ها از ایشان چهره ای انقلابی و بلند آوازه می سازد و از شخصیت های پیش تاز انقلاب اسلامی افغانستان بخصوص جامعۀ تشیع به حساب می آید و به عنوان یک شخصیت انقلابی خیر اندیش در میان رهبران جهادی از احترام و جایگاهی بالا برخوردار می گردد .چون ایشان همیشه در وصیتهای پیشوایان دین که آمده است « کونا للظّالم خصماً وللمظلوم عونا» عمل کرده جهت تحقق این حدیث مبارک تلاش نمود وتا آخرین روز حیاتش در مقابل استبداد ايستادگی نمود

شروع درس تفسیر در حوزه کابل:
حضرت آیت الله پروانی این فقيه مجاهد وقتی از ترکمن به کابل بر می‌گردد بر عکس درس‌های رایج حوزة کابل در آن زمان درس فلسفه وتفسیر شروع می کند خودش دراین رابطه می گوید درس فلسفه شروع کردم تا جوابگوی شبهات جوانان دانشگاهی در مورد خداوند و جهان باشم.كه خدا وند بزرك كمك نمود وچند سالي فلسفه را باآرامي خاطر درس گفتم وهمين درس درزمان فعا ليت هاي فرهنگي وسياسي دركابل بسيار به درد خورد ومن مي‌توا نستم با تكيه به كمك خدا وروح پاك شهدا شبهاتي كه وارد مي شد جواب بگويم وهمین طور درس تفسیر شروع کردم تا تن و روح خویش را با کلام الهی نورانیت بخشم زیرا می دانستم که تنها درس فقه و اصول مشکل انسان را حل نمی‌توا نند، بلکه باید از انوار الهی برای رسیدن به قلۀ سعادت وکمال استفاده نمود .باید گفت که درس تفسر قر آن كريم برایم برکات خاص داشت ودر دو ران فعالیت فر هنگی دست مارا گرفت ومن با کمک خدا وند توانستم دسته اي ازفرزندان مسلمان را قرآن وتفسیرآموزش داده وتربیت نمایم ودر مسیر مبا رزه در این نتيجه رسیدم که کلام خدا وند بزرگ روی مردم تاَثیر فو ق العاده دارد ومی شود از همین طریق با آنهایي که دین ندارند وآنهایي که دین را کج فهمیده مبارزه نمود ومردم را از همین طریق آگاه ساخت وبا مبارزات دینی آشنا نمود تفسیر در جهت ایجاد تحوّل و آگاهی افکار عمومی سرنوشت ساز بوده و جوانان رابه سوی یک حرکت جدی و قاطع وانقلابی دعوت می کرد)
حضرت آیت الله پروانی با روح عارفانه اي که تفسیر می گفت برادری و اخوّت اسلامی بین شا گردانش ایجاد كرده بود که تمام تعصبات جاهلانه از بین رفته بود.بچّه های انقلابی از تمام اقوام و نژادها در آن درس شرکت می کردند، در یک صف با هم نماز جماعت برگزار می کردند و جهت وحدت و برادری پس از نماز دست همدیگر را به گرمی می فشاریدند، همگی برادر وار در درس تفسیر چه از برادران اهل سنت و تشیع شرکت می کردند. شهید فرید نخست وزیر و ده ها برادر که در طول تاریخ انقلاب شربت شهادت را مردانه سرکشیدند و جناب آقای اختر با دسته ای از یارانش از پغمان می آمدند و جوانان پر استعداد آقای اخگر، ضیا ، فرید در درس شرکت می کرده است که خود آیت الله می گوید: (من برای شاگردانم می گفتم قرآن انسان را مورد خطاب قرار داده ، می گوید:(یا ایّهاالناس انّا خلقناکم من ذکر و اُنثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر) اینجا خطاب قرآن شریف به ناس است و اختصاص به یک قوم و نژاد ویک مذهب ندارد و حتی اختصاص به مسلمان ها ندارد بلکه همه فرزندان حضرت آدم مورد خطاب قرآن است و از همین خطاب قرآن مساوات وبرابری دربین انسانها فهمیده می شود و بعد مسأله خلقت را مطرح می کند و می گوید: همه مردم را از یک مرد و زن خلق کردم ونگفته که من مردم را از یک مرد زن خلق کردم تا یک دسته از آدمهای نژاد پرست و نسبگرا خود و نسب خود را از دیگران بالا بدانند. و این را باید دانست که از نظر قرآن هیچکس بر دیگری برتری ندارد، تبعیض ناروایی که در بین جامعه به وجود می آید، این تبعیض از ناحیه حکّام وقت است، از ناحیه ملوک و پادشاهان است که بعضی رادر سطح پایین وبعضی را درسطح بالا و بعضی را در تحت فشار و رنج قرار داده و الا از نظر قرآن هیچ امتیاز بین انسان از انسان دیگر نیست مگر به تقوا؛ هر کس تقوا داشته باشد، به خدا نزدیکتر است که در همین رابطه روایتی است که فخر عرب بر عجم، عجم بر عرب ، سیاه بر سفید ، سفید بر سیاه ندارد الا به تقوا. این مضمون های قدرتمندی دین دلالت بر این دارد که در بین جامعه انسانی اختلاف و تبعیض طبقاتی وجود نداشته باشد و ما تبعیض ناروایی را که در آن وقت در جامعه ما حاکم بود رد می کردیم. به همین خاطر در درسهای تفسیر، آنها شرکت می کردند، چون در آن وقت جوانان و منوّرین تبعیض و اختلاف طبقاتی را مشکل اصلی کشور و مردم می دانستند و خیال می کردند که اختلاف طبقاتی از ناحیه کمونیستها ممکن است حل شود؛ اما از ناحیه مسلمانان، نه! بحمدالله به برکت قرآن ، خیلی از جوانان مومن وبا غیرت حرفهای ما را گوش کردند ودر درسهای تفسیر با علاقه شرکت می کردند؛ و سخن گفتن از آزادی و استقلال و هویت ملی درآن وقت حرف جدید بود. بالخصوص اگر ازیک روحانی شنیده می شد. بچه های مسلمان با ما همکار شدند ویک تشکیلات و جبهه ای بسیار مترقی و انقلابی به وجود آوردند، که بدون مبالغه بسیار شعاع و نور فراتر از شعارهای توخالی که دیگران سر میداد داشت

فعالیت منظم سیا سی:
حضرت آیت پروانی در سالهای 52-1351دست به فعالیت هاي منظم سیاسی زد وگروه روحانیت نوین را با همکاری شا گردان وهمفکرانش تشکیل داد؛ در بُعد فرهنگی، سیاسی و نظامی فعالیت خودشان را به صورت جدی شروع کردند که دراین رابطه خودش می گوید :( داشتیم بی باک، برای ترویج دین خدا و آگاهی مردم از جور ظالمین تلاش می کردیم و لی به نظرم آن کافی نبود، بلکه نیاز به تلاش همگانی با سوادان بود و در این راستا از نیروهای جوان دانشگاهی، طلبه کمک گرفتیم، وتشکيلات را سرو سا مان دادیم ودیدم که اسم تشکیلات(روحانیت نوین ) برای آنان حسّاسیت بر انگیز و مسأله سازمی با شد و به خاطر همین اسم تشکیلات را در سال1353 به حزب حسینی تغییر نام دادیم واعضای محترم این تشکیلات، کتابخانه ای به وجود آوردند واز همین طریق مردم را تبلیغ و ارشاد می کردند و برای نسل جوان جهت مطالعه کتاب می دادند ، تا از مسائل جاری کشور و جهان آگاه گردند ).

راه اندازی کتابخانه:
حضرت آیت الله پروانی جهت فعالیت نیروهای انقلابی درقالب تشکیلات بنام حزب حسینی کتابخانه اي را جهت برگزاری جلسات سیاسی ودرس راه می اندازد و کتب زیاد ی در این کتابخانه تهیه می‌کند وبا نظم به صورت فردی و دسته جمعی مطالعه را شروع می کنند.این کتابخانه، فضای مطالعات بسیار خوب و رقابت سالم بین جوانان به وجود می آورد و اکثر جوانان جهت اگاهی و بارور شد ن فکر و اندیشه ي خودشان تلاش می کنند وهمین طورجلسات حزبی رادر همین کتابخانه برگزار می کنند که خودش در این را بطه می گوید : (کتابخانه، مرکزی شد که شخصیت‌های بسیار خوب از آنجا رشد کرد وآدم فکر می کرد در صدر اسلام میان اصحاب پیامبر قرار دارد و انصافاً این جوانان با سخنرانی و قلم در مقابل افکار واندیشه های ضد انسانی ايستادند وهمانند مجاهد مردان صدر اسلام در سنگر بودند.جهت جوابگویی به افکار و اندیشه ي کمونیستها وشبهات دیگر نیز اکثر بچه ها مطالعه می کردند دفاع از طلاب جوان:
آیت الله پروانی این فقيه مجاهد از طلاب جوان همانند یک پدر مهربان دفاع می کرد و در هر شرایط آنها را راهنمایی نموده و خود را در مقابل رشد و نموی آنها مسئول دانسته، زمینه های درسی فراهم می آورد وهمان طور که گفته شد یک دسته از علما فعالیت های انقلابی و اسلامی طلاب جوان را تأیید نمی کردند که هیچ، بلکه با آنها مخالفت می نمودند وحتّی طلاب جوان وانقلابی و باسواد را از مدارس اخراج می کردند. این آقایان به دو دسته بودند، یک دسته از اینها این ذهنیت را پیدا کرده بودند که طلاب مانند کسانی دیگر از لنین و مارکس و مائو نام می برند و از مکتب کمونیسم متأثرند واین را دقیق نمی دانستند که اینها گفته های کمونیست ها را نقد می کنند وتنها مردمی هستند که در این کشور د ر مقابل افکار کمونیستها و چپیها ایستاده هستند و چپیها هم اینها را رقیب و دشمن خود میدانند نه دیگران را، دلیل بر این مدعا اين است که وقتی کمونیست ها پیروز شدند ، اول به سراغ جوانانی آمدند که آقایان آنها را مارک چپی می زدند . دسته ي دوم ا زعلما می دانستند که اینها «طلاب» از آنها نیست بلکه مردم بسیار متدین و آگاه به مسائل اسلامی و سیرۀ پیامبر اکرم (ص) است و ترس از این دسته از علما از ایمان انقلابی طلاب جوان و انقلابی بودن آنها بودند و اینها بیشتر از کارهای خلاف خود نسبت به بیت المال ترس وهراس عجیب از آینده خود داشتند و این طور فکر می کردند که هر وقت شود مانند ابوذر با ما تصفیه حساب خواهند کرد.از آنجایی که من می دانستم این طلاب جوان، مردم بسیار مقدس و متدین هستند؛ و مسئولیت اسلامی و انسانی من ایجاب می کرد که از آن عزیزان دفاع و پشتیبانی کنم

مسجد پایگاه انقلابیون:
آیت الله پروانی مسجد امام صادق (ع)را دراوایل سال 50خورشیدی در چنداول شهر کابل بنیاد گذاشت واین مکان مقدس را پایگاه و محل تجمع جوانان چه از طلاب علوم دینی و چه از جوانان دانشگاهی به طور عموم شیعه و سنّی ساخت و در همان مسجد جوانان جهت درس ، بحث و تبادل نظر و فعالیت های اجتماعی و انقلابی جمع می شدند. ا ز آنجایی که در آن مسجد نماز زیاد خوانده می شد، دولت نمی توانست رد پای مجاهدین و مبارزین و انقلابیون را پیدا کنند و در همان مسجد بحث های بسیار جدی و پر محتوا صورت می گرفت که خود ش در این رابط می گوید: ( تشکیلات در همین مسجد رشد کردو بچه ها در یک پختگی خوب رسیدند و استعداد این را پیدا کرده بودند که در سطح بالا و مرحله بعد تشکیلات که فعالیت های مختلف بود قدم گذارند و در فعالیت های سیاسی دست آوردهای خوبی داشته با شند واین تشکیلات بستر فعالیت های سیاسی، فرهنگی و نظامی در دوران جهاد گردید و افرادي که درآن دوره تربیت شده بودند، افراد بسیار موثر در میدان مبارزه گردید .

ارتباط با رهبران جنبش‌های آزادی‌بخش:
فقيه مجاهد حضرت آیت الله پروانی در سال 1354 جهت ارتباطات با جنبش های اسلامی یک مسافرت در کشور های اسلامی می نماید عراق می رود امام خمینی(ره) شهید صدر را می بیند ودر رابطه با حوزات افغا نستان به خصوص کابل ومبارزات بر حق ملت نجیب افغانستان مسا ئل را مطرح کرد ه وطرح آنهارا در رابطه با انقلاب اسلامی وحکو مت اسلامی گوش داده تبادل نظر می کنند و حضرت امام خمینی حضرت آیت الله صادقی پروانی را در امور افغانستان بعنوان وکیل و نماینده انتخاب نموده و وکالت خط میدهد ودر همین مسافرت با استاد مزاری ، استاد عرفانی ، استاد واعظی ، شهید حسینی ، استاد جعفری واستاد ناطقی در تماس می شود که خود در این رابطه می گوید ( باجوا نان تحصیل کرده صحبت در میان آمد. دیدم که افکار و اندیشه روشن دارند و همانند جوانان تحصیل کردة کابل فکر می کنند آنهارا به تشکیلات دعوت کردم. در آن زمان درنجف اشرف کسانی کارهای انقلابی انجام می دادند،من هم اینها را به صورت رسمی دعوت به همکاری کردم وبرادران با ما قول همکاری دادند.
همینطور مسافرت در لبنان کردم با آقایان امام موسی صدر، شیخ محمد صادقی، دکتر صادقی صاحب تفسیر الفرقان و دسته ي دیگری از انقلابیون ملاقات کردم و اینها در رابطه با مسا ئل افغانستان و کارهایی که ما کرده بودیم سوُال کردندآنهارا در جریان گذاشتم و این بزرگواران هم در رابطه با جنبشهایی که در لبنان و دیگر کشورهای اسلامی و عربی بود، ما را بسیار صمیمانه در جریان گذاشتند؛ که در رابطه با کارهای سیاسی، نظامی و فعالیت های برون مرزی ما ثمر و پیامد خوب داشت وهمین طور آقای جلال الدین فارسی را در لبنان ملاقات کردم. ایشان در آن وقت نماینده امام خمینی‌(ره) در بین جنبشهای آزادی بخش بود و همین طور مسئولیت بخش نظامی جنبش انقلابی عمل را داشت؛ و شهید دکتر چمران را دیدم که کار های نظا می می کرد برای ایشان گفتم که اگر ما بتوانیم زمینه ای در لبنان داشته باشیم، و یا زمینه ای برای ما ایجاد کنید، نفر می فرستیم که مسائل نظامی و فنون نظامی را یاد بگیرند؛ یک وقت اگر مسئلۀ تشکیلات ما به سطح بالا برسد نیاز به آدمهای نظامی پیدا می کنیم،در آن صورت بتوانیم در کشور خودمان نيروهاي متخصص در زمينه ي نظامي داشته باشیم که افراد ما را تربیت نظامی کنند. ایشان قبول کرد ومن هم وقتی از مسافرت برگشتم افراد را جهت آموزش نظامی در لبنان روانه کردم.در همین مسافرت که سفری در عراق، سوریه، لبنان، عربستان و ایران داشتم ، غیر از انقلابیون و رهبران جنبشهای آزاد یبخش، با انقلابیون و روشنفکران داخلی، که در خارج زندگی می کردند، ملاقات داشتم و از اکثرشان دعوت به عضویت به تشکیلات کردم و آنها هم قول به همکاری دادند.
گفتنی است که حضرت آیت الله صادقی پروانی در سال 1370 در طی یک ملاقات با رهبر معظم انقلاب جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ملاقات نموده و پیرامون اوضاع جهان اسلام و مخصوصا اوضاع جاری افغانستان گفتگو و تبادل نظر میکند و در همین ملاقات رهبر معظم انقلاب آیت الله صادقی را بعنوان وکیل و نماینده تام الاختیار در امور افغانستان بر می گزیند.

اعلام موضع منطقی:
آیت الله پروانی با موضع گیری منطقی و خوب با انتشار یک نشریة درون تشکیلاتی به صورت روشن موضع و نظر تشکیلات را به مناسبت های مختلف بیان می کرد تا طرفداران تشکیلات تکلیف خود را بدانند و دشمنان هم از نظرات شان آگاه شوند این حرکت بالنده و اسلامی بسیار روی روحیۀ مردم مومن و مسلمان تأثیر مثبت داشت و مردم فوق العاده ایمان پیدا کرده بودند که این گروه ما را رهبری می توانند. از این رو بسیاري از علما ، طلاب جوان ، منوّرین و مردم این حرکت را مفید برای جامعه می دانستند و صمیمانه همکاری و کمک می کردندو همة مردم در این نظر بودند یک زبان سیاسی پیدا کند تا از حقوق آنها دفاع نمایند ؛ مردم صمیمانه برای تشکیلات کمک‌های مادی ومعنوی نمودند که خودش در این رابطه می گوید من برای دوستان گفتم: « اگر نام نشریه و تشکیلات مبهم و مجمل باشد، ممکن است تاریخ حرکت ونهضت فرزندان انقلابی تشیع را فراموش کند؛ و در تاریخ مبارزات وطن سهیم ندانند و یا مارک دیگری زنند؛ نام تشکیلات را«حزب حسینی» گذاشتیم ونام نشریه را فلق و گفتیم که با برادران اهل سنت، هم هدف باشیم آنها هم به نام «سازمان جوانان مسلمان » شبنامه پخش می کردند، ما هم به نام «حزب حسینی » شبنامه پخش می کردیم؛ این حرکات درنزد عموم شیعه و سنی اینطور تبلور می کرد که یک حزب سرّی در بین شیعه ها ویک حزب سری هم بین اهل سنت وجود دارد.
در سال‌های 1355 یک کار فرهنگی جدّی از سوی برادران شروع شد و نشریه ای به نام «نشریۀ حزب حسینی» منتشر کردند. نشریه، وقتی به دست علما، منورین و دانشجویان افتاد، مورد استقبال شدید قرار گرفت و همین طور نشریه ، به دست داوود خان هم رسید و پس از چند روزی در شهر کابل سر وصدا پیچید که داوود خان ، سر این نشریه، اعتراض جدّی دارد وخواستار دستگیری اعضای تحریریۀ آن شده است . باور شخص خودم نمی آمد که داوود خان این طور برخورد غیر عاقلانه کند، تا اینکه داوود خان یک نفر از ترکمن به نام « باشی محرم» راطلب کرده و گفت: برو برای علمای شیعه و اخصاً آقای آیت الله واعظ بگو که دربین شما یک حرکت خطرناک مغولی شروع شده است. که علیه دولت فعالیت می کنند ومن از این حرکت که ضد دولت کارمی کند، ناراضی هستم و پیامد بد برای دولت و شما مردم دارد که سرانجام به نفع شما و ما نیست. ما امیداواریم که این گروه را برای دولت معرفی کنید تا از شرّ آن شما و ما راحت گردیم.داوودخان می‌گوید در رأس این حرکت مغولی میر حسین صادقی است؛ نفر داوود خان نزد آقای واعظ وآقای ناصر ودیگر علما آمده ، پیام ایشان را تقدیم نموده، روی حرف‌های او تأکید کرده، گفته بود که: «از حرکت مغولی که بین جمع و جماعت شما به وجود آمده است ، داوودخان سخت خشمناک است». علما در یک جا جمع شده می گویند : «حرکت از کجا شروع شده باشد؟ بیایید با هم پیدا کنیم تا از دست دولت در امان بمانیم». من هم در جمع علما بودم و آقای عالم هم بود. نفر داوود خان مرا مورد خطاب قرار داد وگفت:داوود خان می گوید در رأس این حرکت مغولی میر حسین صادقی است! تا من خواستم جوابش را بگویم، به من اخطار دادکه باید از مملکت خارج شوی، تو را پلیس می گیرد. درجوابش گفتم : خوب اگر داوودخان می داند من رهبری تشکیلات مغولی را دارم، پس مرا بگیرید و در محبس بیندازید. مسئله خاتمه پیدا می کند. چرا باقی روحانیون وعلمای عظام را مزاحمت می‌کند؟ این گپ من سرو صدای عجیب در جلسه ایجاد کرد و اکثر علما گفتند: « برخورد داوود خان به این صورت در ست نیست که به خاطر یک مسئله، همه را گرفتار کند!
آیت الله واعظ مرحوم به خاطر ی که فضای جلسه را تاحدودي آرام کند زود شروع کرده و گفت: « نامه از داوود خان آمده که اگر این حرکت جلويش گرفته شود، خوب و اگر گرفته نشود من همه شما را در این کار دخیل می دانم و باید مشخص شود که اینها کیست؟ » این حرف داوودخان دو جنبه داشت: یک جنبه که دولت جلوي این حركت انقلابی و آگاهانه را بگیرد واعضای تشکیلات را زندان ویا حتی اعدام کند واین حرکت را یک حرکت ضدّ اسلامی بداند وعلیه آن از زبان علما فتوا بگیرد. از جنبه وصورت اول قضیه، من باک نداشتم، چون داوود اگر اعضای تشکیلات را می گرفت، اهداف ما از بین نمی رفت. اما از صورت دوم قضیه، سخت نگران بودم؛ اگر داوود موفق می شد علیه ما ا زعلما فتوا بگیرد، اختلاف شدید بین مردم ما به وجود می آمد و برخورد خونین صورت می گرفت. در آن صورت داوود موفق می شد و ما شکست می خوردیم و برای تشکیلات نه هدف باقی می ماند و نه نام نیک.
در جلسه ای که بخاطر نامۀ داوود خان تشکیل شده بود حضرات آیات همه حضور داشتند؛ حضرت آیت الله واعظ علما را مورد خطاب قرار داده، گفت:« تنها داوود خان نمی گوید، که حرکت مغولی به وجود آمده است بلکه مردم هم می گویند و صادقی آن را رهبری می کند و آقای عالم هم مویّدش می باشد؛ حالا ما این حرکت به وجود آمده را برای داوود خان چه جواب بگوییم ؛ ممکن است داوود همه را بگیرد و آزار و اذیت بکند؛ بعد از صحبت حضرت آیت الله واعظ، همه حرف زدند و علمای بزرگ اظهار نظر کردند و سرانجام در این مسئله هم نظر شدند که یک نامه‌ای برای داوود خان نوشته می کنیم که حرکت مغولی در بین ما وجود ندارد و حتی هم جوّ تشکیلات، در بین مردم ما زمینه ندارد. همه یک صدا گفتند:« نامه نوشته کنیم». از من سوال کردند که شما چه نظر دارید؟ من در جواب علما گفتم: « برای داوود خان نوشته نکنید که حرکت در بین ما نیست و تشکیلات وجود ندارد ، دلیلش هم همین است كه امروز ممکن است هیچگونه حرکت در بین ما نباشد و فردا و لو یک حرکت صد درصد اسلامی از هزاره ها هم به وجود بیاید، دولت همین نامه شما را یک سند قاطع و نامه علما اعلام، می کند بعد نهضت های آزادی بخش و خوب را هم توسط همین نامۀ شما خفه و نابود می کند». و دیگر برای علما گفتم: دولت فردا، نامه ای که نوشته اید دست آویز قرار داده، برا ی شما می گوید: « برادر خود شما گفتید که هیچگونه فعالیت های فرهنگی و سیاسی در بین ما وجود ندارد. حالا که این حرکت به وجود آمده است، جلويش را بگیرید و اگر جلويش را نمی گیرید، دولت جلويش را می‌گیرد»؛ جناب آقای عالم را خدا رحمت کند که حرف مرا تأیید کرده ؛ گفت: نوشتن نامه درست نیست؛ فردا بلای جان خود ما و شما می شود. علما گفتند: ما برای داوود خان می گوییم حرکت مغولی نیست. من در جواب آنها گفتم : « در افغانستان هزاره ها مساوی با شیعه است؛ و شیعه مساوی با هزاره، چون اکثریّت هزاره ها شیعه هستند. اگر حرکت از فرزندان هزاره به وجود بیاید، با اینکه هزاره‌ها ترک هستند، به خاطر آنکه آنها را در جهان اسلام بی پشتوانه کند، مغول می‌گویند. این نهضت حق خواهی را مغولی می گویند و اگر حرکت مغولی نگویند و قیام را اسلامی بگویند، که سرکوب نمی توانند. وقتی که مغولی می گویند، نه مغول‌های مسلمان بلکه مغول‌های کمونیست گفته سرکوب می کنند.بسیار نقش داشت

ايستادگی در مقابل طاغوت:
د رهفت ثور 57 13که در کشور تحوّل به وجود آمد، آیت الله پروانی تحت فشار شدید دولت قرار گرفت، دلیلش هم این بود که تمام علما را تره کی خواست و همه علما نزد تره کی رفتند و حکومت او را تأیید کردند و تنها کسیکه از ملّا‌های آن روز نزد تره کی نرفت ،آیت الله پروانی و جناب آقای عالم بود.چون این دو نفر شناخت دقیق از تره کی و رفقای آن داشتند و همیشه با آنها بحث های ایدئولوژی می‌کردند شناخت کافی داشتند ، به همین خاطر گفتند: «ما حکومت کمونیست ها را در سرزمین اسلامی خودمان نمی پذیریم و شهادت را به آسانی می پذیریم و عمری در زیر پرچم اسلام زندگی کردیم، بعد از این زیر پرچم کفر زندگی نخواهیم کرد» . بعد کمونیست ها به سراغ ما در چنداول و سراغ آقای عالم در قلعه شهادت رفتند و از ما سوال کردند که شما چرا با علمای دیگر خدمت رئیس جمهور و رهبر حزب جهت تبریک پیروزی انقلاب هفت ثور نرفتید، در حالی که شما علیه دولت داوود خان مبارزه می کردید که یک دگرگونی در جامعه ایجاد گردد و همان تحول و انقلابی که شما می خواستید، به وجود آمد و زحمت کشان و رنجبران به قدرت رسیده و ساختار حکومت قبل به هم خورده است و آنچه شما می خواستید و ما می خواستیم، امروز به دست آمده است و دیگر حرفی در میان باقی نمانده است؛ من در جواب مأمور دولت گفتم: « بلی‌، انقلاب به وجود آمده است و ساختار دولت سابق از بین رفته و یک ساختار جدید به وجود آمده؛ تحول اجتماعی، سیاسی و فرهنگی صورت گرفته است؛ منتهی شما یک تحول فکری و بنیادی هم می خواهید به وجود بیاورید که ما با آن مخالفیم. ما می خواهیم که تحول با صلاح دید و زیر نظر اسلام شناسان وعلما صورت گیرد و به یک کلام، انقلاب و تحوّل در جامعه، اسلامی باشد و شما می‌خواهید که در راستای اصول کارل مارکس و لنین و امثال اینها تکیه کنید. ما با این حکومت موافقه نمی‌توانیم». بعد از این جواب کمونیستها دنبال ما می‌گشتند تا ما را بگیرند.

زیارت خانة خدا:
جهت زیا رت خانة خدا در سال 1358 آیت الله پروانی می خواست مشّرف به مکه معظمه شود و پاسپورت حج رامی‌گيرد . یکی از اقوامش به نام «جگرن یونس» که در صدارت کار می کرده ، خبر می دهد که پاسپورت شما را گرفته و دولت گفته شما سفر مکه نکنید تا از شما بازجویی شود که چرا با این حکومت همکاری ندارید. در همین وقت است که علمارا دولت دست گیر می کند واعضای تشکیلات روی آیت الله فشار می آورند که از کشور خارج گردد وتشکیلات زمینة بیرون برامدن را فراهم می کند خود ایشان می گوید (جگرن یونس با تشکیلات صمیمانه همکاری کرد و پاسپورت مرا گرفت ومن طرف خانۀ خدا حرکت کردم و از شرّ دشمنان اسلام نجات پیدا کردم و این آخرین سفر من از وطن به طرف خانۀ خدا بود.واین سفر برکات زیاد داشت وتوانستم شخصیت های انقلا بی را در این سفر بیبینم وپایه گذاری یک جر یان سیاسی ، ونظامی را نمایم ودر جهت ادغام تشکلهای سیاسی تلاش کردم که یک جبهه ای قوی به وجود آوریم وبه یاری خدا وند بزرک موفق شدیم .ودوستان مو فق شدند وجریان قدرت مندی را راه اندازند

تأسیس سازمان نصر:
آیت الله پروانی سازمان نصرافغانستان را با یارانش درتابستان 1358 تشکیل داد وبه عنوان رهبر سازمان نصر موجودیت سازمان نصر را طی مصاحبه ها ازطریق صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران اعلام نمود وبعد ازآن پای استاد صادقی پروانی که درآن زمان به صادقی ترکمنی مشهور بود به رسانه ها کشانده شد ومرتب مواضع وخط مشی سازمان نصر را بیان میکرد ودرتمام کنفرانسها وسیمینار ها شرکت داشت گرچه درمرامنامه واساس نامه رهبری تشکیلات، شورایی بود اما ایشان به حیث کلانترین وموسفید ترین هیآت رهبری سازمان نصر درمیان اعضای سازمان ازاحترام وجایگاه والایی برخوردار بودبه این اساس ایشان به عنوان رییس ورهبر سازمان نصرجاافتاده ومطرح بودکه دراین مورد استادواعظی شهرستانی درجمع تعدادی از اعضای سازمان نصر گفته بود:(حاج آقا شمارا چه آنهاییکه قبول داشتند ویا نداشتند به عنوان رهبر سازمان نصر مطرح بودیدوهمه مردم به عنوان رهبرسازمان نصرمی شناختند)پس ازتشکیل سازمان نصر کم کم دیگر احزاب هم عرض اندام نمود مانند پاسداران جهاد،حرکت اسلامی و. ...سران احزاب مذکور جهت هماهنگی هرچه بیشتری میان احزاب شیعی، جبهه ی آذادی بخش را تشکیل دادند که آیت الله صادقی ازطرف سازمان نصر به عنوان سخنگو برگذیده شد اما متاسفانه آن جبهه زیاد دوام نیاورد واز هم پاشید. ."استادصادقی وآقای آصف محسنی ازاحزاب شیعی درکنفرانس کشور های اسلامی که در کشور پاکستان برگذار گردیده بودشرکت نمودند ودرحاشیه کنفرانس با اکثر نمایندگان کشور های اسلامی ،رهبران احزاب افغانی مقیم پاکستان ورییس جمهور آن وقت پاکستان جنرال ضیاءالحق دیدار داشتند ودرمورد مسایل مختلف من جمله اوضاع افغانستان گفتگو نمودند"سازمان نصربعنوان یکی از قدرتمندترین جریان سیاسی تلاش می کرد فعالیت های خود را انسانی واسلامی نماید به همین دلیل اعضای سازمان شایسته‌ی هر نوع تقدیر است؛ چون در آن دوره تلاش می کردند فعالیت‌های خود را انسانی انجام دهد ، پیروی از آرمان‌های انسانی روشنفکران نماید ، مفاهیمی چون استقلال ملی، تمامیت ارضی، حقوق ملیت‌ها، آزادي بیان را خوب درک می کرد ، وبه آن درست‏اندیشیده عملی کرد. این به دلیل وجود عناصری آگاه و انسان مدار و آزادی‌خواه در هیأت رهبری آن سازمان بود.پس از اعلام سازمان نصر افغانستان، فعالیت خود را در مناطق مختلف افغانستان شروع کردند و اعضای سازمان، بر عکس تمام گروههای اکثر شان داخل رفتند و فعالیت خود را به صورت بسیار جدی از مناطق مختلف شروع کردند. آیت الله پروانی همانند یارانش درسال 1359 به ترکمن بر می گردد وپایگاهی پرقدرت را پایه گذاری میکند

پایگاه توحید در ترکمن که بعدا مسمي به پایگاه شهید مرتضی شد:
فعالیتهای فرهنگی ، سیاسی و نظامی حضرت ایشان چند برابر می گردد؛ به خاطر تشدید مبارزاتش آیت الله صادقی به وطن برمی گردد همانند پدر دلسوز بر کرسی تدریس و تعلیم قرار گرفته نسل جوان و عصیان گر را با مفاهیم والای اسلامی و تاریخ خونبار وطن آشنا ساخت و با حوادث روز حساس کرد ؛ او بود که نسل جوان ، مردمان مومن و انقلابیون پر شور به دور شمع وجودش حلقه زده و از فیض معنوی و عارفانه آن بهره مند گردیدند. ایشان با صداقت ، قاطعیت ، استقامت ، امانتداری و مردم دوستی در مقابل ظالمین ایستاد وتلاش شبانه روزی می کرد که عدالت و مساوات و اخوت اسلامی تحقق پیدا کند و محرومیت و حرمان این مردم مظلوم رفع گردد به همین خاطر با سخنان طنز آلود خود در مقابل ریا کاران سخت ایستاد خود گفتار و کردار را بهم آمیخته و آنچه را می گفت قبل ازدیگران عمل می کرد وبه مردمش صمیمانه عشق می ورزید و او در زیر سایۀ پرچم سبز اسلام برای تمام اقوام و ملیت ها خدمت کرد؛ یکی از کارهای ارزنده وستودنی ایشان صلح بین حزب اسلامی وجمعیت اسلامی دردره ی غوربند ولایت پروان بود زمانیکه آتش جنگ میان دو حزب برادران اهل تسنن در غوربند شعله ور شد ایشان شخصا اقدام نمود ودرشرایط جنگی به غوربند وسرخ وپار سا رفت وبه سختی طرفهای درگیر را متقاعد نمود تا ازجنگ دست بردارند ،جنگ وسنگر گیری ها بامیان جیگری ایشان خاتمه یافت وبالاخره شورای هماهنگی را بین احزاب جهادی اهل تشیع واحزاب جهادی اهل تسنن در ولایت پروان به وجود آورد تاهم از جنگ وخون ریزی جلو گیری نماید وهم اتحاد وهماهنگی بین احزاب به وجود آمده مشترکا جبهه ی قوی وقدرمند را بر علیه رژیم اشغالگر سامان ببخشند بعد ازاین ایشان یکی از شخصیت های کم نظیر ملی و مذهبی به حساب می آمد که تمام نیروهای درگیر او را انسان خیر خواه و دلسوز به مردم افغانستان می شناخت و او همیشه در فکر سعادت و خوشبختی مردم خود بوده است که رهنمودهای پدرانه و درسهای قرآنش شاهد بر این مدعا است.
حضرت آیت‌الله پروانی از همین پایگاه شهیدمرتضی در ترکمن جبهات سمنگان، بغلان، بلخ، سرپل، بامیان، میدان، ارزگان و غزنی را کمک مادی و معنوی می‌نمود و در واقع پایگاه شهیدمرتضی در ترکمن پشتوان معنوی این جبهات بود و حضرت آیتý‌الله نظرات عالمانه‌ی خودش را از طریق نشریه‌ی وزین فلق در تمام پایگاه ها و فرماندهان جهاد می رسانید و این جبهات بود که از همین تفکر ناب اسلامی تغذیه می‌شد و در واقع حضرت آیت الله پروانی و یاران صادق اش در ترکمن پشتوانه ی معنوی و فکری جبهات بود و جبهات به دلگرمی معنوی همین عالم فرزانه در سنگرها حضور می یافتند، باید گفت علاوه بر کمک های معنوی همین پایگاه شهید مرتضی برای اكثر جبهات کمک های مادی و تسلیحاتی می نمود که در ماه ثور 1359 نیروی های مسلح بامیان به جبهه توحید تسلیم می شود. در ماه سرطان 1359 کندک چهارده غوربند را تصرف کرده با تمام امکانات اش و امکانات اش را به پایگاه توحید انتقال داده اند. در ماه اسد 59 قطاری بسیار بزرگی که می خواستند از راه غوربند به بامیان برود، دوصد هفتاد و پنج وسایل نقلیه و زره دار به دست مجاهدین پایگاه توحید افتاد و از امکانات گسترده آن تمام جبهات بهرمند شدند.
آیت الله پروانی علاوه بر فعالیتهای سیاسی ،نظامی وفرهنگی یاد شده چندین مدرسه ی علوم دینی را درترکمن ولایت پروان وهم چنین چندین مدرسه ی علوم دینی رادر بهسود ولایت میدان وردک تاسیس ومورد حمایتهای مادی معنوی اش قرارداد

تاسیس حزب وحدت:
آیت الله پروانی وقتی می بیند اختلاف و پراکندگی در صف مجاهدین به وجود آمده است اقدام به متحد ساختن گروها کرد ودر پاییز سال 1365باتعدادی از مسولین ومجاهدین از ترکمن راهی یکاولنگ میگردد ودرآنجا بااستاد عرفانی درمورد وحدت واتحاد گروه ها ی شیعه رایزنی نموده تا به یک راه کار مناسب دست یابد استاد پروانی ابتدا با مسولین سازمان نصر صحبت میکند ونظرات آنها را در این زمینه میگیرد وسپس به فعالیت هایش درمورد متحد ساختن گروه های دیگر آغازمیکند ایشان زمستان را درآنجا سپری میکند ونزدیک بهار که پدر بزرگوارش به رحمت خداوند میرود ازیکاولنگ تا ترکمن با پای پیاده باوجود برف وباران وسرمای شدید طی طریق نموده خودرا به فا تحه پدر می‌رساند بعد از مراسم فاتحه پدرش ازسال 1366 فعالیت هایش راجدی تر ازقبل شروع میکند ابتدا هماهنگی و وحدت بین دو حزب قدرت مند (سازمان نصر وپاسداران جهاد) به وجود می‌آورد و سپس تلاش‌های پیگیر درجهت متحد ساختن تمام گروهای شیعه انجام میدهد سرانجام در سال 1368این فعالیت ها و تلاشهای مخلصانه نتیجه میدهد؛ مسئولین تام الاختیار گروه ها میثاق وحدت را امضا نموده حزب وحدت اسلامی افغانستان را تأسیس کردند؛تمام جنگ های بی حاصل و کشمکش ها را نابود کردند ؛ به جای آن کاخ بلند وحدت و برادری را بنا گذاشتند و مایۀ دلگرمی ونشاط مجاهدین و مردم انقلابی خویش گردید و عصایانگرایانه در برابر هر نوع اتهام و افتراء از سوی متولیان دشمن تفکر تزویر، سینه سپر نموده و از هویت آزاد منشی مردم خود د رسخت ترین شرایط مردانه دفاع کرده است و خاک سنگر را برای هر گونه راحت طلبی در خارج از وطن ترجیح داده و دین بزرگ دینی و ملی خود را درهدایت جنگ استقلال ادا نموده است ودر روز های تلخ درد و رنج مردم خود بزرگوارانه و خاضعانه، رنجها و مصیبتها را با مردم خویش تقسیم نمود و پیش از آنکه به فکر غنیمت و کسب ریاست باشد به غرامت مأنوس بوده و خود را وقف مردم خود نموده است ؛ در تشکیل ونضج گرفتن حزب وحدت اسلامی افغانستان همه بزگان چون استاد عرفانی استاد مزاری استاد اکبری استاد صادقی نیلی و.....نقش داشتند ولی نقش اصلی و اساسی را استاد پروانی ایفا نمودزیرا به فرموده استاد مرحوم عرفانی که گفته بود (اگر آیت الله پروانی نمیبود اتحاد گروه ها امکان ناپزیر بود چون هیچ یکی از اعضای احزاب نه از نظر علمی ونه از نظر سنی به پیمانه ایشان نبود وایشان با توجه به محبوبیت که بین مسولین گروه. ها وفرماندهان داشت توانست همه رامتقعاعد ساخته وحول محور واحد گرد آورد)
آیت الله پروانی درمقاومت غرب کابل مردانه ایستاد ودوشادوش استادمزاری از هویت مردمش دفاع کرد ومقاوت عدالتخوانه مردم مارا رهبری نمود.استاد پروانی دراواخر مقاومت غرب کابل ریاست شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی افغانستان را به عهده داشت پس از سقوط سنگرهای مقاومت غرب کابل و شهادت استاد مزاری(ره) استاد پروانی به حیث رییس شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی افغانستان استاد خلیلی را به عنوان سرپرست موقت حزب وحدت اسلامی افغانستان اعلام نمود که بعدا طی بر گذاری انتخابات به عنوان رهبر حزب وحدت برگذیدنداستاد پروانی به عنوان همکار بااستاد خلیلی همچون پدری مهربان با حضور شبانه روزی خود در کام خطر و در خط مقدم دفاع امید را از نو در دلها زنده کرد و خود درشرایط دشوار اقلیمی هزارستان به ویژه یکاولنگ وبامیان در عین کهولت سن و تحمل دردهای جسمی به درمان رنج تاریخی مردم خود پرداخت و با حضور مردانه اش در سنگرهای مقاومت از شبر و شیخعلی و ترکمن حماسۀ فراموش نشدنی و جاویدانه ساخت و با تمام آن کهولت سنی که داشت ؛ بازهم جهت تشویق مردم خود در سنگر حضور پیدامی کرد ودراحیای دوباره حزب وحدت اسلامی نقش برجسته‏ی داشت
استادپروانی به عنوان یک شخصیت انقلابی وخیر اندیش درمیان رهبران جهادی ازاحترام وجایگاه والایی برخورداربود
ایشان نقش بسیار فعال درجنبش احیای هویت وخلق خودآگاهی درمیان مردم داشت
استاد پروانی ازسال 1376تاتشکیل اداره موقت به حیث معاون اول ریاست دولت اسلامی افغانستان ایفای مسولیت نموده وبعدازتوافق بن به عنوان معاون اول رییس دولت درپروسه انتقال قدرت ازحکومت مجاهدین به حامد کرزی نیز نقش فعال داشت.همچنان درلوی جرگه ی اضطراری سال 1381 ولوی جرگه ی قانون اساسی سال 1382 عضویت داشت ایشان درکنار فعالیتهای سیاسی فکری وفرهنگی یاد شده مسجد امام صادق را درچنداول شهر کابل باز سازی نموده ونیز مسجد قبا رابه کمک حاج محمدنبی خلیلی درشهرک امید سبز تاسیس واعمارنمود
حضرت آیت الله پروانی از دوره‌ی دوم ریاست جمهوری حامدکرزی تاپایان حیاتش در دو دوره تقنینی در مجلس سنای شورای ملی به حیث یک شخصیت ملی و جهادی عضویت داشت
سرانجام پس ازسالها مجاهدت ورشادت دراثر بیماری که عاید حالش گردیده بود بعدازبستری شدن در شفاخانه سردار محمدداود خان درشهرکابل به روز چهارشنبه مورخ 11حوت 1395به عمر 83 سالگی دعوت حق رالبیک گفته و باکارنامه درخشان و پرونده‌ی شفاف وروشن روح بلند پروازش به ملکوت اعلی پیوست روحش شاد ویادش جاودانه باد

آثار بجا مانده از آیت الله پروانی:
1- هزاران صفحه تقریرات درس فقه و اصول
2- درس‌های فلسفه
3- تفسیر قرآن
4- درس‌های از قرآن
5- گفتارهای معنوی (مجموعه خطبه های نمازجمعه)
6- زن در اسلام
7- دو جلد خاطرات
8- تفسیر سوره فلق (یک جلد)
9- تفسیر چهار قل (یک جلد)
10- سخنرانی ها، مصاحبه ها و پیام های به جا مانده از ایشان


١٢:٤٧ - 1396/03/01    /    شماره : ٨٥٥٣٥    /    تعداد نمایش : ٥٢٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج